فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

شبهه اعاده معدوم و پاسخ آن

با فرض اعتقاد به معاد جسمانی، بدنی که بعد از مرگ متلاشی و مضمحل شده و اجزای آن خاک شده و از بین رفته و معدوم گشته چگونه برمی گردد و موجود می شود، در حالی که اعاده معدوم محال و ناممکن است؟
اولا باید گفت که انسان معدوم نمی شود تا اعاده آن محال و ناممکن باشد. بله، ما هم قبول داریم که اعاده معدوم محال و ناممکن است و قدرت الهی به محالات تعلق نمی گیرد. بر اساس آنچه در جاهای متعدد همین کتاب توضیح داده شد و در کتب دیگر آمده، آنچه انسان با مرگ و خاک شدن از دست می دهد اجزای جذب شده از مواد دنیوی است و حقیقت انسان، که مرکب از روح و بدن ذری (یک جزئی است که هرگز از بین نمی رود و تبدیل و تحلیل و ترکیب هم نمی شود و همان جزو اصلی عامل رشد و حیات دوباره انسان در قیامت) و آخرتی است، در لا به لای خاک محفوظ می ماند؛ و هر گاه خداوند به زنده شدن درباره او اذن دهد، بدن محفوظ اجزای متناسب را جذب می کند و به همان صورتی که در دنیا داشته برمی گردد.
ثانیاً، اگر اشکال کننده بخواهد به آیاتی همچون کل من علیها فان(490) یا کل شی ء هالک(491) استناد کند، می گوییم فنا و هلاک به معنای معدوم شدن نیست، بلکه به معنای هلاک و فنای اجزای ترکیب شده و از بین رفتن صورت و شمایل است.

93. بر دهانها مهر می زنند و دست و پاها شهادت می دهند

الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون.
یس: 65.
امروز بر دهانهایشان مهر می نهیم. و دستهایشان با ما سخن خواهند گفت و پاهایشان شهادت خواهند داد که چه می کرده اند.
نختم از ماده ختم به معنای مهر زدن است. پایان دادن و به آخر رساندن نیز یکی از معانی ختم است، زیرا پایان دادن کار نوعی مهر زدن است.
قرآن می فرماید: یوم یبعثهم الله جمیعاً فیحلفون له کما یحلفون لکم و یحسبون انهم علی شی ء الا انهم هم الکاذبون.(492) (روزی را که خداوند همه آنها را برمی انگیزد. آنها برای خدا نیز سوگند (دروغ) یاد می کنند، همان گونه که (امروز) برای شما یاد می کنند؛ و گمان می کنند کاری می توانند انجام دهند. بدانید آنها دروغگویان اند.) شاید همین دروغگویی آنان سبب شده تا خداوند در قیامت به دهانهایشان مهر زند و اجازه تکلم به آنها ندهد. و اعضا و جوارح دیگر، که عادت به دروغ ندارند، به نطق و سخن در آیند: حتی اذا ما جاءوها شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما کانوا یعملون.(493) (وقتی به آن (دوزخ) می رسند گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه می کردند گواهی می دهند.)
اگر برای کسی مسئله به سخن در آمدن اعضا بعید بنماید، قرآن پاسخ آن را داده است: و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شی ء.(494) (آنها به پوستهای تنشان می گویند چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ آنها جواب می دهند: همان خدایی که هر موجودی را به نطق در آورده ما را گویا ساخته است.)
و به قرینه آیاتی که گذشت و این آیه شریفه: یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون.(495) (در آن روز، زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می شدند گواهی می دهد.) فهمیده می شود که شهادت اعضا و جوارح درباره انسان مربوط به اهل عذاب و دوزخ است، نه مؤمنان. امام باقر (علیه السلام) فرمودند: جوارح بر ضد انسان مومن شهادت نمی دهند، فقط و فقط شهادت آنان ضد کسانی است که عذاب بر آنان قطعی است؛ اما مومن نامه اعمالش به دست راستش داده می شود.(496)
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: ان الله سبحانه و تعالی لا یخفی علیه ما العباد مقترفون فی لیلهم و نهارهم لطف به خبرا و احاط به علما اعضاؤکم شهوده و جوارحکم جنوده و ضمائرکم عیونه و خلواتکم عیانه.(497) (همانا بر خداوند سبحان پنهان نیست آنچه را بندگان در شب و روز انجام می دهند که دقیقا بر اعمال آنها آگاه است و با علم خویش بر آنها احاطه دارد. اعضای شما مردم گواه او و اندام شما سپاه او و روان و جانتان جاسوسان او و خلوتهای شما بر او آشکار است.)
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: روز قیامت با دهانهای لگام زده می آیید و نخستین عضوی که از انسان سخن می گوید ران و کف دست اوست.(498)

یک نکته

علم به اینکه اعضا و جوارح انسان روزی بر ضد او شهادت می دهند بازدارنده ای قوی از بسیاری گناهان است؛ خصوصاً آنچه انسان ها مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می دهند. قرآن از این حقیقت در آیه 22 و 23 سوره فصلت سخن گفته است.