فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

20. قرآن بر پیامبر نازل شد تا جهانیان را از عذاب بیم دهد

بسم الله الرحمن الرحیم
تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعلمین نذیرا
فرقان: 1
به نام خدای بخشاینده مهربان. بزرگ است و بزرگوار آن کس که این فرقان را بر بنده خود نازل کرد تا جهانیان را بیم دهنده ای باشد.
تبارک از ماده برکت است به معنای فایده ثابت و همچنین نمو و زیادت و سعادت، و تبارک یعنی در خیر ثابت است و همیشه مفید است.
فرقان در اصل مصدر است به معنی فرق گذاشتن. سپس در معنی فارق به کار رفته به معنی فرق گذارنده، و قرآن را فرقان می گویند زیرا فارق میان حق و باطل است.
نذیر از ماده نذر به معنای دانستن و حذر کردن است. نذیر و منذر یعنی انذار کننده و جمع آن نذر است.
قرآن می فرماید: هیچ امتی از امم گذشته نیست مگر آنکه در آنها نذیری بوده: و ان من امه الا خلا فیها نذیر(106) بنابراین هیچ امتی نبوده، مگر آنکه دعوت حقه نبویه در آن ظهور کرده است.
همچنین قرآن می فرماید که نزول عذاب الهی بدون منذر نیست: و ما اهلکنا من قریه الا لها منذرون(107)، و عذاب الهی بعد از ارسال رسل و اتمام حجت است: و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا(108) آیات 49 سوره حج و 134 طه و 4 قمر و 23 زمر و 135 شعراء نیز همین معنا را بیان می کنند. در آیه مورد بحث هم خداوند علت نزول قرآن عظیم الشان را انذار جهانیان بیان کرده است: لیکون للعالمین نذیرا، و انذار از عاقبت شوم و آینده ظلمانی و تاریک قیامت است، از عذابی است که همه روابط میان انسانها را از بین می برد - عذابی که وقتی ظاهر می شود گناهکار آرزو می کند که ای کاش در خاک می ماند و زنده نمی شد:انا انذرناکم عذابا قریبا یوم ینظر المرء ما قدمت یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا(109)
انذار در کسانی کارگر و موثر است که خشیت از خدا داشته باشند و خائف و ترسان باشند:و انذر به الذین یخافون ان یحشروا الی ربهم لیس لهم من دونه ولی و لا شفیع(110)، یعنی کسانی انذار پذیرند که چشم دل آنها تا این اندازه باز باشد که احتمال دهند حساب و کتابی در کار است و همین احتمال آنها را برای دریافت انذار آماده می کند. این همان چیزی است که در اعتقادات یا کلام به آن می گویند دفع ضرر محتمل که عقل آن را واجب می کند. همین که احتمال بدهند گفتار انبیا حق است و شاید مخالفت با آن موجب زیان در آینده و ویرانی زندگی آتی شود، عقلشان حکم می کند که مسئله را جدی بگیرند و ضررهای احتمالی آینده را از خود دفع کنند.

21. خوف از عذاب خدا و ایمان به قیامت: سبب سرعت در خیرات و کسب موقعیت

ان الذین هم من خشیه ربهم مشفقون والذین هم بایت ربهم یومنون و الذین هم بربهم لا یشرکون والذین یؤتون ما ءاتوا و قلوبهم وجله انهم الی ربهم رجعون اولئک یسارعون فی الخیرات و هم لها سبقون
مومنون: 57 - 61
آنهایی که از خوف پروردگارشان لرزان اند و آنهایی که به آیات پروردگارشان ایمان می آورند و آنهایی که همه آنچه را باید ادا کنند، ادا می کنند و باز هم دلهایشان ترسان است که باید به نزد پروردگارشان باز گردند - اینان اند که به کارهای نیک می شتابند و در آن بر یکدیگر سبقت می جویند.
خشیه ترس شدید است و از خوف شدیدتر است، زیرا این کلمه از شجره خاشیه گرفته شده است، و آن درختی است که تماماً بخشکد.
اما خوف به معنی نقصان و از ناقه خوفاء یعنی شتر مریض گرفته شده است، و خشیت ترسی است آمیخته با تعظیم و احترام.
مشفقون از ماده اشفاق و ریشه شفق به معنی روشنایی آمیخته با تاریکی (سرخی مغرب پس از غروب آفتاب) گرفته شده است. و به معنای خوف و ترسی است که آمیخته با محبت و احترام باشد.
وجله نیز به معنای ترسان و خائف است.
یسارعون از باب مفاعله و به معنی شتاب برای سبقت گرفتن از یکدیگر است و گویای مسابقه بی وقفه مومنان در رسیدن به بهشت و کسب رضایت و رضوان الهی و ادای تکالیف و اعمال صالح است.
خداوند در این آیات می فرماید: مومنانی که از خداوند بترسند - ترسی آمیخته با احترام و تعظیم - و به معاد و دادگاه عدل الهی ایمان داشته باشند از احساس مسئولیت بیشتر و انگیزه قوی تری در کارهای نیک و اعمال صالح و خدایی برخوردارند و از فرصتهای دنیایی خود بهتر و بیشتر بهره می گیرند، و چون یقین به محاسبه دقیق الهی دارند و می دانند که فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره(111) (پس هر کس هموزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند و هر کس هموزن ذره ای کار بد کرده آن را می بیند)، دنیا را میدان مسابقه ای برای خود می بینند که جایزه آن بهشت و رحمت الهی است - جایزه ای جاوید و بی زوال. بر عکس، کسانی که از این خوف و خشیت و وجله تهی باشند و در تار عنکبوتی دنیا گرفتار باشند و چشم به زرق و برق آن بدوزند و در دریای بی انتهای آرزوهای خود غرق باشند، نه تنها در کارهای خیر از یکدیگر سبقتی نمی گیرند، بلکه به سبب دلبستگی به دنیا و غفلت از آخرت و میل فراوان به جاودانی، در همین زندگی، چون فردا را از خود می دانند، فرصتها را یکی پس از دیگری از دست می دهند. پیامبر عظیم الشان اسلام خطاب به ابوذر فرمودند:یا اباذر ایاک والتسویف باملک فانک بیومک و لست بما بعده فان یکن غد لک فکن فی الغد کما کنت فی الیوم و ان لم یکن غد لک لم تندم علی ما فرطت فی الیوم.(112)
(ای ابوذر، مبادا به سبب درازی آرزویت کارهای شایسته را به تاخیر اندازی، زیرا تو اکنون همین امروز را داری و فردا با تو نیست. اگر فردایی داشتی، در آن روز نیز، به مانند امروزت، در ادای وظیفه بکوش و اگر فردایی نداشتی، از کوتاهی امروزت پشیمان نخواهی شد.)

