فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

81. آن روز یوم الفصل است

لای یوم اجلت لیوم الفصل و ما ادارک ما یوم الفصل.
برای چه روزی معین شود؟ برای روز فصل (و داوری). و چه دانی که روز فصل (و داوری) چیست؟
فصل به معنای بریدن و جدا کردن است - جدا کردن دو چیز از همدیگر به طوری که میان آن دو فاصله باشد.
یوم الفصل یکی از اسامی روز قیامت است، زیرا روز جدا کردن حق از باطل است؛ یا مراد از آن روز حکومت و قضاوت حق است که در نتیجه آن، حق از ناحق و عادل از ظالم جدا شوند و هر یک راه خویش روند و از این جهت یوم الفصل روز داوری پروردگار است؛ و شاید از این جهت آن را یوم الفصل گویند که صفوف مؤمنان صالح از مجرمان بدکار جدا می شود یا اینکه انسان از نزدیک ترین دوستانش جدا می شود یا به سبب جدایی پدر و مادر از فرزند و برادر از برادر و شخص از همسرش.
در آیات 21 سوره صافات و 17 نبأ و 38 مرسلات و 40 دخان نیز از قیامت به یوم الفصل تعبیر شده است.

اسماء القیامة

علاوه بر یوم القیامة که حکایت از قیام همگانی خلایق در روز رستاخیز دارد و 70 بار در ضمن آیات آمده، قرآن نامهای بسیاری بر روز قیامت نهاده که هر یک بیانگر بعدی از آن روز است و گویای بسیاری از واقعیات و حوادث آن روز؛ و حقیقتاً تحت هر عنوانی سری نهفته و هر یک پیام، بلکه پیامها و درسهایی دارد. مرحوم ملامحسن فیض کاشانی بیش از صد نام از نامهای قیامت را ذکر کرده است که همه آنها منشأ قرآنی دارد. ما برخی از آنها را می آوریم:
یوم الندامه(404) (روز پشیمانی)؛ یوم المساله(405) (روز بازپرسی)؛ یوم المسابقه(406) (روز پیشی گرفتند)؛ یوم المنافسه(407) (روز رقابت سالم)؛ یوم الزلزله(408) (روز لرزه شدید)؛ یوم الواقعه(409) (روز حادثه شدید)؛ یوم القارعه(410) (روز حادثه کوبنده)؛ یوم الراجفه(411) (روز لرزاننده مقدم)؛ یوم الرادفه(412) (روز لرزاننده مؤخر)؛ یوم الغاشیه(413) (روز پوشاننده و فراگیرنده)؛ یوم الداهیه(414) (روز بلای بدون چاره)؛ یوم الحاقه(415) (قطعی الوقوع)؛ یوم الطامه(416) (روز حادثه غلبه کننده)؛ یوم الصاخة(417) (روز فریاد کرکننده)؛ یوم التلاق(418) (روز ملاقات)؛ یوم الفرار(419) (روز گریختن)؛ یوم المساق(420) (روز رانده شدن به سوی پروردگار)؛ یوم التناد(421) (روز ندا دادن یکدیگر)؛ یوم الحساب(422) (روز شمارش)؛ یوم المآب(423) (روز بازگشتنگاه)؛ یوم العذاب(424) (روز عقوبت و شکنجه)؛ یوم القرار(425) (روز ثبات و سکون)؛ یوم اللقاء(426) (روز رو به رو شدن)؛ یوم البقاء(427) (روز ماندن)؛ یوم القضاء(428) (روز داوری)؛ یوم الجزاء(429) (روز مکافات)؛ یوم الحشر(430) (روز گردآوری)؛ یوم الوعید(431) (روز وعده شر)؛ یوم العرض(432) (روز آشکار شدن)؛ یوم الوزن(433) (روز سنجش)؛ یوم الحق(434) (روز ثابت و واقعیت دار)؛ یوم الحکم(435) (روز داوری)؛ یوم البعث(436) (روز برانگیختن)؛ یوم الفتح(437) (روز پیروزی)؛ یوم الخزی(438) (روز خواری)؛ یوم عظیم(439) (روزی بزرگ)؛ یوم النفخه(440) (روز دمیدن در صور)؛ یوم المعاد(441) (روز بازگشتن)؛ یوم الموعود(442) (روز نوید داده شده)؛ (443)یوم البروز (روز آشکار شدن حقایق)؛ یوم الجزع(444) (روز ناله و بی تابی) یوم الخلود(445) (روز جاودانگی).

82. چهره هایی سفیدند و چهره هایی سیاه

یوم تبیض وجوه و تسود وجوه فاما الذین اسودت وجوههم اکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمه الله هم فیها خالدون.
آل عمران: 106 و 107.
در آن روز که گروهی سپیدروی و گروهی سیه روی شوند. به آنان که سیه روی شده اند می گویند: آیا شما پس از ایمان آوردنتان کافر شدید؟ به سبب کافر شدنتان بچشید عذاب خدا را! اما آنان که سپیدروی شده اند، همواره غرق در رحمت پروردگار باشند.
تبیض از ماده بیض و بیاض به معنای سفیدی است.
تسود از ماده سود و سواد به معنای سیاهی است؛ و سید هم که به معنای رئیس و آقاست، از آن جهت که جماعت کثیر را سواد می گویند و سید آن کسی است که متولی آن جماعت باشد: مانند سید القوم.
امام صادق (علیه السلام) از پدرش و ایشان از جدش نقل کرده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یا علی تخرج انت و شیعتک من قبورکم و وجوهکم کالقمر لیلة البدر...(446) (ای علی، تو و شیعیان تو در حالی از قبرهای خود بیرون می آیید که صورتهای شما همچون ماه در شب بدر (قرص کامل) است و از شما شدتها و سختیها برطرف شده و غصه ها زایل گردیده است و در زیر سایه عرش قرار خواهید گرفت؛ مردم می ترسند، اما شما خوف و ترس نخواهید داشت؛ مردم محزون اند، اما شما غم و اندوهی دارید؛ برای شما سفره بهشتی نهاده می شود، در حالی که دیگران پای حساب اند.)