فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

با کدامین جسم؟(282)

این سوال مطرح است که اگر معاد جسمانی است، با توجه به اینکه در طول عمر همه سلولهای بدن انسان چند بار عوض می شوند، انسان با کدام یک از بدنها و اجسامی که در عمرش با آنها زندگی کرده برگردانده می شود؟ علاوه بر این، هر بدنی برای خود پرونده و اعمالی دارد که ممکن است با پرونده و اعمال بدن دیگر کاملا متفاوت باشد.
همان طور که قبلا هم گفتیم هر بدنی تمام مشخصات و صفات بدن پیشین خود را جذب می کند و تغییرات سلولی تاثیری در من انسان ندارد. بنابراین آخرین بدن بایگانی تمام پرونده ها و خلاصه و فشرده ای از تمام مشخصات بدنهای گذشته است. بدین ترتیب هر گاه بدن مبعوث و بر انگیخته شود، گویی تمام بدنها بر انگیخته شده است.
قرآن نیز، چنان که گفتیم، در آیات متعددی معاد و رستاخیز را با آخرین بدن می داند: و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون(283) (به هنگام نفخ صور انسانها از قبرها به سوی پروردگارشان می شتابند.)

صحنه قیامت در توصیف امام علی (علیه السلام)

در آن هنگام (بعد از مرگ همه مخلوقات،) آسمان را به حرکت آورد و از هم بشکافد و زمین را به لرزش آورد و به سختی تکان دهد. کوهها از جا کنده و از هیبت جلال و سطوتش به یکدیگر کوبیده و متلاشی شوند و با خاک یکسان گردند.
هر کسی را که در زمین به خاک رفته است بیرون آورد و پس از فرسودگی نوسازی کند و بعد از پراکندگی آن را جمع کند. سپس آنها را برای پرسشهایی که از اعمال مخفی و کارهای پنهانی شان می خواهد بکند از هم جدا و دو دسته می کند. سر انجام به عده ای نعمت می بخشد و از دیگران انتقام می گیرد.(284)
آن (رستاخیز) روزی است که خداوند اولین و آخرین را برای رسیدگی به حساب دقیق و رسیدن به پاداش کردارشان جمع می کند. همه در حال خضوع به پا خیزند، عرق (از سر و رویشان فرو می ریزد) و اطراف دهانشان را احاطه می کند. لرزش زمین تمام اندامشان را می لرزاند. نیکوترین و خوشحال ترین افراد در آن روز کسی است که جای پایی پیدا کند یا محلی برای ایستادن خود به دست آورد(285).
از قبرها خارج شده و به سوی منزل آخرین رهسپار گردیده اند. هر یک از بهشت و جهنم ساکنانی دارند که تبدیل و تحول در آن نیست و از آن به جای دیگر انتقال نمی یابند(286).

60. پرده های کنار می رود و هر انسانی با حرکت دهنده و گواهی وارد محشر می شود

و جاءت کل نفس معها سائق و شهید لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید و قال قرینه هذا ما لدی عتید.
ق: 21 - 23
هر که می آید با او کسی است که می راندش و کسی است که برایش شهادت می دهد. تو از این غافل بودی. ما پرده از برابرت برداشتیم و امروز چشمانت تیزبین شده است. موکل او گوید: این است آنچه من آماده کرده ام.
سائق اسم فاعل و به معنای راننده و حرکت دهنده و مصدر آن سیاقه و در اصل به معنای وادار کردن حیوان به راه رفتن است. در این ماده، راننده در عقب حیوان قرار دارد و حیوان را به جلو می راند، به عکس ماده قیادت که به معنای کشیدن حیوان از جلوست.
شهید از ماده شهود و شهادت به معنی حضور و معاینه است، و شهید به معنای شاهد است - کسی که هیچ چیز از علمش غایب نیست. حدید، که اصل آن حد است، به معنای مرز است، و آهن را از آن جهت حدید می گویند که منع و دفع کننده یا آلت منع است. به چشم تیز بین و دقیق هم حدید می گویند، زیرا از مخفی شدن چیزها منع می کند.
سائق مانع فرار انسان از صحرای محشر و شهید مانع انکار حقایق است.
امام علی (علیه السلام) درباره سائق و شهید فرمود: کل نفس معها سائق و شهید سائق یسوقها الی محشرها و شاهد یشهد علیها بعملها(287) (آن روز که همراه هر کس گواه و سوق دهنده ای است - سوق دهنده ای که تا صحنه قیامت را می راند و شاهدی که به اعمال او گواهی می دهد.)
جابر بن عبدالله انصاری می گوید من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که حضرتش فرمودند: ان ابن ادم لفی غفله عما خلق له، ان الله اذا اراد خلقه قال للمک: اکتب رزقه، اکتب اثره، اکتب اجله شقیا ام سعیداً... (فرزند آدم از آنچه برای آن خلق شده غافل است. خداوند زمانی که آفرینش او را اراده کرد به فرشته فرمود: رزق او را بنویس، اعمالش را بنویس، اجلش را بنویس. این را هم که آیا خوشبخت است یا بدبخت بنویس. آن گاه آن فرشته بعد از اجرای فرمان الهی بالا می رود. سپس خداوند فرشته دیگری را روانه زمین می کند تا او را تا زمان رشد و بلوغش حفظ و نگهداری کند. آن فرشته بعد از اجرای ماموریتش، به آسمان می رود. آن گاه خداوند بر او دو فرشته می گمارد تا کارهای خوب و بدش را بنویسند، و چون زمان مرگ آن بنده فرا رسد، آن دو فرشته نیز بالا می روند و فرشته مرگ می آید و جانش را می گیرد، و چون او را داخل قبر کنند، دوباره جانش را به کالبدش برگرداند و دو فرشته قبر از او امتحان می گیرند، و آن گاه بالا می روند، و چون روز قیامت شود، دو فرشته نویسنده حسنات و گناهان دوباره به سراغش می آیند و نامه عمل او را باز می کنند و به گردنش می افکنند و همچنان با او هستند: یکی سائق، که او را به جلو می راند، و دیگری شهید که به کارهایش گواهی می دهد.) در ادامه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ان قدامکم لامرا عظیما لا تقدرونه فاستعینوا بالله العظیم. (همانا شما امری عظیم پیش رو دارید که طاقت آن را ندارید. پس از خدای بزرگ کمک بخواهید(288)).