فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

132. مومنان مقاوم و پایدار با مددکارانی از ملائکه در بهشتی که هر چه بخواهند در آن فراهم است

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون نحن اولیاءکم فی الحیاة الدنیا و فی الاخرة و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلا من غفور رحیم.
فصلت: 30 - 32
بر آنان که گفتند: پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند، فرشتگان فرود می آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتی که به شما وعده داده شده بشارت است. ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم. در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب کنید برایتان فراهم است. سفره ای است از جانب خدای آمرزنده مهربان.
استقاموا از مصدر استقامت به معنای ملازم طریق مستقیم بودن و بر خط صحیح ثبات داشتن است. اولیاء جمع ولی است به معنای سرپرست و اداره کننده امر و دوست و یاری کننده. اصل آن ولی است به معنای نزدیک و قرب.
نزلا از نزول گرفته شده و به معنای فرود آمدن است؛ و نزل به چیزی می گویند که برای میهمان آماده شد تا بر آن نازل شود.
در این آیات، شرط بهشتی شدن و به فرجام نیک رسیدن تنها ایمان آوردن نیست؛ بلکه فرموده آنان اقرار به ایمان کنند و در راه دینداری خویش پایدار بمانند و سختیها و مشکلات راه خدا آنان را از صحنه ایمان و دینداری خارج نکند. در دنیا و آخرت مددکانران آسمانی آنان را یاری می کنند تا در بهشت الهی داخل شوند. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: ان تستقیموا تفلحوا.(731) (اگر ایستادگی کنید رستگار می شوید.)
امام علی (علیه السلام) نیز می فرمایند: من شما را به راه روشنی بردم که جز هلاک خواهان هلاک نگردند. من استقام فالی الجنة و من زل فالی النار. (آن کس که استقامت کرد به سوی بهشت شتافت و آن کس که نلغزید در آتش سرنگون شد.)(732)
نیز حضرت فرمودند: آگاه باشید که آنچه از پیش مقرر شده بود به وقوع پیوست و خواسته های گذشته الهی انجام شد (گذشته ها را پیش نکشید)؛ و همانا من با تکیه به وعده های الهی و براهین روشن او سخن می گویم که فرمود: الذین قالوا ربنا الله... و همانا شما گفتید: ربنا الله (پروردگار ما خداست.) فاستقیموا علی کتابه و علی منهاج امره و علی الطریقه الصالحه من عبادته. (پس در عمل به دستورهای قرآن، کتاب خدا، پیمودن راهی که فرمان داده و بر روش درست فرمانبرداری از او استقامت داشته باشید.) ثم لا تمرقوا منها و لا تبتدعوا فیها و لا تخالفوا عنها فان اهل المروق منقطع بهم عند الله یوم القیامة. (و از دستورهای خدا سرپیچی نکنید و در آن بدعت مگذارید و از آن منحرف نشوید، زیرا خارج شوندگان از دستورهای الهی در روز قیامت از رحمت خدا دورند.)(733)

مومنان دو صنف اند

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: مومن دو گونه است: مومنی که به عهد خدا عمل کرده و به شرطش وفا کرده و مصداق این قول خدای عزوجل است که فرموده: رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه.(734) (مردانی که به معاهده خود با خدا عمل کردند.) این آن مومنی است که هول و هراسهای دنیا و آخرت به او نمی رسد و از کسانی است که شفاعت می کند و نیازی به شفاعت دیگران ندارد؛ و دیگر مومنی که مانند ساقه نازک گیاه است (یعنی استقامت در دین ندارد) که گاهی کج می شود (یعنی به باطل و شهوات و متاع دنیا می گراید) و گاهی راست می ایستد. این آن مومنی است که هول و هراسهای دنیا و آخرت را می بیند و از کسانی است که برایش شفاع می شود و او خود قدرت شفاعت ندارد.(735)

