فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

اشراط الساعه

در کتب تفسیری و روایی، آن گاه که سخن از قیامت است، بابی به نام اشراط الساعه باز شده است اشراط جمع شرط به معنای نشان و علامت است و اشراط الساعه یعنی نشانه های قیامت. این ترکیب از آیه 18 سوره محمد گرفته شده است: فهل ینظرون الا الساعه ان تأتیهم بغته فقد جاء اشراطها (آیا آنها جز این انتظاری دارند که قیامت ناگهان فرا رسد، در حالی که هم اکنون نشانه های آن آمده است؟)
از رسول خدا درباره اولین نشانه های قیامت پرسیدند. حضرت فرمودند: نار تحشر الناس من المشرق الی المغرب(266) (آتشی است که مردم را از شرق تا غرب عالم فرا می گیرد.) در روایت دیگری از حضرت است که فرمودند: شیوع فلج و مرگهای ناگهانی از اشراط الساعه است. و نیز فرمودند: قیامت بر پا نمی شود تا اینکه خداوند سه چیز را کم یاب می کند: در آمدی از حلال و دانشی سودمند و با فایده و برادری (دوستی) خدایی و تمام عیار.(267)

53. در آستانه قیامت، عالم دگرگون می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
اذا الشمس کورت و اذا النجوم انکدرت و اذا الجبال سیرت و اذا العشار عطلت و اذا الوحوش حشرت و اذا البحار سجرت و اذا النفوس زوجت و اذا الموءدة سئلت بای ذنب قتلت و اذا الصحف نشرت و اذا السماء کشطت و اذا الجحیم سعرت و اذا الجنه ازلفت علمت نفس ما احضرت
تکویر: 1 - 14
به نام خدای بخشاینده مهربان. چون خورشید بی فروغ شود و چون ستارگان فرو ریزند و چون کوهها از جای خود بشوند و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند و چون وحوش گرد آورده شوند و چون دریاها آتش بگیرند و چون روحها با تنها قرین گردند و چون از دختر زنده به گور شده پرسیده شود که به چه گناهی کشته شده است و چون صحیفه ها باز شوند و چون آسمان از جای خود کنده شود و چون جهنم افروخته گردد و چون بهشت را پیش آورند، هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
در قرآن آیاتی که از طبیعت و ارکان و اجزای مهم عالم ماده سخن می گوید دو دسته است:
دسته ای که عظمت خلقت و زیبایی آثار و منافع و نظم و حساب دقیق آنها را گوشزد می کند و از قبیل آیات 10 سوره زخرف و 15 ملک و 14 نحل و 5 ملک و مانند آن؛
دسته ای از برهم خوردن نظم آنها و پایان عمرشان و دگرگونیهای اساسی در زمین و آسمانها خبر می دهد: یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات(268) (در آن روز که این زمین به زمین دیگر و آسمانها به آسمانهای دیگری مبدل می شود.)
آیات 1 تا 4 سوره انفطار و 8 تا 15 مرسلات و 1 تا 6 انشقاق و 9 طور و 4 تا 6 واقعه و 1 زلزال از جمله آیاتی اند که چگونگی حوادث قیامت و دگرگونیهای زمین و آسمان و ارکان عالم را بیان می کنند.
بشنو از قرآن چو نیکو دم زند - زخمه بر ساز دل آدم زند
تا کند بیدارش از خواب گران - از قیامت گوید و اهوال آن
با سکوتت نغمه قرآن بشنو - آنچه می گوید به گوش جان شنو
از مزمل از نبا از انفطار - گوش کن غوغای محشر آشکار
سوره زلزال و طور و قارعه - یا که تکویر و قیامت واقعه
چون که هر یک وصف محشر را کند - خود قیامت ز آن سخن برپا کند
این زمین در آن زمان پر بلا - ناگهان چون زلزلت زلزالها
از درونش اخرجت اثقالها - با تعجب قال الانسان مالها
مردگان خیزند برپا کلهم - تا همه مردم یروا اعمالهم
هر که دارد ذرة خیرا یره - یا که آرد ذرة شرا یره
آن زمان خورشید تابان کورت - کوههای سخت و سنگین سیرت
آبها در کام دریا سجرت - آتش دوزخ به شدت سعرت
پس در آن هنگام جنت ازلفت - خود بداند هر کسی ما احضرت(269)

54. با یک نفخه صور قیامت بر پا می شود و عرش خدا را هشت فرشته حمل می کنند

فاذا نفخ فی الصور نفخه واحده و حملت الارض و الجبال فدکتا دکه واحده فیومئذ وقعت الواقعه و انشقت السماء فهی یومئذ واهیه و الملک علی ارجائها و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمینه.
حاقه: 13 - 17
چون یک بار در صور دمیده شود و زمین کوهها را بر گیرند و یکباره در هم کوبند، آن روز آن حادثه به وقوع پیوسته باشد. و آسمان که در آن روز سست شده است بشکافد. و فرشتگان در اطراف آسمان باشند. و در آن روز هشت تن از آنها عرش پروردگارت را بر فراز سرشان حمل می کنند.
دکتا از ماده دک به معنای کوبیدن است. صاحب تفسیر المیزان فرموده: دک به معنای ذلت است. دکه و دکان هم بنایی است که سطح زمین آن را برای نشستن هموار کنند. عرش در لغت به معنای تخت و حکومت و سقف آمده است. مراد از عرش رب همان مقامی است که زمام همه امور در آنجا متراکم و مجتمع می شود: و هو رب العرش العظیم(270) (پروردگار عرش بزرگ است) آری، این کلمه به معنای مقامی است که حقیقتی از حقایق خارجی است و برای آن مصداقی خارجی و حقیقی و الهی است که سر همه حوادث و امور در آنجاست: ثم استوی علی العرش یدبر الامر(271) (سپس بر عرش (تخت قدرت) قرار گرفت و به تدبیر کار پرداخت).