فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

87. خداوند: چه پاسخی به پیامبران من دادید؟

و یوم ینادیهم فیقول ماذا اجبتم المرسلین فعمیت علیهم الانبآء یومئذ فهم لا یتسائلون.
قصص: 65 و 66
و روزی که خدا ندایشان دهد و گوید: پیامبران را چگونه اجابت کردید؟ در این روز خبرها بر آنان پوشیده شود و از یکدیگر نیز نتوانند پرسید.
خداوند در سه آیه قبل از این می فرماید: روزی را به خاطر آورید که خداوند آنها را ندا می دهد و می گوید: کجایند شریکانی که برای من می پنداشتید؟ گروهی از معبودان، که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است، می گویند: پروردگارا، ما این عابدان را گمراه کردیم. آری، ما آنها را گمراه کردیم، همان گونه که خود گمراه شدیم. ما از آنها بیزاری می جوییم. آنها در حقیقت ما را نمی پرستیدند، بلکه هوای نفس خویش را پرستش می کردند. به آنها گفته می شود شما معبودهایتان را، که شریک خدا می پنداشتید، بخوانید تا شما را یاری کند. آنها معبودهایشان را می خوانند، ولی جوابی به آنها نمی دهند. در این هنگام، عذاب الهی را با چشم خود می بینند و آرزو می کنند که ای کاش هدایت یافته بودند.(463)
آن گاه خداوند در پی سوال از معبودهای آنها می پرسد: با فرستادگان و پیامبران من چه کردید؟ مسلما آنها برای این سوال پاسخی ندارند: اگر بگویند دعوت آنها را اجابت کردیم، که دروغ گفته اند؛ و اگر هم بگویند آنها را اذیت کردیم و تکذیبشان کردیم، بر عذاب خود مهر تایید زده اند. قرآن می فرماید اینجا موقفی است که به آنها اجازه هیچ سخنی داده نمی شود. همین سوال را خداوند در قیامت از پیامبران می کند: یوم یجمع الله الرسل فیقول ماذا اجبتم قالوا لا علم لنا انک انت علام الغیوب.(464) (روزی که خداوند پیامبران را جمع می کند و به آنها می گوید در برابر دعوت شما چه پاسخی به شما داده شد؟ می گویند ما چیزی نمی دانیم. تو خود از همه اسرار نهان آگاهی.) شاید این آیه شریفه نیز اشاره به این دو سوال باشد: فلنسئلن الذین أرسل الیهم و لنسئلن المرسلین.(465) (به یقین از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند (امتها) سوال خواهیم کرد و از پیامبران هم سوال می کنیم.)
امام رضا (علیه السلام) از پدران گرامیشان و آنها از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده اند که خداوند از همه خلق حساب می گیرد، مگر مشرکان به خدا. پس آنان در روز قیامت حساب و سوالی ندارند و به آنان فرمان داده می شود تا به آتش بروند.(466)
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: دقت خداوند در حساب روز قیامت متناسب با میزان عقل و معرفتی است که در دنیا به بندگان داده است.(467)
از امام علی (علیه السلام) درباره حسابرسی خداوند در قیامت پرسیدند که چگونه با وجود انبوه خلایق خداوند به حساب آنان می رسد. حضرت فرمودند: کما یرزقهم علی کثرتهم. (همان گونه که آنان را با وجود زیادی شان روزی می دهد.) پرسیدند: چگونه حساب می گیرد با اینکه او را نمی بینند؟ حضرت فرمودند: کما یرزقهم و لا یرونه (همان گونه که روزی می دهد و آنها او را نمی بینند.)(468)

