فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

138. اهالی بهشت برین هرگز تقاضای نقل مکان نمی کنند

ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا خالدین فیها لا یبغون عنها حولا.
کهف: 107 - 108
کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند مهمان سرایشان باغهای فردوس است. در آنجا جاویدان اند و هرگز هوای انتقال نکنند.
یبغون از ماده بغی به معنای طلب توأم با تجاوز از حد، است؛ و لایبغون یعنی نمی خواهند و طلب نمی کنند.
حولا به معنای تحول و نقل مکان است.

آیا در بهشت لذتهای مادی وجود دارد؟ اگر وجود دارد، پس چه فرقی میان دنیا و آخرت است؟

با توجه به اینکه تمامی لذایذ دنیوی برای بقا و حفظ نسل آدمی است و آخرت دار بقاست، دیگر انسان چه حاجتی به این گونه لذایذ دارد؟ هیچ یک از لذایذ دنیوی مقصود اصلی در خلقت و آفرینش انسان نیست، بلکه غرضی محدود و زمان دار است: غذا می خوریم تا زنده بمانیم، شهوت جنسی هم خلق شد تا نسل بشر باقی بماند؛ اما در قیامت وجود این لذایذ چه معنایی دارد، در حالی که بقای آن زندگی نه بستگی به خودردن غذا دارد و نه به آمیزش جنسی و زندگی آنجا عدم و فنایی در پی اش نیست؟
حقیقت امر این است که بر اساس آیات قرآن، نعمتهای دنیا و لذایذ آنها مقصود بالذات و هدف اصلی نیست، بلکه مقصود للغیر و تبعی و فرعی است. هدف اصلی و مقصود بالذات زندگی انسان تحصیل کمالات و آمادگی حضور در عالم آخرت برای زندگی پایدار آنجاست. این لذایذ و نعمتها خلق شده اند که انسان ها را جذب خود کنند و در نتیجه، آنها به سوی زندگی در دنیا کشیده شوند: انا جعلنا ما علی الارض زینة لها(754) (ما آنچه روی زمین است را زینت آن قرار دادیم)؛ المال و البنون زینه الحیاة الدنیا(755) (مال و فرزند زینت زندگی دنیاست.)
از سوی دیگر، باز بر اساس آیات و ادله، باید دانست آنچه از هستی انسان در سرای آخرت می ماند همین وجودی است که چند صباحی در دنیا بوده و اکنون با دگرگونیها و تحولاتش از نقص به کمال رسیده و برای حضور در عالم آخرت آماده شده است؛ و همین بدن او در آنجا حاضر می شود - بدنی که از مجموع اجزای روی زمین درست شده است. پس انسان آخرت همان انسان دنیاست و مایحتاج آخرتش هم همان مایحتاج دنیایی اوست و آنچه در دنیا وسیله کمالش بوده همان در آخرت هم وسیله کمال اوست؛ مطالب و مقاصدش هم همان مطالب و مقاصد است، تنها فرقی که میان دنیا و آخرت است مسئله بقا و زوال است.(756)
قرآن این حقیقت به هم پیوستگی دنیا و آخرت انسان را این گونه زیبا بیان کرده است:
و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین... ثم انشأناه خلقا آخر... ثم انکم بعد ذلک لمیتون ثم انکم یوم القیامة تبعثون.(757) که به خوبی دلالت می کند بر اینکه خلقت مادی بدن به خلقت موجودی مجرد به نام روح و همین انسان می میرد و سپس، همین در قیامت، مبعوث می شود. پس زندگی دنیا، که همان وجود دنیوی انسان است، به همراه آنچه از خوبیها و بدیها کسب کرده در آخرت هم لذایذی که کسب کرده به او می دهند و یا از آن محرومش می کنند که همان برخورداری او از نعیم بهشتی و یا گرفتاری او در عذاب جحیم است. بنابراین لذایذ انسان در آخرت این است که به آنچه در دنیا می خواسته برسد، چه خوردنی اش و چه نوشیدنی اش و چه لذایذ جنسی اش و چه حتی لذایذی که در دنیا تصورش را هم نمی کرد و در عقلش نمی گنجید. رسیدن به این لذایذ همان بهشت است و شقاوت انسان نرسیدن به آنهاست که همان جهنم است.
معاد جسمانی نیز پاسخی دیگر به این پرسش است و آن اینکه اگر معاد جسمانی باشد، باید گفت در آخرت لذایذ مادی وجود دارد.

139. بهشتیان غرق نعمت، بی هیچ اندوه و رنج و سستی و واماندگی

جنات عدن یدخلونها یحلون فیها من اساور من ذهب و لؤلؤا و لباسهم فیها حریر و قالوا الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور الذی احلنا دار المقامة من فضله لا یمسنا فیها نصب و لا یمسنا فیها لغوب.
فاطر: 33 - 35
به بهشتهایی که جایگاه جاودانه آنهاست داخل می شوند. در آنجا به دستبندهای زر و مرواریدشان می آرایند و در آنجا جامه هاشان از حریر است و می گویند: سپاس خدایی را که اندوه از ما دور کرد، زیرا پروردگار ما آمرزنده و سپاس گزار است. آن خدایی که ما را از فضل خویش بدین سرای جاویدان در آورد، که در آنجا نه رنجی به ما می رسد و نه خستگی.
نَصب و نُصب به معنای رنج و تعب است؛ و ناصب یعنی رنج دهنده؛ نصب مصدر است به معنای رنج دادن و رنج دیدن و برپا داشتن. لغوب خسته شدن بر اثر رنج را گویند.