فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

صحنه قیامت: محل ظهور حجت بالغه حق

از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه فلله الحجه البالغه(586) (پس دلیل رسا و قاطع برای خداست) سوال کردند. حضرت فرمودند: خداوند روز قیامت می گوید: بنده من آیا می دانستی؟ اگر بگوید: بله، می گوید: چرا به آنچه می دانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمی دانستم، به او می گوید: چرا نیاموختی تا عمل کنی؛ و بدین گونه با او مخاصمه می کند م این است حجت بالغه خداوند بر خلقش.(587) همچنین از حضرتش روایت شده است که خداوند در روز قیامت با فلان مومنی که در فلان محله زندگی می کرده با همسایگانش احتجاج می کند و به آنان می گوید: آیا فلانی در بین شما نبود؟ چرا سخن او را نشنیدید؟ چرا گریه های شبانه او را نشنیدید؟ پس آن مومن حجت و دلیل رسای خدا بر آنان است.(588)
نیز از آن حضرت روایت شده که فرمودند: روز قیامت زن زیبایی را می آورند که چهره زیبایش سبب فریب و اغفال او شده است. پس می گوید: ای پروردگار من، زیبایی من مرا به خطاها انداخت و وضعم را در نزد تو این گونه کرد. پس مریم (علیها السلام) را می آورند و به او می گویند: تو زیباتر بودی یا مریم که با این زیبایی اش فریب نخورد؟ پس مردی را می آورند زیبارو که به خطاکاری افتاده است. می گوید: ای پروردگار من، چهره زیبایم باعث گناهکاری ام شده است. پس یوسف (علیه السلام) را می آورند و به او می گویند: تو زیباتری یا یوسف که با این زیبایی اش فریب نخورد؟ و شخص گرفتار و مبتلایی را می آورند که به سبب بلایا در آزمون الهی در دنیا مردود شده است. پس می گوید: ای پروردگار من، گرفتاریها باعث فریب من شد. پس آنگاه ایوب (علیه السلام) را می آورند و به او می گویند: تو گرفتارتر بودی یا ایوب که با آن مصیبت و سختی فریب نخورد.(589)

110. خداوند: کافران لجوج را در آتش افکنید آنان مناع خیر بودند

القیا فی جهنم کل کفار عنید مناع للخیر معتد مریب الذی جعل مع الله الها ءاخر فالقیاه فی العذاب الشدید.
ق: 24 - 26
هر ناسپاس کینه توزی را به جهنم بیندازید، آن که از بخشش امساک ورزید و تجاوزکار بود و شک می آورد، آن که با خدای یکتا خدای دیگری قرار داد. پس به عذاب سختش بیفکنید.
کفار از ریشه کفر به معنای پوشاندن است؛ و کافر کسی است که اصول دین یا ضروری دین را انکار کند؛ و کفار صیغه مبالغه کافر است.
عنید به معنای طاغی و کسی است که دانسته با حق عناد ورزد و مخالفت کند.
معتد اسم فاعل از ریشه عدو، به معنای تجاوز است.
مریب اسم فاعل از ریشه ریب، به معنای شک، است.
مرحوم علامه طباطبایی معتقدند بین این چند صفتی که در آیه شمرده شده است یک نحو ارتباط و استلزام هست، زیرا کفار یعنی بسیار کفرانگر، و همین صفت او را وا می دارد با هر حقی که مواجه شود آن را رد کند؛ و ثمره این کار قهراً این است که با حق دشمن شود و بر این دشمنی اصرار ورزد؛ و اصرار بر دشمنی هم باعث می شود که آدمی از بسیاری خیرات محروم شود؛ زیرا هیچ خیری نیست، مگر آنکه حق هم هست؛ و اساساً خیر بودن هر چیزی به سبب حق بودن آن است و در باطل هیچ خیر نیست؛ و این هم مستلزم آن است که آدمی همواره از حد خارج شود و به طرف باطل برود، از حد عبودیت خارج شود به طرف استکبار و طغیان برود. چنین کسی قهراً مردم را درباره دین حق، که بالفطره در پی آن اند، به شک می اندازد. پس کفار عنید هم هست؛ و عنید مناع خیر نیز هست؛ و مناع خیز متعدی هم هست؛ و متعدی مریب نیز هست.
از این رو خداوند به دو فرشته سائق و شهید، که در آیات قبل ذکر آن آمده است، خطاب می کند که چنین شخصی را در آتش افکنید.
در این آیات کریمه، یکی از اوصاف زشت کافران، که به سبب آن جهنمی شده اند، مناع للخیری است که بر اساس بعضی روایات، این آیه درباره ولید بن مغیره نازل شده است، زیرا به برادرزاده اش می گفت: هر کس از شما اسلام بیاورد من تا زنده ام به او کمکی نخواهم کرد.(590)
مناع خیر بودن عامل جهنمی شدن است. در سوره حاقه، آیه 34، می فرماید: و لا یحض علی طعام المسکین.(591) (دیگران را وادار به اطعام مسکین نمی کرد.) نفرموده اطعام مسکین نمی کرد و مناع خیر بود، بلکه فرموده است دیگران را دعوت به این کار خیر نمی کرد. به نص قرآن، کسانی که چنین وصفی داشته باشند جهنمی اند.

مهربانی با مومنان عذاب را سبک و آسان می کند

از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: در میان بنی اسرائیل، مومنی بود که همسایه ای کافر داشت؛ و آن همسایه با آن مرد رفتار نرم و خوبی داشت و به او نیکی می کرد. هنگامی که آن همسایه کافر از دنیا رفت، خداوند برای او در دوزخ (برزخی) خانه ای گلی ساخت تا او را از گرمای آتش و حرارت آن حفظ کند و روزی اش از غیر دوزخ (برزخی) می آمد. به او ندا رسید: این موقعیت به سبب آن رفتاری است که با همسایه مؤمنت داشتی.(592)