فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

158. مرگ میهمانی است ناخوانده. وصیت کنید

کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین.
بقره: 180
هر گاه یکی از شما را مرگ فرا رسد و مالی بر جای گذارد، مقرر شد که درباره پدر و مادر و خویشاوندان از روی انصاف وصیت کند؛ و این شایسته پرهیزکاران است.
الوصیة از ماده وصی به معنای متصل شدن و متصل کردن است؛ و ایصاء و توصیة هم به معنای سفارش و دستور است. وصیت (برای مرگ) را از آن جهت وصیت گویند که موصی کارش را به کارهای وصی متصل کند و یا کارهای قبل از مرگ را به بعد از مرگ خود متصل می کند.
ناگهانی بودن مرگ و اینکه در کمین هر انسانی نشسته و دایما او را تهدید می کند و اینکه اساسا در هر نفسی مرگی نهفته است مسئله وصیت و اهمیت آن را روشن می کند. قرآن کریم در چند آیه از وصیت به عنوان تکلیف مؤکد یاد کرده و حتی آداب اصلی آن را بیان کرده است.(866) سره انبیا و اولیا و ائمه (علیهم السلام) در داشتن وصیت نیز خود تاکید دیگری بر اهمیت آن است. البته این صرف نظر از آن تکلیف عمومی و همگانی است که اعضای جامعه اسلامی نسبت به یکدیگر دارند و آن توصیه و سفارش روزمره به هم است: و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.(867)
وصیت راهی است برای جبران کاستیها و کوتاهیهای گذشته انسان و طرحی است برای اتمام کارهای نیمه تمام او در جریان زندگی؛ و همچنین نشانی است از دور اندیشی او برای بعد از مرگش و واقع بینی انسان به مرگش. علاوه بر اینها یادگاری پسندیده و ماندنی برای نسل بعد و نیز موجب عمل به سنت و سیره مردان خداست.

وصیت در شرع

بر اساس قانون ارث، تنها عده ای از بستگان، آن هم با توجه به حساب معینی، از ارث بهره مند می شوند؛ در حالی که شاید عده دیگری از خویشان و دوستان و آشنایان نیز محتاج کمکهای مالی باشند. نیز در مواردی گاهی مبلغ ارث پاسخگوی نیاز وارثان نیست. به اقتضای جامعیت قوانین اسلام، قانون وصیت وضع شده و به مسلمانان اعم از مرد و زن اجازه داده شده تا درباره یک سوم (ثلث) اموال خود برای بعد از مرگ خویش تصمیم بگیرند. با این حال امام علی (علیه السلام) فرمودند: وصی خود باش و درباره مالت آن گونه کن که می پسندی بعد از تو انجام دهند.(868) البته فواید وصیت منحصر به بعد مادی و اقتصادی نیست: وصایای خداوند در قرآن مجید(869) و وصایای ائمه (علیهم السلام) خاصه امام علی (علیه السلام) نشان از سازندگی وصیت و عبرت گیری برای اهل و عیال دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: شایسته نیست شخص مسلمان شب را به روز آورد، مگر آنکه وصیت او زیر سرش باشد.(870)
امام باقر (علیه السلام) نیز فرموده اند: هر کس برای خویشاوندانی که از او ارث نمی برند وصیت نکند هنگام مرگ عمل خود را با معصیت تمام کرده است.(871)
با اینکه اصل وصیت کردن امری مستحبی است، در مواردی بر شخص واجب می شود:
1) هر گاه انسان در پرداخت حقوق واجب الهی، مانند خمس و زکات کوتاهی کرده باشد؛
2) هر گاه در نزد انسان امانتهایی از مردم باشد که اگر وصیت نکند احتمال از بین حقوق آنها وجود داشته باشد؛
3) هر گاه بر عهده انسان دیونی از مردم باشد که اگر وصیت نکند حق الناس ضایع شود؛
4) هر گاه شخصی از چنان موقعیت خانوادگی یا اجتماعی ای برخوردار باشد که اگر وصیت نکند لطمه شدید و ضربه جبران ناپذیری بر سلامت خانواده یا اجتماع و دین مردم وارد شود.

159. جز با تسلیم در برابر فرمانهای خدا نمیرید

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون.
آل عمران: 102
ای کسانی که ایمان آورده اید، آنچنان که شایسته ترس از خدسات از او بترسید و جز بر مسلمانی نمیرید.
مسلمون از ماده سلم و اسلام و کلمه اسلام از باب افعال و تسلیم از باب تفعیل و استسلام از باب استفعال - همه به معنای این است که کسی یا چیزی در برابر کسی دیگر چنان باشد که هرگز او را نافرمانی نکند و او را از خود دور نسازد؛ و اسلام انسان در برابر خدای تعالی یعنی پذیرش هر آنچه حضرت حق بخواهد و گردن نهادن به هر سرنوشتی که خدای سبحان برایش مقرر کند، چه سرنوشت تکوینی، که همان قدر و قضای الهی است و چه سرنوشت تشریعی، که اوامر و نواهی و در حقیقت دین خداست؛ و این حقیقت مشترک همه ادیان الهی و توحیدی است. قرآن می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام؛) (872) یعنی دین در نزد خدای سبحان یکی است و اختلافی در آن نیست و شرایع پیامبران صرفا از نظر مقدار و کیفیت مختلف اند، اما از نظر حقیقت یکی اند: حقیقت مشترک همه آنها تسلیم خدا شدن در عمل به شرایع و قوانین الهی و اطاعت او در آنچه در هر عصری با زبان پیامبرش از بندگانش می خواهد؛ و این یعنی اسلام، یعنی تسلیم حق شدن و اعمال حق انجام دادن. آنگاه قرآن می فرماید: بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن.(873) یا اسلمت وجهی لله و من اتبعن.(874) در این آیات، خداوند اسلام را متعلق به وجه کرده است، یعنی با وجهش اسلام بیاورد و تسلیم شود؛ و وجه هر چیز آن طرف است که رو به ما باشد و رو به رو قرار گیرد. اگر به معنای همین چهره بگیریم، باز تاکیدی برای معنای اسلام است؛ چون چهره و صورت محل اجتماع بیشتر حواس انسان است و اگر چهره انسان تسلیم خدا باشد، یعنی با شنوایی و بینایی و چشایی و بویایی و لامسه تسلیم شده است و علاوه بر آن، با زبان و قلب رو آورده و در حقیقت با همه بدن تسلیم حق شده است. مضاف بر این، تسلیم شدن با چهره بر اقبال و خضوع توأم با عشق و دلباختگی در برابر اوامر پروردگار دلالت دارد.(875)