فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

153. علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

و انیبوا الی ربکم و اسلموا له من قبل ان یأتیکم العذاب ثم لا تنصرون و اتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم من قبل ان یأتیکم العذاب بغتة و انتم لا تشعرون ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساخرین.
زمر: 54 و 56
پیش از آن که عذاب فرا رسد و کسی به یاریتان برنخیزد. به پروردگارتان روی آورید و به او تسلیم شوید؛ و پیش از آنکه به ناگاه و بی خبر عذاب بر شما فرود آید، از بهترین چیزی که از جانب پروردگارتان نازل شده است پیروی کنید. تا کسی نگوید: ای حسرتا بر من که در کار خدا کوتاهی کردم و از مسخره کنندگان بودم!
انیبوا از مصدر انابة از ماده نوب است؛ و نوب و انابة به معنای رجوع بعد از رجوع در قرآن به کار رفته است. انابه به خدا یعنی برگشتن به سوی خدا با توبه و اخلاص عمل که نشان می دهد درهای توبه پیوسته باز است. به زنبور عسل هم نوب می گویند؛ زیرا پی در پی به کندویش باز می گردد. حادثه را نیز نائبه می گویند، زیرا پی در پی می آید.
الساخرین از ماده سخر، به معنای ریشخند کردن است؛ و ساخرین جمع ساخر به معنای مسخره کننده است.
اکنون به گوشه ای از خطبه هشتاد و سوم نهج البلاغه امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) توجه کنید - خطبه ای که به روایت مرحوم شریف رضی، بعد از آنکه امام (علیه السلام) آن را ایراد فرمودند، بدنها به لرزه افتاد و اشکها سرازیر شد و دلها ترسان گردید. جمعی از مردم آن را خطبه غراء نامیده اند.
عباد الله این الذین عمروا فنعموا و علموا ففهموا و انظروا فلهوا و سلموا فنسوا... (ای بندگان خدا، کجایند آنان که در عمر خود از نعمت برخوردار بودند؟ کجایند آنان که تعلیم یافتند و درک کردند، اما مهلتشان دادند، ولی آنها به لهو و لعب پرداختند و آنها را از آفات به دور داشتند، اما آنان فراموش کردند؟ زمانی طولانی آنها را مهلت دادند، نعمتهای فراوان بخشیدند، از عذاب دردناک پرهیزشان دادند، و وعده های بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند. ای مردم، از گناهانی که شما را به هلاکت افکند و از عیبهایی که خشم خدا را در پی دارد بپرهیزید.)
اولی الابصار و الاسماع و العافیة و المتاع هل من مناص او خلاص او معاذ او ملاذ او فرار او محار ام لا فأنی تؤفکون ام این تصرفون ام بماذا تغترون... (ای دارندگان چشمهای بینا و گوشهای شنوا و سلامت و دارندگان کالای دنیا، آیا راه گریز یا رهایی و جای امنی و پناهگاهی و جای فراری هست؟ یا نه؟ پس به کجا رو کرده اید و به کدام سو می روید؟ و به چه چیز مغرور می شوید؟ تنها بهره هر یک از شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست، در حالی که گونه ها بر خاک ساییده می شود. ای بندگان خدا، هم اکنون تا ریسمانهای مرگ بر گلوی شما نیفتاده و روح شما برای کسب کمالات آزاد است و بدنها راحت و در حالتی قرار دارید که می توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید، هنوز مهلت دارید و جای تصمیم و توبه و بازگشت از گناه باقی مانده است. عمل کنید پیش از آنکه در شدت تنگنای وحشت و ترس و نابودی قرار گیرید، پیش از آنکه مرگ در انتظار مانده فرا رسد و دست قدرتمند خدای توانا شما را بر گیرد...
پس از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد، گناه کرد و اعتراف کرد، ترسید و به اعمال نیکو پرداخت، پرهیز کرد و پیش تاخت، یقین پیدا کرد و نیکوکار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نکرد، به او اخطار شد و به خدا روی آورد و پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری و توبه کرد و در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی کرد، راه نشانش دادند و شتابان به سوی حق حرکت کرد و از نافرمانیها گریخت.)(833)

154. هیزم جهنم انسانها و سنگهایند. خود و خانواده خویش را از آن برهانیم

یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون.
تحریم: 6
ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگهایند نگهدارید. فرشتگانی درشت گفتار و سخت گیر بر آن آتش موکل اند. هر چه خدا بگوید نافرمانی نمی کنند و همان می کنند که به آن مامور شده اند.
قوا از ریشه وقی است؛ و وقی و وقایة و وقاء به معنای حفظ شی ء است از آنچه اذیت و ضرر می رساند. تقاة و تقوی هم یعنی پرهیز از عذاب خدا به وسیله ادای واجبات و ترک محرمات.
وقود از وقد، به معنای افروخته شدن آتش، است؛ و وقود یعنی هیزم و مانند آن که آتش گیره است، یعنی ماده ای قابل اشتعال است.
یعصون از عصیان به معنای نافرمانی و خروج از طاعت، است. معصیت نیز به همین معناست.

چگونه خود و افراد خانواده را از آتش برهانیم؟

همین پرسش را ابو بصیر از شاگردان امام صادق (علیه السلام) در محضر آن حضرت و درباره این آیه شریفه طرح کرد. حضرت در پاسخ فرمود: تأمرهم بما امرهم الله و تنهاهم عما نهاهم الله عنه فان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک فکنت قد قضیت ما علیک.(834) (آنها را به انجام دادن آنچه خدا فرمان داده فرمان ده و از آنچه خدا منعشان کرده منع کن. پس اگر از تو اطاعت کردند، آنان را از آتش حفظ کرده ای؛ و اگر نافرمانی ات کردند، تو وظیفه ات را انجام داده ای.)
نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که وقتی این آیه نازل شد مردی از مسلمانان شروع به گریه کرد و گفت: من خودم را نمی توانم حفظ کنم، چگونه مسئولیت حفظ خانواده ام از عذاب به گردنم گذاشته شده است؟ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کافی است که آنچه به خودت فرمان می دهی به آنان نیز فرمان دهی و از آنچه خودت را از آن منع می کنی آنان را نیز منع کنی.(835)
امام علی (علیه السلام) نیز درباره این آیه فرمودند: علموا اولادکم الخیر(836) (خیرها و خوبیها را به فرزندانتان یاد دهید.)
بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم - انیس جان هم فرسوده بیمار هم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم - شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم
وای هم شفای هم فدای هم برای هم - دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم
به هم یک تن شویم و یک دل و یک رنگ و یک پیشه - سری در کار هم آریم و دوش بار هم باشیم
به جمعیت پناه آریم و از باد پریشانی - اگر غفلت کند آهنگ ما بیدار هم باشیم
جدایی نباشد بهره ای تا در میان آید - به هم آریم سر گرد هم و پرگار هم باشیم
غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم - بلای جان هم را چاره و ناچار هم باشیم
یکی گردیم در رفتار و در کردار و در گفتار - زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هم باشیم
حیات یکدیگر باشیم و بهر یکدگر میریم - گهی خندان هم گه خسته افکار هم باشیم
جمال یکدگر باشیم و عیب همدیگر پوشیم - قبا و جبه و عمامه و دستار هم باشیم(837)