فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

122. گفتگوی خصمانه پیروان و پیشوایان جهنمی با هم

و اذ یتحاجون فی النار فیقول الضعفاء للذین استکبروا انا کنا لکم تبعا فهل انتم مغنون عنا نصیبا من النار قال الذین استکبروا انا کل فیها ان الله قد حکم بین العباد.
مؤمن: 47 و 48
و آن گاه در آتش با یکدیگر به مجادله برخیزند و ناتوانان به گردن کشان گویند که ما پیروان شما بودیم. آیا می توانید اندکی از این آتشی که نصیب ما شده است بکاهید؟ سرکشان می گویند: همه ما در آتشیم؛ و خداست که میان بندگانش داوری کرده است.
یتحاجون از محاجة، به معنای حجت آوردن است؛ و حجت یعنی دلیلی که مقصود را روشن کند؛ و محاجة زمانی است که هر یک از طرفین مخاصمه بخواهد با حجت و دلیل آوردن دیگری را از دلیل خود منصرف کند.
قرآن می فرماید: اهل کفر و عصیان اعمال خوب دنیایی شان همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز طوفانی: مثل الذین کفروا بربهم اعمالهم کرماد اشتدت به الریح فی یوم عاصف.(646) از تصور چنین صحنه ای، یعنی قرار گرفتن خاکستر در معرض طوفانی تند، می توان به وضوح نتیجه گرفت که کافران در آن روز هیچ آهی در بساط ندارند تا با ناله سودا کنند. از این روست که پیروان ورشکسته و مال باخته و مغبون به سراغ پیشوایان خود می روند تا با مخاصمه و جدال اندکی از غم و غصه های بی پایان خود بکاهند: و لو تری اذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الی بعض القول.(647) مستضعفان از گمراهان به مستکبرانشان می گویند: لولا انتم لکنا مؤمنین.(648) (اگر شما نبودید ما مومن بودیم.) مستکبران به آنان پاسخ می دهند: نحن صددناکم عن الهدی بعد اذ جاءکم بل کنتم مجرمین.(649) (آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم، بعد از آنکه هدایت به سراغ شما آمد؟ بلکه شما خود مجرم بودید.)
مستضعفان در جوابشان می گویند: وسوسه های فریب کارانه شما در شب و روز مایه گمراهی ما شد. خلاصه خداوند می فرماید شما در عمل آزاد بودید و اکنون فقط سزای عمل خویش را می بینید: هل تجزون الا ما کانوا یعملون.(650)
قرآن می فرماید این تخاصم دوزخیان واقعیت است: ان ذلک لحق تخاصم اهل النار.(651) وقتی پیروان رؤسای خود را در جهنم می بینند، به آنان می گویند: لا مرحبا بکم (خوش آمد بر شما مباد) انتم قدمتموه لنا(652) (شما این عذاب را برای ما فراهم کردید).
به خدا می گویند ربنا من قدم لنا هذا فزده عذابا ضعفا فی النار.(653) (هر کس این عذاب را برای ما فراهم کرده عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا.)
اما خداوند می گوید: در نزد من جدال و مخاصمه نکنید. من قبلا به شما هشدار داده و اتمام حجت کرده بودم: لا تختصموا لدی قد قدمت الیکم بالوعید.(654)
البته این حقیقتی است که پیشوایان دوزخی هم باید سنگینی گناه خود را بکشند هم بخشی از بارهای سنگین و وزر پیروان جاهل خود را: ولیحملن اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم.(655) لیحملوا اوزارهم کاملة یوم القیامه و من اوزار الذین یضلونهم بغیر علم.(656)

اما گناهکاران را در بدترین منزلگاه در آورد و دست و پای آنها را با غل و زنجیر به گردنشان در آویزد، چنان که سرهایشان به پاها نزدیک شود. جامه های آتشین بر بدنشان بپوشاند و در عذابی که حرارت آتش آن بسیار شدید است و برای آنها بسته شده و صدای شعله هایش هراس انگیز است قرار دهد - جایگاهی که هرگز از آن خارج نشوند و برای اسیران آن غرامتی نپذیرند و زنجیرهای آن گسسته نمی شود. مدتی برای عذابشان تعیین نشده تا پایان پذیرد و نه سرآمدی تا فرا رسد.(657)

123. فریاد مأیوسانه مجرمان: ای مالک دوزخ، ما را بمیران!