22. قیامت نزدیک است! غفلت چرا؟

بسم الله الرحمن الرحیم
اقترب للناس حسابهم و هم فی غفله معرضون
انبیاء: 1
به نام خدای بخشاینده مهربان. روز حساب مردم نزدیک شد و آنان همچنان به غفلت روی گردان اند.
اقترب از باب افتعال و از ماده قرب است و همان معنای قرب را می دهد، اما چون حروفش بیشتر از قرب است عنایت بیشتری را به نزدیکی و قرب افاده می کند.
غفله یعنی بی توجهی و اشتباه، که غالب اوقات درباره مردم به کار رفته و مراد از آن غفلت غیر معذور و در مقام ذم و سرزنش است.
معرضون از ماده عرض در اصل به معنای ظهور و اظهار است، و عرض در قرآن به متاع دنیا اطلاق شده، چون ناپایدار است، و اعراض یعنی روگردانی همراه با بی اعتنایی و از دل.
منظور از نزدیک شدن حساب و قیامت به مردم چیست؟
بعضی از مفسران گفته اند منظور این است که دنیا هر روز که از عمرش می گذرد به حساب نزدیک تر می شود، و بعضی دیگر گفته اند به این اعتبار است که بعثت پیامبر در آخر الزمان اتفاق افتاده است(113)، و بعضی دیگر گفته اند این تعبیر نشان آن است که رستاخیز حتمی است، چون عرب می گوید: کل ما هوآت قریب، یعنی هر چه قطعا بیاید نزدیک است(114)، و اگر هم فرموده اقترب، به لفظ ماضی، برای نشان دادن حتمیت و قطعیت وقوع قیامت است. یک نکته دیگر باقی می ماند و آن اینکه چگونه ممکن است بین غفلت و اعراض جمع شود؟ در حالی که غفلت عبارت است از توجه نداشتن و اعراض مستلزم نوعی توجه داشتن و عمد است؟ مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ فرموده اند: غفلت از حساب به سبب آن است که مردم آن طور که باید و شاید حساب را تصور نمی کنند - تصوری که در دلهایشان اثر بگذارد و آنان را به خود مشغول کند. از این رو، به سبب دل دادگی به دنیا، از آن اعراض نمی کنند و خود را به دنیا و مظاهر دل فریبش مشغول می کنند و خود را برای توبه و ایمان و تقوا مهیا نمی کنند. پس در عین اینکه در غفلت اند، اعراض هم می کنند.
در آیات دیگر قرآن نیز نزدیکی قیامت مطرح شده است، از جمله آیات 1 سوره قمر و 97 انبیاء و 17 شوری و 40 نبا و 6 و 7 معارج، که خداوند در این دو آیه می فرماید: اینان، یعنی کافران، آن روز را دور می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم:انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا، و نیز در آیه 57 سوره نجم می فرماید: ازفت الازفه (آنچه باید نزدیک شود نزدیک شده است)، و اساسا یکی از نامهای قیامت در قرآن یوم الازفه است، و می فرماید: و انذرهم یوم الازفه(115) (و آنان را از روز نزدیک بترسان) ازفت از ازف ساخته شده، به معنای نزدیک شدن وقت. همچنین گفته اند که به معنای عجله و خوب شدن زخم هم هست.
امام علی (علیه السلام) می فرماید: فان الغایه امامکم و ان وراءکم الساعه تحدوکم تخففوا تلحقوا فانما ینتظر باولکم اخرکم(116) (پایان کار پیش روی شماست و قیامت در پشت سر شما را می راند. سبک بار شوید تا برسید. همانا آنان که رفتند در انتظار شمایند.)
نیز می فرماید: فالله الله عباد الله فان الدنیا ماضیه بکم علی سنن و انتم والساعه فی قرن و کانها قد جاءت باشراطها و ازفت بافراطها...(117) (پس ای بندگان، خدا را خدا را، پروا کنید که دنیا با قانونمندی خاصی می گذرد شما با قیامت به رشته ای اتصال دارید. گویا نشانه های قیامت آشکار شده و شما را در راه خدا متوقف کرده و با زلزله هایش سر رسیده است و سنگینی بار آن را بر دوش شما نهاد و رشته پیوند مردم با دنیا را قطع کرده و همه را از آغوش گرم دنیا خارج ساخته است. گویی دنیا یک روز بود و گذشت یا ماهی بود و سپری شد.)