فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

89. در دادگاه بی نظیر الهی، امتها به زانو می نشینند

و تری کل امة جاثیه کل امة تدعی الی کتبها الیوم تجزون ما کنتم تعملون هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون.
جاثیه: 28 و 29
هر امتی را ببینی که به زانو در آمده است؛ و هر امتی را برای گرفتن نامه اعمالش بخوانند. در چنین روزی در برابر اعمالی که کرده اید پاداش می بیند. این نوشته ماست که به حق سخن می گوید، زیرا ما کارهایی را که می کرده اید می نوشته ایم.
جاثیه از ماده جثی، به معنای به زانو نشستن، یعنی به زانو در آمده.
نستنسخ از ماده نسخ، به معنای زایل کردن و از بین بردن، یعنی چیزی را زایل کنیم و چیز دیگری در جای آن قرار دهیم. از این رو بعضی آن را به معنای نقل دانسته اند. این ریشه سپس درباره نوشتن کتابی از روی کتاب دیگر به کار رفته است و برای آن کلمه استنساخ را ساخته اند.
آری، امتها در دادگاه بزرگ و بی نظیر الهی در قیامت از شدت ضعف و ترس و وحشت به زانو می نشینند و آماده اند تا فرمان الهی و حکم نهایی دادگاه درباره آنها قرائت شود و به سرنوشت ابدی خود تن می دهند. نامه ای را در مقابل خود می بینند که در آن از هیچ چیز فروگذار نشده است؛ هیچ گناه کوچکی به سبب کوچکی و هیچ گناه بزرگی به علت اینکه واضح است و همه می دانند ثبت نشده نیست و آنچه در مقابلشان هست خود اعمال است که هر یک به صورت مناسب خود مجسم می شود، نه اینکه نوشته شده آن؛ یعنی نامه اعمال چیزی شبیه دفتر و کتاب معمولی دنیا نیست، بلکه مجموعه ای است گویا، آن هم گویا به حق و بی کم و کاست و حکایتگر واقعیات.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: اعلموا عباد الله ان علیکم رصداً من انفسکم و عیوناً من جوارحکم و حفاظ صدق یحفظون اعمالکم و عدد انفاسکم...(478) (ای بندگان خدا، بدانید که از شما نگاهبانانی بر شما گماشته اند و دیدبانهایی از پیکرتان برگزیده و حافظان راست گویی که اعمال شما را حفظ می کنند و شماره نفسهای شما را می شمارند. نه تاریکی شب شما را از آنان می پوشاند و نه دری محکم شما را از آنها پنهان می کند.)

پرواز تا بهشت

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که هنگامی که روز قیامت برپا شود، خداوند بر گروهی از امت من بالهایی می رویاند که به وسیله آنها از قبرهایشان تا بهشت پرواز می کنند و در بهشت می گردند و راه می روند و هر گونه که بخواهند بهره مندند. پس گروهی از ملائکه به آنها می گویند: آیا شما موقف حساب را دیدید؟ می گویند: حسابی ندیدیم. می پرسند: آیا موقف صراط را دیدید؟ می گویند: صراطی ندیدیم. می پرسند: آیا جهنم را دیدید؟ می گویند: چیزی ندیدیم. ملائکه می گویند: شما از امت کدام پیامبرید؟ می گویند: ما از امت محمدیم. می پرسند: شما را به خدا برای ما بگویید اعمال شما در دنیا چه بوده که به چنین مقام و امنیت رسیدید؟ می گویند: دو خصلت داشتیم که منجر شد به اینکه خداوند ما را به بزرگی و زیادی رحمتش به این جایگاه برساند. می پرسند: آن دو خصلت چیست؟ می گویند: یکی اینکه در خلوت و پنهانی از خدا حیا کردیم و گناه نکردیم؛ و دیگر اینکه به قسمت کمی که خداوند روزی ما کرده بود راضی و خشنور بودیم. ملائکه می گویند: این مقام سزاوار شماست.(479)

90. نامه هر کس را به گردنش آویخته اند و به او می گویند: بخوان

و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتابا یلقاه منشورا اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا.
اسراء: 13 و 14
کردار نیک و بد هر انسانی را چون طوقی به گردنش آویخته ایم؛ و در روز قیامت برای او نامه ای گشاده بیرون آوریم تا در آن بنگرد. بخوان نامه ات را. امروز تو خود برای حساب کشیدن از خود بسنده ای.
طائر به معنای پرنده است و عربها با پرندگان فال می زدند. به این ترتیب که در مسافرت پرنده ای را که از نزدشان می گذشت به پرواز وا می داشتند: اگر از چپشان به راستشان می گذشت فال نیک می زدند و اگر بالعکس می پرید به فال بد می گرفتند. لذا فال بد را تطیر خواندند. در قرآن نیز کراراً تطیر به همین معنا آمده است که در اینجا منظور عمل انسان است و آن را به طایری تشبیه کرده که پریدن او از چپ و یا راست هر یک مفهومی دارد و تعیین کننده سرنوشت انسان است؛ و این سرنوشت همان عمل آدمی است و آدمی آینده ای جز کرده های خویش ندارد. پس طائر هر چیزی است که با آن بر میمنت و نحوست استدلال شود و حسن عاقبت با سوء فرجام از آن کشف شود.
اینکه فرموده ما طایر هر کسی را در گردنش می اندازیم یعنی اینکه آن را به گونه ای ملازم و همراه او می کنیم که به هیچ وجه از او جدا نمی شوند؛ و اگر در میان اعضاء به گردن اشاره کرده برای این است که گردن تنها عضوی است که از انسان جدا نمی شود و انسان هم از آن جدا نمی شود. علاوه بر آن، گردن عضوی است که هر چه بر آن آویخته باشد، چه زیور آلات باشد چه غل و زنجیر، هر بیننده ای بلافاصله آن را می بیند.(480)
نامه کردار و گفتار بشر - خود بود روشنگر هر خیر و شر
نامه ای با جان او آمیخته - می شود بر گردنش آویخته
نامه یا نقش دقیق نفس او - یا که از هر لحظه عمرش عکس او
نامه رد یا قبول بندگی - یا سرافرازی و یا شرمندگی
حکم عزت یا عذاب هر کس است - خود نمودار حساب هر کس است(481)