فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

106. جهنم با لباسهای آتشین و بارانی سوزان و جوشان و گرزهای آهنین

فالذین کفروا قطعت لهم ثیاب من نار یصب من فوق رؤسهم الحمیم یصهر به ما فی بطونهم و الجلود و لهم مقامع من حدید.
حج: 19 - 21
برای آنان که کافرند جامه هایی از آتش بریده اند و از بالا بر سرشان آب جوشان می ریزند. بدان آب جوشان، هر چه در درون شکم دارند و نیز پوستهایشان گداخته می شود؛ و نیز برای آنهاست گرزهایی آهنین.

حقیقت جهنم و بهشت چیست؟

گر چه در موضوعات قبلی مطالبی در این باب مطرح شد؛ به دلیل اهمیت مسئله، در این باره از منظری دیگر بحث می کنیم. بهشت و جهنم به صورت دو چیز مستقل مطرح نیستند؛ بلکه آن دو، با همه مراتب و مراحلشان، از آثار و چگونگی حرکت به سوی پروردگارند که همان لقای حضرت حق است: بهشت از آثار و لوازم لقای حضرت حق با اسمای رحمت و مغفرت و هدایت است و جهنم از آثار و تبعات لقای پروردگار با اسمای غضب و سخط. بنابراین حقیقت بهشت لقای حضرت حق با اسمای رحمت است و حقیقت جهنم لقای حضرت حق با اسمای غضب. باید دانست که اسمای الهی صرفا سلسله ای از عناوین محض و اعتباری نیست، بلکه منشأ آثارند؛ و در حقیقت، هر وجود و موجودی در دنیا و نظامهای دیگر و عوالم برتر و حتی آخرت از آثار اسمای حسناست. عوالم وجود همه جلوه های اسماست و هر اسمی آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلفی تجلی می کند و هر فردی در مسیر خود با اسمی از اسمای ربوبی در ارتباط است. اگر آدمی در مقام بندگی باشد، با رب هادی رو به روست و در قیامت نزدیک به ملاقات خدای ارحم الراحمین در بهشت نایل می شود؛ اما اگر در مقام مخالفت با حضرت حق و دین الهی باشد، مربی ای که او را تربیت می کند رب منتقم و شدید العذاب است و باز در قیامت نزدیک به ملاقات خدای اشد المعاقبین در جهنم نایل می شود.
از صفت وز نام چه زاید خیال - و آن خیالش هست دلال وصال
یده ای دلال بی مدلول هیچ - تا نباشد جاده نبود غول هیچ
هیچ نامی بی حقیقت دیده ای - یا ز گاف و لام گل گل چیده ای
اسم خواندی رو مسمی را بجو - مه به بالا دان نه اندر آب جو(566)
قرآن در آیات متعدد مسیر حرکت عمومی عالم را لقای پروردگار و رجعت به سوی مبدا عالم دانسته است: انا لله و انا الیه راجعون.(567) (ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم)؛ و ان الی ربک المنتهی(568) (که همه امور به پروردگارت منتهی می گردد)؛
الا الی الله تصیر الامور(569) (آگاه باشید که همه کارها تنها به سوی خدا باز می گردد)؛ لکن گروهی به جهنم می رسند و گروهی به بهشت: فریق فی الجنة و فریق فی السعیر.(570) (گروهی در بهشت اند و گروهی در آتش سوزان.) به هر روی باید به این حقیقت توجه داشت که از دیدگاه قرآن جهنم از آثار لقای پروردگار با اسمای غضب و سخط و انتقام و طرد و رد است: اولئک جزاءهم ان علیهم لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین خالدین فیها لا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینظرون.(571) (کیفر آنها این است که لعن و طرد خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. همواره در این لعن می مانند مجازاتشان تخفیف نمی یابد و به آنها مهلت داده نمی شود.) افمن اتبع رضوان الله کمن باء بسخط من الله و مأویه جهنم و بئس المصیر.(572) (آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟ و جایگاه او جهنم و پایان کار او بسیار بد است.)
بهشت نیز از آثار لقای پروردگار با اسمای رحمت و غفور و ودود و عفو است:
فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطاً مستقیما.(573) (اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به قرآن چنگ زدند به زوده همه را در حمت و فضل خود وارد می سازد و در راه راستی به سوی خودش هدایت می کند.)

107. جهنم با آتشی که نه می میراند و نه رها می کند

والذین کفروا لهم نار جهنم لا یقضی علیهم فیموتوا و لا یخفف عنهم من عذابها کذلک نجزی کل کفور.
فاطر: 36
و کافران را آتش جهنم است، نه بمیرانندشان و نه از عذابشان کاسته گردد. ناسپاسان را چنین کیفر می دهیم.