فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

34. ماموران الهی آنان را که در پی ناخشنودی خدا باشند، و نه رضایت او، به هنگام مرگ شکنجه می دهند

فکیف اذا توفتهم الملئکه یضربون وجوههم و ادبرهم ذلک بانهم اتبعوا ما اسخط الله و کرهوا رضوانه، فاحبط اعمالهم
محمد: 27 و 28
چگونه اند آن گاه که فرشتگان آنان را می میرانند و بر صورت و پشتهایشان می زنند؟ این به کیفر آن است که از آنچه خدا را به خشم می آورد پیروی می کرده اند و از آنچه خشنودش می ساخته کراهت داشته اند. خدا نیز اعمالشان را نابود کرد.
اسخط از ماده سخط به معنای غضب شدید مقتضی عقوبت است ، و اسخط به معنای غضب آوردن است. رضوان و رضا و مرضاه و ارتضاء از ماده رضی است و همگی به معنای خوشنودی است. آیات 50 سوره انفال و 28 و 29 نحل و 37 تا 39 اعراف و 93 انعام نیز درباره شیوه قبض روح گناهکاران و کافران و منافقان است و بیان کننده این حقیقت است که ماموران الهی در آستانه مرگ مجازات دنیا پرستان را به امر خدا آغاز می کنند و این نتیجه به خشم آوردن خدا و بی توجهی به جلب خشنودی الهی است.

جان دادن دنیا پرستان در کلام امیر المومنین (علیه السلام)

امام علی (علیه السلام) در ضمن خطبه غراء خود مرگ را کوبنده ترین تهدیدها معرفی کرده و فرموده اند: سکرات مرگ و حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم آورده در سکرات مرگ اعضای بدنشان سست گردید و در برابر آن رنگ خود را باختند. سپس کم کم مرگ در آنان نفوذ کرد و بین آنها و زبانشان جدایی افکند.
او همچنان در میان خانواده خود با چشم نگاه می کند و با گوشش می شنود، در حالی که عقلش سالم است و فکرش باقی است، می اندیشد که عمرش را که در چاه راه فانی کرده و روزگارش را در چه مسیری سپری کرده است. به یاد ثروتهایی که جمع کرده می افتد - همان ثروتی که در جمع آوری آن چشمها را بر هم گذارد و از حلال و حرام و مشکوک گرفت، و گناه جمع آوری آنها همراه اوست. هنگام جدایی از آنها فرا رسیده و برای وارثانش به جای می ماند و از آن متنعم می شوند و بهره می گیرند. راحتی آن برای دیگری و سنگینی گناهش بر دوش اوست، و او در گرو این اموال است. پس او دست خود را از پشیمانی می گزد، و این به سبب چیزهایی است که به هنگام مرگ برایش روشن می گردد او در این حال به آنچه در زندگی به آن علاقه داشت بی اعتناست. آرزو می کند که ای کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او غبطه می خورد و بر آن حسد می ورزید این اموال را جمع کرده بود. مرگ همچنان بر اعضای بدنش چیره می شود تا آنجا که گوشش همچون زبانش از کار می افتد، به طوری که در میان خانواده اش نمی تواند با زبانش سخن گوید و با گوشش بشنود پیوسته به صورت آنان می نگرد و حرکات زبانشان را می بیند، اما کلام آنان را نمی شنود. سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد. چشم او نیز همچون گوشش از کار می افتد و روح از بدنش خارج می شود و همچون مرداری در بین خانواده اش می افتد، آن چنان که از نشستن در نزدش وحشت می کنند و از او دور می شوند، نه سوگواران را یاری می کند و نه به آن کس که او را صدا می زند پاسخ می گوید. سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین حمل می کنند و به دست عملش می سپارند و از دیدارش برای همیشه چشم می پوشند، و این وضع همچنان ادامه می یابد تا عمر جهان پایان گیرد و مقدرات به انتها برسد و آخرین مخلوق به نخستین مخلوق ملحق گردد (همه بمیرند) و فرمان خدا درباره تجدید خلقت صادر گردد(176).

