فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

91. توزیع نامه اعمال: دست راستیها در عیشی باقی و بهشتی عالی

فاما من اوتی کتابه بیمینه فیقول هاؤم اقرءوا کتابیه انی ظننت انی ملاق حسابیه فهو فی عیشه راضیه فی جنة عالیة قطوفها دانیه کلوا و اشربوا هنیئاً بما اسفلتم فی الایام الخالیة.
حاقه: 19 - 24
اما هر کس که نامه اعمالش را به دست راستش دهند می گوید: نامه مرا بگیرید و بخوانید. من یقین داشتم که حساب خود را خواهم دید. پس او در زندگی ای پسندیده و خوش خواهد بود. در بهشتی برین، که میوه هایش در دسترس باشد. بخورید و بیاشامید، گوارا باد شما را. اینها پاداش اعمالی است که در ایام گذشته به جای می آورده اید.
هاؤم یعنی بگیرید، که برای جمع مردان و برای جمع زنان هائن به کار می رود.
ظننت از ماده ظن به معنای احتمال قوی و اعتقاد راجح است؛ و در این گونه موارد ظاهراً به معنای علم و یقین است.
قطوف جمع قطف به معنای چیدن است و به معنی مقطوف یعنی میوه چیده شده است.
آیات 27 تا 40 سوره واقعه شرح حال اصحاب الیمین، یعنی دست راستیها، در بهشت است. نیز قرآن می فرماید: فاما من اوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حساباً یسیراً.(483) (پس آن کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شود به زودی حساب آسانی برای او می شود.) همچنین در آیات 18 تا 21 سوره مطففین می فرماید: ان کتاب الابرار لفی لفی علیین و ما ادراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون. (نامه اعمال نیکان در علیین است و تو چه می دانی علیین چیست؟ نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی است قطعی.)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خدای تبارک و تعالی چون بخواهد به حساب مؤمن رسیدگی کند کارنامه اش را به دست راست او می دهد و بین خود و او به حسابش رسیدگی می کند (احدی را مطلع نمی کند)؛ و می فرماید: عبدی فعلت کذا و کذا و عملت کذا و کذا. (بنده مؤمن، فلان و فلان کار کرده ای و چنین و چنان کرده ای.) پس بنده اش می گوید: بله، ای پروردگار من. آنچه می گویی کرده ام. پس خداوند می فرماید: قد غفرتها لک و ابدلتها حسنات. (آنها را به تو بخشیدم و به کارهای نیک تبدیلش کردم.) پس (بر اثر بخشش الهی، نامه اعمال آن بنده به گونه ای می شود که) مردم می گویند: سبحان الله، این بنده حتی یک گناه هم نداشته! و این همان قول خدای سبحان است که فرمود: فاما من اوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حساباً یسیراً و ینقلب الی اهله مسروراً.(484)
اینکه فرموده نامه عملش به دست راستش باشد یعنی معدل کلی حرکتش و گذران عمر و سرمایه حیاتش معدل مقبول و خدایی باشد، گر چه بعضی اعمالش پایین تر از حد مجاز باشد.
مانند دانش آموزی که وقتی نتیجه تحصیل و تلاشش را به او می دهند با افتخار آن را به دیگران نشان می دهد، دست راستیها با افتخار و از فرط خوشحالی و مباهات فریاد می زنند و می گویند: هاؤم اقرءوا کتابیه. (بیایید نامه مرا بگیرید و بخوانید.)
نامه اعمال اصحاب یمین - اهل تقوا اهل ایمان و یقین
روز محشر باشد اندر دست راست - صاحب این نامه از غمها رهاست
این جواز ره گشای جنت است - این برات جاودانه رحمت است(485)

92. دست چپیها با پشیمانی و افسوس: ای کاش می مردیم

و اما من اوتی کتابه بشماله فیقول یا لیتنی لم اوت کتابیه و لم ادر ما حسابیه یا لیتها کانت القاضیة ما اغنی عنی مالیه هلک عنی سلطانیه.
حاقه: 25 - 29.
اما آن که نامه اعمالش را به دست چپش دهند می گوید: ای کاش نامه مرا به دست من نداده بودند و ندانسته بودم که حساب من چیست! ای کاش همان مرگ می بود و بس! دارایی من مرا سود نبخشید! قدرت من از دست من برفت!
خداوند می فرماید: و اما من اوتی کتابه وراء ظهره فسوف یدعوا ثبوراً و یصلی سعیراً انه کان فی اهله مسروراً انه ظن ان لن یحور بلی ان ربه کان به بصیراً.(486) (و اما کسی که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود به زودی فریاد می زند: وای بر من که هلاک شدم؛ و در شعله های سوزان آتش می سوزد، چرا که او در میان خانواده اش پیوسته مسرور بود و گمان می کرد هرگز بازگشت نمی کند. آری، پروردگارش بر او بینا بود.) نیز می فرماید: ان کتاب الفجار لفی سجین و ما ادراک ما سجین کتاب مرقوم.(487) (به یقین نامه اعمال بدکاران در سجین است. تو چه می دانی سجین چیست؟ نامه ای است رقم زده شده و سرنوشتی است حتمی.)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: شکی نیست که خداوند تبارک و تعالی هر گاه در مقام انتقام بخواهد با نافرمانیهای یکی از بندگانش به عدل رفتار کند، از او در حضور مردم حساب می کشد و نامه اعمال او را به دست چپش می دهد. آنگاه آیات سوره انشقاق را در این باره تلاوت کردند.(488)
نامه اعمال اصحاب شمال - آن تبهکاران بس افسرده حال
باشد اندر دست چپ روز شمار - رمز محکومیت اصحاب نار
نامه شرمندگی و حسرت است - حکم بدکاران دور از رحمت است(489)

شبهه اعاده معدوم و پاسخ آن

با فرض اعتقاد به معاد جسمانی، بدنی که بعد از مرگ متلاشی و مضمحل شده و اجزای آن خاک شده و از بین رفته و معدوم گشته چگونه برمی گردد و موجود می شود، در حالی که اعاده معدوم محال و ناممکن است؟
اولا باید گفت که انسان معدوم نمی شود تا اعاده آن محال و ناممکن باشد. بله، ما هم قبول داریم که اعاده معدوم محال و ناممکن است و قدرت الهی به محالات تعلق نمی گیرد. بر اساس آنچه در جاهای متعدد همین کتاب توضیح داده شد و در کتب دیگر آمده، آنچه انسان با مرگ و خاک شدن از دست می دهد اجزای جذب شده از مواد دنیوی است و حقیقت انسان، که مرکب از روح و بدن ذری (یک جزئی است که هرگز از بین نمی رود و تبدیل و تحلیل و ترکیب هم نمی شود و همان جزو اصلی عامل رشد و حیات دوباره انسان در قیامت) و آخرتی است، در لا به لای خاک محفوظ می ماند؛ و هر گاه خداوند به زنده شدن درباره او اذن دهد، بدن محفوظ اجزای متناسب را جذب می کند و به همان صورتی که در دنیا داشته برمی گردد.
ثانیاً، اگر اشکال کننده بخواهد به آیاتی همچون کل من علیها فان(490) یا کل شی ء هالک(491) استناد کند، می گوییم فنا و هلاک به معنای معدوم شدن نیست، بلکه به معنای هلاک و فنای اجزای ترکیب شده و از بین رفتن صورت و شمایل است.