فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

82. چهره هایی سفیدند و چهره هایی سیاه

یوم تبیض وجوه و تسود وجوه فاما الذین اسودت وجوههم اکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمه الله هم فیها خالدون.
آل عمران: 106 و 107.
در آن روز که گروهی سپیدروی و گروهی سیه روی شوند. به آنان که سیه روی شده اند می گویند: آیا شما پس از ایمان آوردنتان کافر شدید؟ به سبب کافر شدنتان بچشید عذاب خدا را! اما آنان که سپیدروی شده اند، همواره غرق در رحمت پروردگار باشند.
تبیض از ماده بیض و بیاض به معنای سفیدی است.
تسود از ماده سود و سواد به معنای سیاهی است؛ و سید هم که به معنای رئیس و آقاست، از آن جهت که جماعت کثیر را سواد می گویند و سید آن کسی است که متولی آن جماعت باشد: مانند سید القوم.
امام صادق (علیه السلام) از پدرش و ایشان از جدش نقل کرده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یا علی تخرج انت و شیعتک من قبورکم و وجوهکم کالقمر لیلة البدر...(446) (ای علی، تو و شیعیان تو در حالی از قبرهای خود بیرون می آیید که صورتهای شما همچون ماه در شب بدر (قرص کامل) است و از شما شدتها و سختیها برطرف شده و غصه ها زایل گردیده است و در زیر سایه عرش قرار خواهید گرفت؛ مردم می ترسند، اما شما خوف و ترس نخواهید داشت؛ مردم محزون اند، اما شما غم و اندوهی دارید؛ برای شما سفره بهشتی نهاده می شود، در حالی که دیگران پای حساب اند.)

نگاهی دیگر به معاد جسمانی

یکی از مادیون از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چگونه انسان مبعوث می شود در حالی که بدنش پوسیده و اعضایش متفرق شده است، به طوری که عضوی در سرزمینی خوراک درندگان شده و عضو دیگر را موریانه خورده اند و جزء دیگرش خاک شده و آن را گل کرده اند و با آن دیواری بنا شده است؟ امام در پاسخ فرمودند: آن خدایی که انسان را از عدم و نیستی آفرید و او را بدون اینکه مثال و نقشه ای از پیش داشته باشد خلق کرده و او را به تصویر کشیده می تواند این مرده متفرق الاعضاء را برگرداند. عرض کرد: این مطلب را بیشتر توضیح دهید: امام فرمودند: بعد از مرگ، روح انسان در مکانی که برای آن مهیا شده قرار دارد: روح نیکوکار در روشنایی و گشایش و روح بدکار در تنگی و تاریکی؛ و بدن خاک می شود - همان خاکی که از آن آفریده شده است؛ و آنچه درندگان و حشرات خورده اند نیز در خاک در نزد خداوند محفوظ می ماند - خدایی که هیچ ذره ای در تاریکیهای زمین از او غایب نیست و عدد تمامی اشیا و وزن آنها را می داند؛ و بدن روحها مانند طلا در خاک است و به هنگام بعث و حشر بارانی شروع می شود که برای نشر انسان است. آن گاه خاک به سان زده شدن مشک به هم زده می شود؛ و هنگامی که با آب شستشو شد، خاک همه آدمیان چون طلا می درخشد، مانند کره ای می شود که پس از زدن مشک روی ماست جمع می شود. در این هنگام، خاکهای هر قالب از بدن انسان به اذن خداوند قادر جمع می شود و به مکانی که روح در آنجاست منتقل می شود و به اذن صورتگر به شکل نخستین خود باز می گردد و با روح جمع می شود. در این هنگام است که بدن از دل خاک بیرون می آید و هیچ کم و کسری در خود نمی بیند.(447)
جمیل بن دراج هم از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که هرگاه خداوند اراده فرماید تا مردگان را زنده کند، بارانی به مدت چهل روز از آسمان نازل می کند. پس بر اثر آن بندهای بدن مردگان به هم می پیوندد و گوشتها روییده می شود.(448)