35. فرشتگان مرگ با سلام و مهربانی روح پاکان را می گیرند و به آنان بشارت بهشت می دهند

الذین تتوفیهم الملئکه طیبین یقولون سلم علیکم ادخلوا الجنه بما کنتم تعلمون
نحل: 32
آنان که چون فرشتگانشان پاک سیرت بمیرانند می گویند: سلام بر شما. به پاداش کارهایی که می کرده اید به بهشت در آیید.
طیبین از ماده طیب به معنای دلچسبی و طبع پسندی است و نقیض آن خبیث است، و طیب انسانی را می گویند که از جهل و زشتیهای اعمال پاک و با ایمان و عمل صالح متجلی باشد. چنین کسی را از این جهت که مورد پسند و دل خواه خداوند است طیب می گویند.
شاید مفهوم روایات فراوانی که از نحوه جان دادن و نزع روح مومنان سخن می گوید. منطبق بر همین آیه شریفه باشد. از امام علی بن الحسین علیهما السلام حضرت سجاد (علیه السلام) درباره مرگ پرسیدند. حضرت فرمودند: مرگ برای مومن مانند کندن یک لباس چرکین پرحشره و گشودن غل و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به بهترین لباسها و خوشبوترین عطرها و راهوارترین مرکبها و مرفه ترین منزلهاست و برای کافر مانند کندن لباسی فاخر و تبدیل آن به کثیف ترین و خشن ترین لباسها و نقل مکان از منزلهای مرفه به وحشتناک ترین منزلها و عظیم ترین عذابهاست.(177)
در حدیث دیگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که آن دسته از شیعیان ما که بیشترین حب را به ما داشته باشند جان کندنشان مانند نوشیدن آب خنک روح بخشی است که یکی از شما در روز تابستان بنوشد، و بقیه آنان با خوشایندترین حالت می میرند، به گونه ای که هر یک از شما آرزوی چنان مردنی را می کند.(178)
همچنین حضرتش فرمودند: نخستین چیزی که مومن به آن بشارت داده می شود و آسایش و راحتی و بهشت پر نعمت است. به او می گویند: بشارت باد تو را، ای دوست خدا، به خشنودی او و بهشتش. بسیار خوش آمدی. خداوند به او احترام تو تشییع کنندگان تو را بخشید و دعای کسی را که برایت درخواست آمرزش کرد اجابت کرد و گواهی کسی را که به خوبی تو شهادت داد پذیرفت.(179)
آری، مگر نه این است که دنیا زندان مومن است: الدنیا سجن المومن(180) و مگر نه این است که هر خانه ای را دری است و در خانه آخرت و سرای پاداش و رحمت و رضوان خدا مرگ است که فرمود: لکل دار باب و باب دار الاخره الموت(181) پس غیر از این نیست که مرگ تحفه ای ارزشمند برای مومن است: افضل تحفه المومن الموت(182) و آسایش و راحتی سعادتمندان در مرگ است: فی الموت راحه السعداء(183).
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف مرگ و نزع روح مومن گفته اند که مانند بیرون آمدن از رنج و تاریکی شکم مادر به خوشی و روشنایی دنیاست.(184) امام صادق (علیه السلام) هم در توصیف مرگ فرمودند: برای مومن، همچون خوش بوترین عطری است که آن را می بوید و از بوی خوش آن به خواب می رود و بدین وسیله درد و رنجش به کلی از بین می رود، و برای کافر، مانند گزیدن افعیها و عقربها یا شدیدتر از آنهاست(185).
خوش آن ساعت که یار از در در آیو - شو هجران و روز غم سرآیو
ز دل بیرون کنم جان را به صد شوق - همی واجم که جایش دلبر آیو(186)