فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

وصیت در شرع

بر اساس قانون ارث، تنها عده ای از بستگان، آن هم با توجه به حساب معینی، از ارث بهره مند می شوند؛ در حالی که شاید عده دیگری از خویشان و دوستان و آشنایان نیز محتاج کمکهای مالی باشند. نیز در مواردی گاهی مبلغ ارث پاسخگوی نیاز وارثان نیست. به اقتضای جامعیت قوانین اسلام، قانون وصیت وضع شده و به مسلمانان اعم از مرد و زن اجازه داده شده تا درباره یک سوم (ثلث) اموال خود برای بعد از مرگ خویش تصمیم بگیرند. با این حال امام علی (علیه السلام) فرمودند: وصی خود باش و درباره مالت آن گونه کن که می پسندی بعد از تو انجام دهند.(868) البته فواید وصیت منحصر به بعد مادی و اقتصادی نیست: وصایای خداوند در قرآن مجید(869) و وصایای ائمه (علیهم السلام) خاصه امام علی (علیه السلام) نشان از سازندگی وصیت و عبرت گیری برای اهل و عیال دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: شایسته نیست شخص مسلمان شب را به روز آورد، مگر آنکه وصیت او زیر سرش باشد.(870)
امام باقر (علیه السلام) نیز فرموده اند: هر کس برای خویشاوندانی که از او ارث نمی برند وصیت نکند هنگام مرگ عمل خود را با معصیت تمام کرده است.(871)
با اینکه اصل وصیت کردن امری مستحبی است، در مواردی بر شخص واجب می شود:
1) هر گاه انسان در پرداخت حقوق واجب الهی، مانند خمس و زکات کوتاهی کرده باشد؛
2) هر گاه در نزد انسان امانتهایی از مردم باشد که اگر وصیت نکند احتمال از بین حقوق آنها وجود داشته باشد؛
3) هر گاه بر عهده انسان دیونی از مردم باشد که اگر وصیت نکند حق الناس ضایع شود؛
4) هر گاه شخصی از چنان موقعیت خانوادگی یا اجتماعی ای برخوردار باشد که اگر وصیت نکند لطمه شدید و ضربه جبران ناپذیری بر سلامت خانواده یا اجتماع و دین مردم وارد شود.

159. جز با تسلیم در برابر فرمانهای خدا نمیرید

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون.
آل عمران: 102
ای کسانی که ایمان آورده اید، آنچنان که شایسته ترس از خدسات از او بترسید و جز بر مسلمانی نمیرید.
مسلمون از ماده سلم و اسلام و کلمه اسلام از باب افعال و تسلیم از باب تفعیل و استسلام از باب استفعال - همه به معنای این است که کسی یا چیزی در برابر کسی دیگر چنان باشد که هرگز او را نافرمانی نکند و او را از خود دور نسازد؛ و اسلام انسان در برابر خدای تعالی یعنی پذیرش هر آنچه حضرت حق بخواهد و گردن نهادن به هر سرنوشتی که خدای سبحان برایش مقرر کند، چه سرنوشت تکوینی، که همان قدر و قضای الهی است و چه سرنوشت تشریعی، که اوامر و نواهی و در حقیقت دین خداست؛ و این حقیقت مشترک همه ادیان الهی و توحیدی است. قرآن می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام؛) (872) یعنی دین در نزد خدای سبحان یکی است و اختلافی در آن نیست و شرایع پیامبران صرفا از نظر مقدار و کیفیت مختلف اند، اما از نظر حقیقت یکی اند: حقیقت مشترک همه آنها تسلیم خدا شدن در عمل به شرایع و قوانین الهی و اطاعت او در آنچه در هر عصری با زبان پیامبرش از بندگانش می خواهد؛ و این یعنی اسلام، یعنی تسلیم حق شدن و اعمال حق انجام دادن. آنگاه قرآن می فرماید: بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن.(873) یا اسلمت وجهی لله و من اتبعن.(874) در این آیات، خداوند اسلام را متعلق به وجه کرده است، یعنی با وجهش اسلام بیاورد و تسلیم شود؛ و وجه هر چیز آن طرف است که رو به ما باشد و رو به رو قرار گیرد. اگر به معنای همین چهره بگیریم، باز تاکیدی برای معنای اسلام است؛ چون چهره و صورت محل اجتماع بیشتر حواس انسان است و اگر چهره انسان تسلیم خدا باشد، یعنی با شنوایی و بینایی و چشایی و بویایی و لامسه تسلیم شده است و علاوه بر آن، با زبان و قلب رو آورده و در حقیقت با همه بدن تسلیم حق شده است. مضاف بر این، تسلیم شدن با چهره بر اقبال و خضوع توأم با عشق و دلباختگی در برابر اوامر پروردگار دلالت دارد.(875)

مراتب اسلام

البته مراتب اسلام و تسلیم شدن در برابر حضرت حق به حسب شدت و ضعف مختلف است: بعضی از مسلمانان در برابر تکالیف دشوار تسلیم می شوند و برخی تا جایی مسلم و تسلیم اند که تکالیف آسان و بی دردسر باشد. بنابراین می توان گفت اسلام مراتبی دارد: مرتبه اول همان پذیرش ظاهری فرمانهای الهی و جاری کردن شهادتین که به زبان است، اگر چه قلب موافق نباشد؛
مرتبه بالاتر اسلام تسلیم و انقیاد قلبی در برابر نوع اعتقادات حق و در پی آن اعمال صالح است، گر چه گاهی گناهی هم از او سر زند؛
در مرتبه بالاتر، شهوتها و خواسته های حیوانی و دنیوی همگی رام شخص مسلم می شود و چنان خدا را بندگی می کند که گویا او را می بیند و خلاصه از سر تا پا تسلیم خدا می شود؛
در مرتبه چهارم، مسلم دایما و قلبا و به طور شایسته مشغول وظیفه بندگی است و خود را چون عبد مملوک در برابر پروردگار می بیند و اراده و رضای مولا و محبوب خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد و می داند که هیچ موجودی و هیچ سببی در برابر خدا استقلال ندارد و خدا را مالک حقیقی و منشأ همه اثرها و سببها می داند.(876)
از این جا می توان فهمید اسلامی که خداوند در این آیه خواسته و فرموده: فلا تموتن الا و انتم مسلمون همین اسلام مرتبه چهارم است. فرموده است که همواره بر این اسلام باشید تا مرگتان در حال اسلام و تسلیمتان در برابر حضرت حق واقع شود. این همان امری است که ابراهیم فرزندانش را به آن سفارش کرد: و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون.(877) این تسلیمی عاشقانه و انتخاب است و این زیباترین معنای واژه عشق و شوریدگی است.