88. ریز و درشت اعمال در نامه ای می آید

و وضع الکتاب فتری المجرمین مشفقین مما فیه و یقولون یا ویلتنا مال هذا الکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضراً و لا یظلم ربک احداً.
کهف: 49
دفتر اعمال گشوده شود. مجرمان را بینی که از آنچه در آن آمده است بیمناک اند و می گویند: وای بر ما، این چه دفتری است که هیچ گناه کوچک و بزرگی را حساب ناشده رها نکرده است! آنگاه اعمال خود را در مقابل خود بیایند؛ و پروردگار تو به کسی ستم نمی کند.
آیات قرآن در باب نامه اعمال متعدد است و از جنبه های مختلف قابل تأمل و توجه است. یک جنبه مهم آن این است که ریز و درشت و پنهان و آشکار اعمال همه در آن موجود و حاضر است: لله ما فی السماوات و ما فی الارض و ان تبدوا ما فی انفسکم او تخفوه یحاسبکم به الله.(469) (آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و اگر آنچه را در دل دارید آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را به طبق آن محاسبه می کنید)؛ و ان علیکم لحافظین کراماً کاتبین یعلمون ما تفعلون.(470) (و بی شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده است والامقام و نویسنده که می دانند شما چه می کنید) ام یحسبون انا لا نسمع سرهم و نجویهم بلی و رسلنا لدیهم یکتبون.(471) (آیا آنان می پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم؟ آری، رسولان و فرشتگان ما در نزد آنهایند و می نویسند).
از این رو قرآن می فرماید که همه می فهمند که اگر از خداوند غافل بوده اند خداوند از آنان غافل نبوده است: یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا احصاه الله و نسوه.(472) (در آن روز که خداوند همه آنها را بر می انگیزد و از اعمالی که انجام دادند با خبر می سازد - اعمالی که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموششان کردند.)
یک جنبه مهم دیگر نامه اعمال این است که این کتاب فقط از واقعیات و حقایق سخن می گوید، بی هیچ خطا و لغزشی: و لدینا کتاب ینطق بالحق.(473) (و نیز ما کتابی است که به حق سخن می گوید).
یک جنبه دیگر نامه اعمال این است که آیا کتاب قیامت شخصی است یا جمعی. با بررسی آیات قرآن روشن می شود که در عالم قیامت سه نوع کتاب و نامه اعمال وجود دارد:(474)
یک کتاب واحد و جامع وجود دارد، که حساب اعمال همه خلایق در آن ثبت است، از اولین تا آخرین، زیرا قرآن می فرماید: و وضع الکتاب؛ دیگر کتابی است که برای هر امتی تنظیم شده، یعنی اعمال یک امت در آن ثبت و درج شده است: کل امة تدعی الی کتابها.(475) (هر امتی به سوی نامه اعمالش خوانده می شود.) یا این آیه: هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق.(476) (این کتاب ماست که علیه شما به حق گویاست)؛ و سوم کتاب و نامه ای است که خاص هر انسان است: و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و تخرج له یوم القیامه کتابا یلقاه منشورا.(477) (و اعمال هر انسانی را بر گردنش آویخته ایم و روز قیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند.)
نکته دیگر این که نامه اعمال از جنس کاغذ و کتاب نیست؛ بلکه مجموعه ای گویا و مجسمه اعمال است - اعمالی که به صورت نیروهای پراکنده در این جهان از نظرها محو شده، اما در حقیقت نابود نشده است و به فرمان خداوند در موقع مقرر بدل به ماده می شود و به صورتهای مناسبی تجسم می یابد: اعمال نیک به صورتهای زیبا و اعمال بد در چهره هایی زشت.

89. در دادگاه بی نظیر الهی، امتها به زانو می نشینند

و تری کل امة جاثیه کل امة تدعی الی کتبها الیوم تجزون ما کنتم تعملون هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون.
جاثیه: 28 و 29
هر امتی را ببینی که به زانو در آمده است؛ و هر امتی را برای گرفتن نامه اعمالش بخوانند. در چنین روزی در برابر اعمالی که کرده اید پاداش می بیند. این نوشته ماست که به حق سخن می گوید، زیرا ما کارهایی را که می کرده اید می نوشته ایم.
جاثیه از ماده جثی، به معنای به زانو نشستن، یعنی به زانو در آمده.
نستنسخ از ماده نسخ، به معنای زایل کردن و از بین بردن، یعنی چیزی را زایل کنیم و چیز دیگری در جای آن قرار دهیم. از این رو بعضی آن را به معنای نقل دانسته اند. این ریشه سپس درباره نوشتن کتابی از روی کتاب دیگر به کار رفته است و برای آن کلمه استنساخ را ساخته اند.
آری، امتها در دادگاه بزرگ و بی نظیر الهی در قیامت از شدت ضعف و ترس و وحشت به زانو می نشینند و آماده اند تا فرمان الهی و حکم نهایی دادگاه درباره آنها قرائت شود و به سرنوشت ابدی خود تن می دهند. نامه ای را در مقابل خود می بینند که در آن از هیچ چیز فروگذار نشده است؛ هیچ گناه کوچکی به سبب کوچکی و هیچ گناه بزرگی به علت اینکه واضح است و همه می دانند ثبت نشده نیست و آنچه در مقابلشان هست خود اعمال است که هر یک به صورت مناسب خود مجسم می شود، نه اینکه نوشته شده آن؛ یعنی نامه اعمال چیزی شبیه دفتر و کتاب معمولی دنیا نیست، بلکه مجموعه ای است گویا، آن هم گویا به حق و بی کم و کاست و حکایتگر واقعیات.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: اعلموا عباد الله ان علیکم رصداً من انفسکم و عیوناً من جوارحکم و حفاظ صدق یحفظون اعمالکم و عدد انفاسکم...(478) (ای بندگان خدا، بدانید که از شما نگاهبانانی بر شما گماشته اند و دیدبانهایی از پیکرتان برگزیده و حافظان راست گویی که اعمال شما را حفظ می کنند و شماره نفسهای شما را می شمارند. نه تاریکی شب شما را از آنان می پوشاند و نه دری محکم شما را از آنها پنهان می کند.)