فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

58. نمونه ای از زنده شدن مردگان در قیامت

و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی قال اولم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی قال فخذ اربعه من الطیر فصرهن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا ثم ادعهن یأتینک سعیا و اعلم ان الله عزیز حکیم
بقره: 26
ابراهیم گفت: ای پروردگار من، به من بنمای که مردگان را چگونه زنده می سازی. گفت: آیا هنوز ایمان نیاورده ای؟ گفت: بلی، و لکن می خواهم که دلم آرام یابد. گفت: چهار پرنده برگیر و گوشت آنها را به هم بیامیز، و هر جزئی از آنها را بر کوهی بنه. پس آنها را فرا خوان. شتابان به نزد تو می آیند، و بدان که خدا پیروز و حکیم است.
أرنی اصلش أرانی و اصل آن أراینی بوده که یای اول به سبب جزم صیغه امر حذف شده و همزه دوم هم به سبب تخفیف، و نون آن نون وقایه است و یای آخر هم ضمیر مفعولی، این کلمه یعنی نشان بده مرا. لیطمئن از ریشه طمن به معنای اطمینان و سکون و آرامش خاطر است، بعد از پریشانی.
این آیه کریمه، علاوه بر اینکه دلیل دیگری است بر معاد جسمانی، یعنی در رستاخیز خداوند انسان را با همین بدن مادی باز می گرداند و به اصطلاح هم جسم و هم روح انسان بر می گردد، پاسخ به دو شبهه است: یکی اشکال تغییر حالات، یعنی متفرق شدن اجزای جسد و فنای آن و اینکه از آن جیفه و مردار نه صورتی باقی بماند و نه خصوصیتی تا از دیگر جانداران متمایز باشد و بتواند زندگی را از سر بگیرد، و به تبع آن شبهه معروف آکل و ماکول را دفع می کند، چون بر طبق آن، حیوان یا انسانی طعمه درنده می شود و اجزای بدنش جزو بدن آن می شود و دیگر ممکن نیست هر دو حیوان یا انسان و حیوان را با تمام بدنشان زنده کرد و به فرض که یکی زنده شود، دیگری ناقص می ماند. پاسخی که خدای تعالی به سوال آن جناب داده همان تبعیت بدن از روح است.
در حدیث از ابوبصیر است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام) دید مرده ای کنار ساحل دریا افتاده و نیم آن داخل آب و نیمش در خشکی است و حیوانات دریایی و درندگان خشکی بدن او را می خورند. آن گاه مشاهده کرد که همان حیوانات به جان هم افتادند و یکدیگر را خوردند. در این حال تعجب کرد و گفت: رب ارنی کیف تحیی الموتی؟ (پروردگار من به مشاهد نشانم ده که چگونه این مرده ها را، که بعضی آکل و بعضی ماکول اند، زنده می کنی؟) وحی الهی آمد که ای ابراهیم مگر ایمان نداری؟ خلیل گفت: آری، دارم، لکن می خواهم بالعیان و بالمشاهده، آن گونه که اشیای عالم را می بینم، زنده شدن مردگانی را، که بعضی طعمه بعضی دیگر شده اند، ببینم تا قلبم به اطمینان و آرامش برسد. خطاب آمد که چهار پرنده را (طاووس و خروس و کبوتر و کلاغ، که در خلقت ظاهری و در روحیات صفات مختلف اند) بگیر و وصرهن (یعنی قطعه قطعه شان کن،)؛ و گوشت و استخوان و پر آنها را بکوب و به هم مخلوط کن، به طوری که اجزای مرغان غیر متمایز باشد، همان گونه که این حیوانات درنده و دریایی بعد از خوردن آن مرده یکدیگر را خوردند. آن گاه اجزای مخلوط شده مرغان را چندین جزء کن و هر جزئی را سر کوهی قرار ده. سپس هر یک از مرغان را به اسم خودش بخوان. خواهی دید که مرغان با عجله به سوی تو خواهند آمد. کوهها ده کوه بودند، و بدان که خدای تو بر هر چیز توانا و غالب است(281).

59. خداوند همه مردم را در قیامت جمع می کند

الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیمه لاریب فیه و من اصدق من الله حدیثا.
نساء: 87
الله خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست. به تحقیق همه شما را در روز قیامت، که هیچ شکی در آن نیست، گرد می آورد، و چه کسی از خدا به گفتار راستگوی تر است؟
آیات 9 سوره آل عمران و 12 انعام و 26 سبا و 15 و 29 شوری و 47 کهف نیز بیانگر این واقعیت است که خداوند همه مردم را در قیامت جمع می کند.

با کدامین جسم؟(282)

این سوال مطرح است که اگر معاد جسمانی است، با توجه به اینکه در طول عمر همه سلولهای بدن انسان چند بار عوض می شوند، انسان با کدام یک از بدنها و اجسامی که در عمرش با آنها زندگی کرده برگردانده می شود؟ علاوه بر این، هر بدنی برای خود پرونده و اعمالی دارد که ممکن است با پرونده و اعمال بدن دیگر کاملا متفاوت باشد.
همان طور که قبلا هم گفتیم هر بدنی تمام مشخصات و صفات بدن پیشین خود را جذب می کند و تغییرات سلولی تاثیری در من انسان ندارد. بنابراین آخرین بدن بایگانی تمام پرونده ها و خلاصه و فشرده ای از تمام مشخصات بدنهای گذشته است. بدین ترتیب هر گاه بدن مبعوث و بر انگیخته شود، گویی تمام بدنها بر انگیخته شده است.
قرآن نیز، چنان که گفتیم، در آیات متعددی معاد و رستاخیز را با آخرین بدن می داند: و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون(283) (به هنگام نفخ صور انسانها از قبرها به سوی پروردگارشان می شتابند.)