فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

111. جهنمیان: غافلانی بی بهره از فهم حقیقی

و لقد ذرأنا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم ءاذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون.
اعراف: 179
بسیاری از جن و انس را برای جهنم بیافریدیم. ایشان را دلهایی است که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند. اینان همانند چارپایان اند، حتی گمراه تر از آنهایند. اینان خود غافلان اند.
ذرأنا از ماده ذرء، در اصل به معنای ظهور و اظهار است و در اشاره به آفریدن به کار می رود، زیرا خداوند آفریده خود را آشکار می کند.
خداوند در این آیه نشانه های دوزخیان را برمی شمرد و می فرماید: آنان کسانی اند که استعداد قرار گرفتن در صحرای رحمت الهی را از دست داده اند؛ و از مشاهده آیات خدا هیچ الهامی نمی گیرند، گویا چشمهایشان نمی بیند؛ و از شنیدن مواعظ مردان حق متأثر نمی شوند، گویی گوش ندارند؛ و حجتها و بیناتی که فطرتشان در دلهایشان تلقین می کند سودی به حالشان ندارد، گویی دل ندارند.

چرا خداوند دوزخیان را آفرید؟(593)

در این آیه، خداوند با عبارت ذرأنا لجهنم جهنم را نتیجه و غایت آفرینش بسیاری از جن و انس دانسته است؛ در حالی که در آیه 119 سوره هود می فرماید: الا من رحم ربک و لذلک خلقهم. (مگر کسی را که پروردگارت رحم کند؛ و برای همین پذیرش رحمت آنها را آفرید.)
این دو آیه با هم منافاتی ندارند؛ با اینکه در آیه اول فرمود: بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم و در آیه دوم فرمود: برای همین رحمت خلق را آفریده است، یعنی هدف خلق رسیدن به رحمت، یعنی بهشت، بوده است.
وجه متنافی نبودن این دو آیه این است که معنای غرض به حسب کمال فعل و به حسب آن هدفی که فعل منتهی به آن می شود مختلف می گردد. به این مثال توجه کنید: نجار وقتی بخواهد دری بسازد ابتدا به چوبهایی که برای این که تهیه دیده توجه می کند و آنها را با اره کردن و تیشه زدن و رنده کردن آماده می کند تا در آخر در مورد نظر خود را بسازد. پس کمال غرض نجار از این کارها تنها و تنها ساختن در است و این اراده اصلی اوست؛ اما همین نجار از جهت دیگر از همان اول کار می داند که همه این چوبها برای در شدن مناسب نیست و ساختن یک جفت در از میان چوبها مستلزم این است که مقداری از آنها ضایع شود و به صورت هیزم در آید؛ و این دورریز چوب از ابتدا در نقشه و قصد نجار وجود داشته و نجار به آن اراده ای داشته که به آن اراده ضروری و تبعی می گوییم؛ یعنی در پی اراده اصلی می آید و خودش اصلی نیست، اما ضروری است و گریزی از آن نیست. پس این نجار دو نوع غایت برای چوبها در نظر دارد: یکی غایت کمالیه و آن اینکه این چوبها را به صورت دری در آورد؛ و دیگر غایت تبعی و آن این است که مقداری از این چوب را در بسازد و مقداری را که استعداد در شدن ندارد ضایع کند و دور بریزد.
خدای تعالی نیز مشیتش به این امر تعلق گرفته که در زمین موجود تمام عیار و از هر جهت کاملی به نام انسان خلق کند تا او را بندگی کند و بدین وسیله مشمول رحمت خداوندی قرار گیرد: الا من رحم ربک و لذلک خلقهم.؛ ولکن اختلاف استعدادی که در زندگی دنیوی بر اساس آزادی و اختیار و اراده ای که به هر یک از آنها داده است نمی گذارد همه آنها در مسیر و مجرای حقیقی خود قرار بگیرند و راه نجات را طی کنند و در پایان، به غایت خلقتشان، که رحمت خداوندی است، برسند. اینجاست که باید بگوییم غرض خدای تعالی هم مانند آن نجار به دو اعتبار متعدد می شود: یکی غایت اصلی در خلقت انسانها و آن این است که رحمتش شامل آنان شود و همه را به بهشت ببرد؛ و غایت دیگر تبعی و ضروری است در خلقت اهل خسران و شقاوت و آن این است که ایشان را با اینکه برای بهشت خلق کرده به دوزخ ببرد.

112. گناهکاران جهنمی اند، با ذلت و خواری و چهره هایی ظلمانی

والذین کسبوا السیئات جزاء سیئه بمثلها و ترهقهم ذله ما لهم من الله من عاصم کانما اغشیت وجوههم قطعا من اللیل مظلما اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.
یونس: 27
و برای آن ان که مرتکب بدیها شوند، پاداش هر بدی همانند آن است و خواری بر آنان چیره می شود. کسی آنان را از خشم خدا نگه نمی دارد، چنان شوند که گویی صورتشان در پاره ای از شب تاریک پوشیده شده است. اینان اهل جهنم اند و جاودانه در آن.
ترهق از ماده رهق به معنای پوشاندن و رسیدن است. عاصم از ماده عصم به معنای امساک و حفظ است؛ و عصمت هم به معنای منع است؛ و عاصم اسم فاعل آن است.