فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

آیا بهشتیان زاد و ولد دارند؟

در پاسخ باید گفت که عالم دنیا و عالم آخرت و قیامت در عالم در عوالم هستی اند که هر یک آثار ویژه خود را دارد. در دنیا حرکت و تغییر است: جوان پیر می شود، نو کهنه می شود، کهنه از میان می رود، گیاه پژمرده می شود و خلاصه اینکه در زندگی دنیوی خوشی با رنج و حیات با مرگ و لذت با محنت و اندوه با شادی و اضطراب با آرامش آمیخته است؛ اما در آخرت چنین نیست، بلکه گروهی همیشه و از هر جهت متنعم، شاد و آسوده اند و دسته ای دیگر همواره معذب و غمگین و ناراحت اند. در آن جهان، تغییر و تحول این چنینی وجود ندارد و نوعی ثبات و بقا حاکم است.
با توجه به آیات و روایاتی که قبلا هم درباره آنها بحث کردیم، در عالم قیامت نظام کنونی عالم مادی دگرگون می شود. زلزله عظیمی در زمین و شکافته شدن دریاها و به حرکت در آمدن کوهها و در هم کوبیده شده آنها و خاموش گشتن ماه و خورشید و ستارگان عظیم و پردود و ابر شدن فضای جهان پاره ای از تحولات اساسی نظام کائنات است. در قیامت، همه روابط قطع می شود و تمام ارتباطات و تاثیراتی که موجودات در عالم جسم و جسمانیت و عالم پس از آن دارند از میان می رود و نه شیئی در شی ء دیگر اثر خواهد کرد و نه شیئی از شیئی تاثیر خواهد پذیرفت: و تقطعت بهم الاسباب(758) و فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتساءلون.(759)
از این روست که بر اساس آیات و روایات، برای ورود روح و بدن به عالم قیامت نیاز به تحول اساسی است تا آن دو قابلیت پذیرش احکام و قوانین قیامت را بیابند.
پس این انتظار که در عالم قیامت احکام و قوانین و سنن عالم مادی و دنیا جاری باشد انتظاری نابجا و ناصحیح است؛ و اگر در این آیات و روایات از لذاتی چون خوردن و آشامیدن و با همسران جوان زیباروی بودن و در کنار نهرها و زیر درختان بودن یاد شده است، بیشتر برای تقریب ذهن ما به حقایق عالم قیامت بوده است و باید توجه داشت که این لذتها همانند لذتهای دنیایی نیست. از طرفی، چون بهشتیان در بهشت هر چه بخواهند فراهم است، و فیها ما تشتهیه الانفس(760)، می توانند فرزند هم داشته باشند؛ ولی این امر به علت سنن حاکم بر قیامت به شیوه ای که در دنیا وجود دارد نیست. نظام حاکم بر قیامت نظام دفعی است نه نظام تدریجی؛ یعنی در قیامت خواستن مساوی با شدن و تحقق است و این پذیرایی حضرت حق از عباد خویش در بهشت است: و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلا من غفور رحیم.(761) و لهم ما یشاءون فیها و لدینا مزید.(762)
بر خلاف نظام این عالم، که اسباب و علل است و برای عملی شدن خواسته ها باید شرایط آن فراهم شود تا آن آرزو محقق شود؛ مثلا کسی که فرزندی می خواهد باید ازدواج کند و با جمع سلسله ای از شرایط و به تدریج و در زمان معینی دارای فرزند شود.(763)

140. پرهیزکاران بهشتی در جایگاه امن الهی هرگز طعم مرگ را نمی چشند

ان المتقین فی مقام امین فی جنات و عیون یلبسون من سندس و استبرق متقابلین کذلک و زوجناهم بحور عین بدعون فیها بکل فاکهة آمنین لا یذوقون فیها الموت الا الموته الاولی و وقاهم عذاب الجحیم.
دخان: 51 - 56
پرهیزکاران در جایی امن اند، در باغها و چشمه سارها، لباسهایی از سندس و استبرق می پوشند و رو به روی هم می نشینند. همچنین حور العین را به همسری شان در آوریم. در ایمنی، هر میوه ای بخواهند می طلبند. در آنجا طعم مرگ را نمی چشند، مگر همان مرگ نخستین، و آنها را خدا از عذاب جهنم نگه داشته است.
قرآن می فرماید: و ان للمتقین لحسن مآب(764) (و برای پرهیزکاران فرجام نیکی است)؛ جنات عدن مفتحة لهم الابواب(765) (باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است)؛ متکئین فیها یدعون فیها بفاکهة کثیرة و شراب(766) (در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده اند و میوه های بسیار و نوشیدنی ها در اختیار آنان است؛ و عندهم قاصرات الطرف اتراب(767) (و در نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند و هم سن و سال اند)؛ هذا ما توعدون لیوم الحساب(768) (این همان است که برای روز حساب به شما وعده داده می شود)؛ ان هذا لرزقنا ما له من نفاد(769) (این روزی ماست که هرگز آن را پایانی نیست.)

ذبح الموت

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که به هنگامی که بهشتیان داخل بهشت شدند و جهنمیان در جهنم جا گرفتند، مرگ را در صورت و شکل قوچی می آورند تا اینکه در بین بهشت و جهنم می ایستد. سپس منادی فریاد می زند، به گونه ای که همه اهل بهشت و جهنم می شنوند: ای اهالی بهشت، ای اهالی جهنم؛ و آنان به او رو می کنند. آن گاه می گوید: آیا می دانید این چیست؟ این همان مرگی است که در دنیا از آن می ترسیدید؛ در آن هنگام، بهشتیان می گویند: اللهم لا تدخل الموت علینا (خدایا مرگ را بر ما وارد نکن.) و جهنمیان می گویند: اللهم ادخل الموت علینا (خدایا مرگ را بر ما وارد کن.) سپس همان گونه که گوسفند را ذبح می کنند، مرگ را سر می برند. سپس منادی فریاد می زند: لا موت ابدا ایقنوا بالخلود (هرگز دیگر مرگی نیست. به جاودانگی خود یقین کنید.) پس بهشتیان با شنیدن این ندا به گونه ای بی نظیر شاد و مسرور می شوند. آن گاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: افما نحن بمیتین الا موتتنا الاولی و ما نحن بمعذبین ان هذا لهو الفوز العظیم لمثل هذا فلیعمل العاملون.(770) (آیا ما هرگز نمی میریم و جز همان مرگ اول مرگی به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟ راستی این همان پیروزی بزرگ است. آری، برای مثل این باید عمل کنندگان عمل کنند.) حضرت در ادامه فرمودند: و اهل دوزخ نعره ای عجیب می زنند؛ و این همان سخن خداست که فرموده: و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر.(771) (آنان را از روز حسرت بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می یابد.)(772)
آری، در آن هنگام که مرگ ذبح می شود حکم خلود و جاودانگی و بقای ابدی برای اهالی قیامت امضا می شود: فاما الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر و شهیق خالدین فیها مادامت السماوات و الارض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید و اما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها مادامت السماوات و الارض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ.(773) (اما آنها که بدبخت شدند در آتش اند و برای آنان در آنجا ناله های طولانی است. جاودانه در آن خواهند ماند تا آسمان ها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می دهد؛ اما آنها که سعادتمند شدند جاودانه در بهشت خواهند ماند تا آسمانها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد بخششی است قطع نشدنی.)