فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

حقیقت روح

یکی از مادیون و منکران معاد در خلال پرسشهایی از امام علی (علیه السلام) از حضرت پرسید: وقتی چراغ خاموش می شود نور آن به کجا می رود؟ حضرت فرمودند: دیگر بر نمی گردد او گفت: پس انکار نکردید که انسان هم مثل چراغ باشد، به طوری که وقتی مرد و روحش از بدن خارج شد دیگر هرگز به سوی او بر نگردد.
امام فرموده اند: قیاس تو درست نیست، زیرا آتش در اجسام نهفته شده، و هستی اجسام به همان اعیان خارجیه و جسمیت آنها است، مانند سنگ آهن که زمانی که به یکدیگر زده شوند آتشی که نور دارد از آنها متصاعد می شود. پس آتش در درون آن اجسام وجود دارد و نور است که از آن خارج می شود، در حالی که روح موجود لطیفی است که در قالب کثیفی (مادی) رفته است. پس معلوم است که روح مانند نور چراغ نیست، (زیرا آهن و سنگ و قائم به ذات اند، اما جسم انسان قائم به روح است، نه قائم به ذات).
پرسید: روح بعد از مرگ به کجا می رود؟ اما فرمودند:تا روز رستاخیز، روح در همان جایی که بدن در زمین دفن است می ماند. پرسید: روح چیست؟ آیا غیر از خون است؟ حضرت فرمودند: آری. آن گونه که برایت گفتم، خون ماده و وسیله کشش و گسترش و نفوذ روح است به تمامی اجزای بدن. رطوبت جسم و صفای رنگ و زیبایی صدا و کثرت خنده در خون تولید می شود، و این به گونه ای است که اگر خون منجمد شود، روح از بدن جدا می شود. پرسید: آیا روح به سبک بودن یا سنگین بودن و اوصاف وزن متصف می شود؟ امام در پاسخ فرمودند: روح چون باد در انبان است: اگر انبان را پر از باد کنند، پر باد بودن یا بی باد بودن تغییری در وزن آن ایجاد نمی کند روح هم مانند باد است و سبکی و سنگینی ندارد. پرسید: آیا روح بعد از خارج شدن از جسم متلاشی می شود؟ امام فرمودند: خیر. روح باقی و زنده است تا وقت نفخ صور اول که همه اشیای عالم می میرند نه حسی می ماند و نه محسوسی. از آن به بعد روح هم می میرد. سپس خداوند بعد از چهارصد سال با نفخ صور دوم عام را بر می گرداند و دوباره همه چیز زنده می شود(245).

46. همه فانی اند، جز وجه خدا

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلل و الاکرام
رحمن: 26 و 27.
هر چه بر روی زمین است دستخوش فناست. و ذات پروردگار صاحب جلالت و اکرام توست که باقی می ماند.
فان اسم فاعل از ماده فناء به معنای از بین رفتن و مراد از بین رفتن صورت و ترکیب ظاهری است.
وجه ربک: وجه یعنی چهره و روی و صورت، و منظور از وجه در این آیه ذات و نفس شی ء است، وجه رب یعنی ذات پروردگار.
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی، در ذیل این آیه شریفه (و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض).حدیثی از حضرت علی بن الحسین امام سجاد (علیه السلام) آمده که حضرت در ضمن پاسخ به راوی که پرسید: در بین دو نفخه صور چقدر فاصله است؟ فرمودند: آنچه خدا بخواهد. پرسید: چگونه در صور دمیده می شود؟ امام فرمودند: و اما نفخه اول این گونه است که خداوند به اسرافیل فرمان می دهد تا به دنیا هبوط کند، در حالی که با او صوری است که یک سر و دو طرف دارد و بین آن دو فاصله ما بین زمین و آسمان است. هنگامی که فرشتگان مشاهده می کنند که اسرافیل با صورش به طرف دنیا می رود، به هم می گویند: خداوند به مرگ اهل زمین و آسمان فرمان داده است. پس اسرافیل به سرزمین بیت المقدس می آید و مقابل کعبه قرار می گیرد و چون اهل زمین او را می بینند، می گویند: خداوند به مرگ زمینیان فرمان داده است، و او یک بار در صور می دمد و صدایی از آن طرف زمینی صور خارج می شود که به سبب آن همه جانداران روی زمین بی هوش می شوند و می میرند، و همین صدا از طرف آسمانی صور نیز بیرون می آید و به سبب آن همه اهل آسمانها می میرند، مگر اسرافیل، و هر چه خدا بخواهد این مدت به طول می انجامد. آن گاه خداوند به اسرافیل می گوید: ای اسرافیل بمیر، او نیز می میرد سپس خداوند به آسمانها فرمان می دهد که سخت جنبش کنند به کوهها می گوید تند به گردش درآیند، و این است قول خدای سبحان که فرمود: یوم تمور السماء مورا و تسیر الجبال سیراً(246) آن گاه امام فرمودند: معنی این کلام این است که تبدل الارض غیر الارض(247)، یعنی زمین دیگر نه آن زمین است که بر روی آن آشکار گناه می کردند و کوهها بر آن بودند و گیاهان از آن می روییدند، بلکه مانند همان روز اول خلقت می شود که هیچ خبری از اینها نبود و عرش الهی دوباره بر روی آب قرار می گیرد،، همچنانکه اول بار چنین بود. پس در این هنگام حضرت جبار، جل جلاله، با صدای عالی و بلند ندا می کند، به گونه ای که به جای جای آسمانها و زمین می رسد: لمن الملک الیوم؟(248) (امروز پادشاهی برای کیست؟) چون هیچ پاسخ دهنده ای وجود ندارد، خداوند خود پاسخ خود را می گوید: لله الواحد القهار(249) (برای یکتای چیره)، و من غالب و چیره ام بر تمامی آفرینش و آنها را می راندم. منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست. آنها را با خواست خود میراندم و آنها را به قدرتم زنده می کنم. در ادامه امام فرمودند: پس حضرت جبار در صور می دمد (بعد از زنده کردن اسرافیل فرمان به دمیدن می دهد...آن گاه همه اهل آسمانها زنده می شوند، همان گونه که قبلا بودند و حاملان عرش الهی به محل ماموریت خود بر می گردند بهشت و دوزخ حاضر می شود و خلایق همه برای حسابرسی محشور می شوند. راوی می گوید: سخن به اینجا که رسید دیدم حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) به شدت گریه می کنند(250).

47. منتظر فرمان خروج از قبرها باشید تا به سوی ما برگردید

و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحه بالحق ذلک یوم الخروج انا نحن نحی و نمیت و الینا المصیر یوم تشقق الارض عنهم سراعا ذلک حشر علینا یسیر
ق: 41 - 44
و آن گاه که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد، گوش فرادار. روزی که آن آواز سهمناک را به حق می شنوند، آن روز روز بیرون شدن از گور است. ما زنده می کنیم و می میرانیم و بازگشت به سوی ماست، روزی که زمین بشکافد و آنان به شتاب بیرون آیند، و این گرد آوری برای ما آسان است.
این آیه تاکید دیگری است بر این حقیقت مهم که انسان موجودی همیشه زنده است و زندگی اش با مردن خاتمه نمی یابد و مردن برای او در واقع انتقال از خانه ای به خانه ای دیگر است و زندگی دنیا حیاتی امتحانی و در عین حال سرنوشت ساز برای اوست و به سان مقدمه ای است برای آن زندگی ابدی، از این رو خداوند در آیات بسیاری از آخرت به عنوان جزا و اجر این دنیا یاد کرده است.
امام صادق (علیه السلام) در خلال حدیثی مفصل در باب انسان شناسی فرمودند: انسان نیمش از دنیا (جسم) و نیمش از آخرت (روح) است. پس تا زمانی که خداوند میان این دو نیمه را جمع کند، حیاتش در زمین ادامه می یابد و از او آسمان و شأن آخرتی به شأن دنیا تنزل می یابد، اما آن هنگام که بین این دو به وسیله مرگ جدایی بیندازد، روح به سوی شأن خود، که عالم آخرت و آسمان است، می رود.پس روح قبل از مرگ در زمین و بعد از آن در آسمان است.(251)