133. چه کس می داند برای متواضعان و شب خیزان و منفقان چه پاداشی فراهم شده است؟

تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین جزاء بما کانوا یعملون.
سجده: 16 و 17
از بستر خواب پهلو تهی می کنند، پروردگارشان را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنها داده ایم انفاق می کنند. و هیچ کس از آن مایه شادمانی خبر ندارد که به پاداش کارهایی که می کردند برایشان اندوخته شده است.
تتجافی از ماده جفو به معنای کنار شدن و دور شدن است.
جنوب جمع جنب به معنای پهلو و طرف است.
المضاجع از ضجع، به معنای دراز کشیدن و خوابیدن، است؛ و مضاجع جمع مضجع به معنای محل دراز کشیدن، یعنی همان خوابگاه، است.
قرة در اصل از قرار به معنای ثبات و محل استقرار است؛ و آن از قر به معنای سرماست؛ و سرما مقتضی سکون است، چنان که حرارت مقتضی حرکت است؛ و قرة عین چیزی است که سبب سرور و شادی باشد؛ زیرا چشم وقتی شاد شود از شادی خنک و گریه اش قطع می شود و اشکش می خشکد و آرام و سکون می گیرد. (گرچه اشک شوق و شادی هم داریم، آن لحظه ای است؛ ولی قرة عین یعنی چیزی که سبب شود چشم از گریه ای که نشان غم و اندوه است بخشکد و به آرامش رسد.)
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که ما من حسنة الا و لها ثواب مبین فی القرآن الا صلوة اللیل فان الله عز اسمه لم یبین ثوابها لعظم خطرها قال: فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین.(736) (در قرآن، برای هر عمل نیکی ثواب روشنی بیان شده، مگر برای نماز شب، که خداوند بزرگ ثواب آن را به سبب اهمیت زیاد آن به وضوح بیان نکرده و فرموده است: هیچ کس نمی داند چه ثوابهایی، که مایه روشنایی چشمان است، برای آنها نهفته شده است.)
ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن و صحابی رسول خدا، وقتی به این آیه رسید گفت: باید از تفسیر این آیه گذشت. کار آن خیر عظیم تر و سخت تر از آن است که بتوان تفسیرش را فهمید.(737)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند: خداوند می فرماید: اعددت لعبادی الصالحین ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر. (من برای بندگان صالحم نعمتهایی فراهم کرده ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و از فکر کسی هم نگذشته است.)(738)
ابو عبیده حذاء روایت کرده که بعد از تلاوت این آیه شریف امام باقر (علیه السلام) به من فرمودند: تو فکر می کنی این مردم دیگر نمی خوابند؟ گفتم خدا و رسول آگاه ترند. حضرت فرمودند: ناچار این بدن باید استراحت کند تا روح از آن خارج شود. پس هنگامی که با خوابیدن روح از آن خارج شد، بدن به راحتی می رسد؛ و بعد از بازگشت روح (بیدار شدن) بدن نیرویی برای کار و تلاش پیدا می کند. پس خداوند آنان را در قرآن یاد کرده و فرموده است: تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا. آن گاه حضرت فرمودند: این آیه درباره امیرالمؤمنین و پیروان او از شیعیان نازل شده است. آنان اول شب می خوابند. پس هنگامی که دو ثلث از شب گذشت یا آنچه خدا خواست گذشت، به درگاه پروردگارشان ناله و زاری می کنند، در حالی که از عذاب او ترسان اند و به آنچه نزد اوست طمع دارند. پس خداوند آنان را (در این آیات) در قرآنش برای پیامبرش یاد کرده و از آنچه به آنها می دهد خبر داده است و اینکه آنان را در جوار خویش جای می دهد و به بهشت وارد می کند و از خوفشان ایمنی می بخشد.
ابوعبیده می گوید: عرض کردم: فدایت شوم، اگر من آخر شب برخواستم چه بگویم؟ حضرت فرمودند: بگو: الحمد لله رب العالمین و اله المرسلین الحمد لله الذی یحیی الموتی و یبعث من فی القبور. اگر این را بگویی، پلیدیهای شیطان و وسوسه های او از تو دور می شود. ان شاء الله تعالی.(739)