83. مردم به سه گروه می شوند

بسم الله الرحمن الرحیم
اذا وقعت الواقعه لیس لوقعتها کاذبه خافضه رافعه اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فکانت هباء منبثا و کنتم ازواجاً ثلاثه فاصحب المیمنه ما اصحاب المیمنه و اصحاب المشمئه ما اصحاب المشئمه و السابقون السابقون.
واقعه: 1 - 10.
به نام خدای بخشاینده مهربان. چون قیامت واقع شود، که در واقع شدنش هیچ دروغ نیست، گروهی را خوارکننده است و گروهی را برافرازنده. آن گاه که زمین به سختی بلرزد و کوهها به تمامی متلاشی شوند و چون غباری پراکنده گردند، شما سه گروه باشید: یکی، اهل سعادت، اهل سعادت چه حال دارند؟ دیگر، اهل شقاوت، اهل شقاوت چه حال دارند؟ سه دیگر، آنها که سبقت جسته و اکنون پیش افتاده اند.
خافضه از خفض به معنای فرو آوردن است؛ و خافضه یعنی فرود آورنده.
رافعه از رفع به معنای بالا بردن است، و رافعه و رفیع یعنی بالا برنده.
رجت از ریشه رج به معنای حرکت دادن و حرکت کردن است.
بست از ماده بس به معنای کوبیده و نرم شده است.
ابن عباس می گوید از سلمان فارسی شنیدم که می گفت: زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بستر بیماری و مرگ بود، بر آن حضرت وارد شدم و در مقابل آن حضرت نشستم. فاطمه زهراء هم داخل شدند؛ و همین که چشمشان به وضع و حال پدر افتاد، اشک از دیدگانشان بر روی گونه هایشان جاری شد. پیامبر که متوجه گریه کردن ایشان شده بودند فرمودند: دخترم برای چه گریه می کنی؟ حضرت فاطمه عرض کردند: چگونه نگریم، در حالی که حال و وضع شما را می بینم؟ ای رسول خدا، بعد از شما چه کسی برای ماست؟ پیامبر به ایشان فرمودند: خدا برای شماست. بر او توکل کن و صبر و استقامت پیشه کن، آن گونه که پدرانت، انبیای الهی، و مادرانت، همسران آنان صبر کردند. ای فاطمه، مگر نمی دانی که خداوند تبارک و تعالی پدرت را برگزید. پس او را پیامبر قرار داد و به عنوان رسول خودش برانگیخت. سپس علی را برگزید و او را به تزویج تو در آورد و وصی پیامبرش قرار داد. پس او، بعد از پدرت، بزرگ ترین حق را بر گردن مردم دارد. او از جهت اسلام پیش گام ترین و از جهت بزرگی عزیزترین و از جهت اخلاق زیباترین است. در راه خدا و در راه من، شدیدترین غضب را دارد؛ و از جهت روحی، شجاع ترین مردم است؛ و استواری و دلاوری او ممتاز و از جهت عطا سخی ترین مردم است. سلمان در ادامه می گوید: با شنیدن این سخنان پیامبر، فاطمه به شدت شاد و مسرور شد. پس پیامبر به او فرمودند: ای دخترم، آیا خوشحال شدی؟ عرض کردند: بله، یا رسول الله. شما مرا هم خوشحال کردید و هم محزون. حضرت فرمودند: کارهای دنیا همه همین گونه است: خوشحالی و اندوهش با هم است. آیا می خواهی درباره همسرت خبر بیشتری بازگو کنم؟ عرض کردند: بله، یا رسول الله. حضرت فرمودند: همانا علی اولین مؤمن به خدا و پسر عم رسول خدا و برادر پیامبر و جانشین رسول خدا و همسر دختر پیامبر است. و فرزندانش نوه های رسول خدایند؛ و عمویش، سید الشهداء، عموی رسول خدا و برادرش جعفر، پروازکننده در بهشت، پسر عم رسول الله است؛ و مهدی، که عیسی پشت سرش نماز می خواند، از اوست. پس اینها ویژگیها و امتیازاتی است که به احدی قبل از او و یا بعد از او نداده اند و نخواهند داد. ای دخترم، آیا تو را خوشحال کردم؟ فاطمه عرض کردند: بله، یا رسول الله، حضرت فرمودند: آیا می خواهی خبر بیشتری درباره همسرت بدهم؟ عرض کردند: بله. حضرت فرمودند: خداوند تبارک و تعالی مردم را بر دو قسم آفرید. پس من و همسرت را در قسم دوم آن قرار داد که فرمود: فاصحاب المیمنه ما اصحاب المیمنه. پس آن دو قسم را سه قسم کرد. پس من و همسرت را در قسم سوم آن قرار داد؛ و آن سخن خداست که فرمود: والسابقون السابقون اولئک المقربون فی جنات النعیم.(449)