ان المجرمین فی عذاب جهنم خالدون لا یفتر عنهم و هم فیه مبلسون و ما ظلمناهم ولکن کانوا هم الظالین و نادوا یمالک لیقض علینا ربک قال انکم ماکثون.
زخرف: 74 - 77
گناهکاران در عذاب جهنم جاویدان اند. عذابشان کاهش نمی یابد؛ و آنان از نومیدی خاموش باشند. ما به آنان ستمی نکرده ایم؛ آنان خود به خویشتن ستم کرده اند. فریاد برآورند که: ای مالک، کاش پروردگار تو ما را بمیراند! می گوید: نه، شما در اینجا ماندنی اید.
یفتر از مصدر فتور به معنای سکون بعد از حرکت شدید و نرمش بعد از شدت و ضعف بعد از قوت، است.
مبلسون، بلس و ابلاس به معنای یأس است؛ و نیز گفته اند ابلاس اندوهی است که از شدت سختی ناشی می شود؛ و چون شخص اندوهگین در بیشتر مواقع ساکت می شود و چاره را از یاد می برد، ابلاس به معنای ساکت شدن هم آمده است؛ و ابلیس هم به این نام نامیده شده، زیرا از رحمت خدا مأیوس است.
جهنمیان حال و روز عجیبی دارند:
- آتشی دارند که نه می میراند و نه جای زندگی است: انه من یأت ربه مجرماً فان له جهنم لا یموت فیها و لا یحیی.(658)
- در آن آتش فریادهای جانسوز و ناله های دردناک سر می کشند اما هیچ پاسخی نمی شنوند: لهم فیها زفیر و هم فیها لا یسمعون.(659)
- هیچ قابل درک و فهم بشر نیست و جای ناله و فریاد و مرگ هم هست، زیرا آن آتش سقر نه چیزی را باقی می گذارد و نه رها می کند، پوست تن را دگرگون می کند: و ما ادراک ما سقر لا تبقی و لا تذر لواحة للبشر.(660)
- گاهی تقاضای مرگ می کنند و گاهی درخواست تخفیف، اما دریغ! این همان کفر و عناد و الحاد آنان است که به جانشان افتاده است: والذین کفروا لهم نار جهنم لا یقضی علیهم فیموتوا و لا یخفف عنهم من عذابها.(661)
- گاهی هم درخواست برگشت به دنیا دارند: ربنا اخرنا الی اجل قریب نجب دعوتک و نتبع الرسل.(662)
- می گویند ای کاش می شد بر می گشتیم و این بار مؤمن می شدیم: یا لیتنا نرد و لا نکذب بآیات ربنا و نکون من المؤمنین.(663) ولی نه آنان را برمی گردانند و نه اگر برگردانند فایده ای دارد. دروغ می گویند دوباره به سراغ گناهان می روند: و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون.(664)
- می گویند ما را از آتش بیرون ببر، دیگر گرد شیطان و نفس و ظلم و معصیت نمی گردیم: ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون.(665)
- ندا می آید بس کنید، دور شوید و دیگر با من سخن نگویید: قال اخسئوا فیها و لا تکلمون.(666)
- نه صبرشان فایده ای دارد و نه تقاضای عفوشان، حکمشان قطعی است:
فان یصبروا فالنار مثوی لهم و ان یستعتبوا فما هم من المعتبین.(667)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پنج طایفه اند که آتش آنها خاموش نمی شود و بدنهایشان نمی میرد: آنان که به خدا شرک ورزند و آنان که پدر و مادر خود را بیازارند و نافرمانی آنها کنند و آنان که به نزد سلطانی از برادرشان (برادر دینی) بدگویی کنند و به او تهمت زنند و حاکم او را بکشد و آنان که شخصی را بی آنکه مستحق قصاص باشد بکشند و آنان که گناهی را مرتکب شوند و آن را به خدا نسبت دهند و بگوید خدا خواست چنین کنیم.(668)

124. بهشت در نزد خداست و شما را به سوی آن می خواند

لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون و الله یدعوا الی دار السلام و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم.
یونس: 25
برای آنان در نزد پروردگارشان، خانه آرامش است؛ و به پاداش کارهایشان، خدا دوستدار آنهاست. خداوند به سرای سلامت فرا می خواند؛ و هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند.