فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

18. خسر الدنیا و الاخره کیان اند؟

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمانّ به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الا خره ذلک هو الخسران المبین
حج: 11
و از میان مردم کسی است که خدا را با تردید می پرستد. اگر خیری به او رسد، دلش بدان آرام گیرد، و اگر آزمایشی پیش آید، رخ بر تابد. در دنیا و آخرت زیان بیند و آن زیانی آشکار است.
حرف یعنی طرف، و یعبدالله علی حرف، یعنی این شخص در وسط و حقیقت بندگی نیست و در گوشه آن قرار گرفته است (تحریف شی ء هم یعنی به یک طرف بردن آن).
انقلب به معنی بازگشتن است و انقلاب هم به معنای انصراف و برگشتن؛ و انقلب علی وجهه یعنی صورت خود را به عقب بر نمی گرداند، گویی همیشه از ایمان بیگانه بوده است.
خسر و خسران و خسار یعنی نقصان و کم شدن و نیز یعنی نقصان راس المال و سرمایه و از بین رفتن آن.
باید توجه داشت که خاسران دنیا و آخرت از مسلمانان اند و سخن از کفار و مشرکان نیست: من یعبدالله (کسانی که خدا را عبادت می کنند)، لکن این سرمایه بندگی و دین خدا را، که بزرگ ترین سرمایه بشر است، در معرض زوال و نقصان و نابودی قرار می دهند. اینان بر طبق فرمایش حضرت امام حسین (علیه السلام)، که به هنگام ورود به کربلا به اصحاب خود فرمودند، همان بندگان و بردگان دنیایند که دین را هم برای تامین دنیای خود انتخاب کرده اند و اساس آرامش و اضطراب آنان برخورداری از دنیا یا محرومیت از آن است.الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون(103) (مردم بنده دنیایند و دین همچون لقمه ای لیسیده بر زبانهایشان است. مادامی که معیشت و زندگانی آنها وسعت و فراخی داشته باشد، آن را حفظ می کنند، ولی هنگامی که با ابتلائات امتحان شوند، دین داران کم می شوند.)
آیات 15 و 16 سوره زمر و 32 اعراف و 23 یونس نیز گویای این مطلب است.
ای هشت خلد را به یکی نان فروخته - وز بهر راحت تن خود جان فروخته
نزد تو خاکسار چو دین را نبوده آب - تو دوزخی بهشت به یک نان فروخته
نان تو آتش است و به دینش خریده ای - ای تو ز بخل آب به مهمان فروخته
ای از برای نعمت دنیا چو اهل کفر - اسلام ترک کرده و ایمان فروخته
ای خانه دلت به هوا و هوس گرو - وی جان جبرییل به شیطان فروخته
ای تو زمام عقل سپرده به حرص و آز - انگشتری ملک به دیوان فروخته
ای خوی نیک کرده به اخلاق بد بدل - وی برگ گل به خار مغیلان فروخته
ای بهر نان و جامعه ز دین بی نوا شده - بهر سراب چشمه حیوان فروخته
زد هوات کرده سیه دل چنان که تو - از رای تیره شمع به کوران فروخته
ین است مصر ملک و عزیز اندروست علم - ای نیل را به قطره باران فروخته
از بهر جامه جنت ماوی گذاشته - وز بهر لقمه حکمت لقمان فروخته
کرده فدای دنیی ناپایدار دین - ای گنج را به خانه ویران فروخته(104)

19. پاداش بزرگ برای آنان که به بیعتشان با پیامبر و پیمانشان با خدا وفادار بمانند

ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما
فتح: 10
آنان که با تو بیعت می کنند جز این نیست که با خدا بیعت می کنند. دست خدا بالای دستهایشان است؛ و هر که بیعت را بشکند به زیان خود شکسته است؛ و هر که بدان بیعت که با خدا بسته است وفا کند، او را مزدی عظیم دهد.
یبایعون و بیعت از ماده بیع است که آن در اصل به معنی دست دادن به هنگام قرار داد و معامله است، و سپس به پیمان برای فرمانبرداری و اطاعت از کسی اطلاق شده است.
نکَث از ماده نکث به معنی باز گشودن و واتابیدن است که در معنی شکستن و نقض عهد به کار رفته - عهدی که لازم الوفاء است. در این آیه، خداوند به همه بیعت کنندگان و پیمان داران با خدا و رسول اعلام می کند که اگر بر سر پیمان و عهد خود بمانند به فوز عظیم می رسند، و اگر نقض پیمان کنند ضررش متوجه خودشان می شود، زیرا پیمان با خدا، که بندگی ما نسبت به اوست، و پیمان با پیامبر، که همان اطاعت و پیروی از اوست، سبب بقای جامعه بشری و هویت و قوت و عظمت پیمان داران و مطیعان است.
قرآن کریم می فرماید: ای اهل ایمان، اگر از خدا پروا کنید و به شرط بندگی وفا کنید و با اوامر و نواهی مؤمنانه برخورد کنید، خداوند دنیا و آخرت شما را آباد می کند و گذشته و آینده شما ترمیم و تامین می شود. یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و امنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم(105) (ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش را به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد که با آن راه بروید و گناهان شما را ببخشد، و خداوند آمرزنده و مهربان است.) عمده همین است که یجعل لکم نورا تمشون به. با نور و بصیرتی که خداوند به او عطا می کند حجابها از قلبش بر چیده می شود و چهره حقایق را بی پرده می بیند؛ و یکی از حقایق مهم شناخت دنیاست. آری، او با این روشن بینی دنیاشناس می شود و دیگر مظاهر فریبنده دنیا و زرق و برقها او را به خود مشغول نمی کند و او ربح الدنیا و الاخره می شود: هم در دنیا سود می برد، چون از مواهب آن برای کمال و رشد و معنویت خویش بهره برده است؛ و هم در آخرت بهره مند می شود، و این دو مهم حاصل وفاداری بر بیعت با پیامبر و پیمان با خداست.
آیات 52 سوره نور و 11 بروج و 5 فتح و 49 انبیاء نیز موید این سخن است.

20. قرآن بر پیامبر نازل شد تا جهانیان را از عذاب بیم دهد

بسم الله الرحمن الرحیم
تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعلمین نذیرا
فرقان: 1
به نام خدای بخشاینده مهربان. بزرگ است و بزرگوار آن کس که این فرقان را بر بنده خود نازل کرد تا جهانیان را بیم دهنده ای باشد.
تبارک از ماده برکت است به معنای فایده ثابت و همچنین نمو و زیادت و سعادت، و تبارک یعنی در خیر ثابت است و همیشه مفید است.
فرقان در اصل مصدر است به معنی فرق گذاشتن. سپس در معنی فارق به کار رفته به معنی فرق گذارنده، و قرآن را فرقان می گویند زیرا فارق میان حق و باطل است.
نذیر از ماده نذر به معنای دانستن و حذر کردن است. نذیر و منذر یعنی انذار کننده و جمع آن نذر است.
قرآن می فرماید: هیچ امتی از امم گذشته نیست مگر آنکه در آنها نذیری بوده: و ان من امه الا خلا فیها نذیر(106) بنابراین هیچ امتی نبوده، مگر آنکه دعوت حقه نبویه در آن ظهور کرده است.
همچنین قرآن می فرماید که نزول عذاب الهی بدون منذر نیست: و ما اهلکنا من قریه الا لها منذرون(107)، و عذاب الهی بعد از ارسال رسل و اتمام حجت است: و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا(108) آیات 49 سوره حج و 134 طه و 4 قمر و 23 زمر و 135 شعراء نیز همین معنا را بیان می کنند. در آیه مورد بحث هم خداوند علت نزول قرآن عظیم الشان را انذار جهانیان بیان کرده است: لیکون للعالمین نذیرا، و انذار از عاقبت شوم و آینده ظلمانی و تاریک قیامت است، از عذابی است که همه روابط میان انسانها را از بین می برد - عذابی که وقتی ظاهر می شود گناهکار آرزو می کند که ای کاش در خاک می ماند و زنده نمی شد:انا انذرناکم عذابا قریبا یوم ینظر المرء ما قدمت یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا(109)
انذار در کسانی کارگر و موثر است که خشیت از خدا داشته باشند و خائف و ترسان باشند:و انذر به الذین یخافون ان یحشروا الی ربهم لیس لهم من دونه ولی و لا شفیع(110)، یعنی کسانی انذار پذیرند که چشم دل آنها تا این اندازه باز باشد که احتمال دهند حساب و کتابی در کار است و همین احتمال آنها را برای دریافت انذار آماده می کند. این همان چیزی است که در اعتقادات یا کلام به آن می گویند دفع ضرر محتمل که عقل آن را واجب می کند. همین که احتمال بدهند گفتار انبیا حق است و شاید مخالفت با آن موجب زیان در آینده و ویرانی زندگی آتی شود، عقلشان حکم می کند که مسئله را جدی بگیرند و ضررهای احتمالی آینده را از خود دفع کنند.