فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

13. سنت الهی: دادن مهلت به گناهکاران

و لو یؤاخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابه ولکن یؤخرهم الی اجل مسمی فاذا جاء اجلهم فان الله کان بعباده بصیرا.
فاطر: 45
و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب کارهایی که کرده اند بازخواست کند، بر روی زمین هیچ جنبنده ای باقی نگذارد، ولی آنها را تا زمانی معین مهلت می دهد و چون مدتشان به سر آمد، به اعمال بندگان خویش آگاه است.
یؤاخذ از ماده اخذ به معنای گرفتن است؛ و یؤاخذ از باب مفاعله یعنی گرفتن به سبب عقوبت است و معنای شدت و تاکید هم دارد.
دابه از ماده دبیب به معنای آهسته راه رفتن است؛ ولی از حیث استعمال لغوی، هر جنبنده ای را شامل می شود. البته گاهی به دواب، به خصوص حیوانات سواری، اطلاق می شود.
اجل یعنی مدت معین و همچنین آخر مدت.
سنت یعنی قانون؛ و سنت الهی آن قوانینی است که خداوند متعال بر جهان حاکم کرده است. سنتهای الهی دو ویژگی دارند: یکی اینکه کلی و عمومی اند، یعنی قانون اند؛ و دیگر اینکه تغییرناپذیرند. فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا.(62) تبدیل یعنی عوض کردن چیزی به طور کلی و تحویل یعنی دگرگونی و تغییر در آن از حیث کمی و کیفی؛ و در سنت الهی نه تبدیلی است و نه تحویلی.
قرآن می فرماید: این سنت الهی است که به کفار و گناهکاران مهلتی برای اصلاح و تجدید نظر دهیم. اگر نبود این مهلت و مجازاتهای ما پی در پی نازل می شد، دیگر زمین برای احدی جای زندگی نبود؛ ولی خداوند بر اساس قانونش تا اجل مسمی و سرآمد معینی به آنان فرصت می دهد. البته این فرصت نهایتا به ضرر آنان تمام می شود، چون خداوند بر اعمال آنان بصیر و از نیاتشان باخبر است و می داند که آنان ایمان نمی آورند: و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما.(63) (آنان که کافر شدند تصور نکنند که اگر به آنان مهلت می دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت می دهیم فقط برای اینکه به گناهان خود بیفزایند.)
آیات 44 و 47 و 48 سوره حج و 44 انبیاء و 129 و 135 طه و 45 تا 47 نحل و 84 مریم 16 و 17 فاطر و 42 ابراهیم و 11 یونس و 40 و 41 مرسلات و 24 لقمان از آیانی اند که متذکر این سنت الهی شده اند.

استدراج

استدراج در دو آیه آمده است: یکی آیه 44 سوره قلم و دیگر آیه 182 سوره اعراف. در سوره اعراف می خوانیم:والذین کذبوا بایتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون.
برای استدراج دو معنا ذکر شده است: یکی تدریج و پله پله چیزی را گرفتن، و دیگر پیچیدن، که در این هم معنای انجام یافتن تدریجی است. پس معنای آیه این می شود: آنان که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.
همان طور که مشاهده می شود، در اینجا هم باز تاکیدی بر سنت الهی است که به گناهکاران و کافران مهلت می دهد. در آیه بعد هم می فرماید:و املی لهم، یعنی به آنان مهلت میدهم تا مجازاتشان دردناک تر باشد، چون با مهلت من نامه اعمالشان سیاه تر و هر گونه راه نجات و رهایی از عذاب من بر آنان بسته می شود، ان کیدی متین (زیرا طرح و نقشه من قوی و حساب شده است.) آری، خداوند گناهکاران جسور و طغیانگران بی باک را بر اساس این سنت فورا گرفتار مجازات نمی کند، بلکه درهای نعمت خود را به سوی آنان می گشاید تا یا متنبه شوند و یا بر غرور و غفلتشان افزوده شود. در صورت اول، برنامه هدایت الهی عملی شده است و در صورت دوم، عدالت و حکمت الهی محقق می شود.

14. دنیا: سرای آزمایش؛ سنت خداوند: آزمودن انسان

بسم الله الرحمن الرحیم
الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا ءامنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قلبهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکذبین ام حسب الذین یعلمون السیئات ان یسبقونا سآء ما یحکمون.
عنکبوت: 1 - 4.
به نام خدای بخشاینده مهربان. الف. لام. میم. آیا مردم پنداشته اند که چون بگویند ایمان آوردیم، رها شوند و دیگر آزمایش نشوند؟ هر آینه مردمی را که پیش از آنان بودند آزمودیم تا خدا کسانی را که راست گفته اند معلوم دارد و دروغ گویان را متمایز گرداند. آیا آنان که مرتکب گناه می شوند پنداشته اند که از ما می گریزند؟ چه بد داوری می کنند.
لا یفتنون و فتنا از فتن گرفته شده، به معنای امتحان. در اصل لغت فتن گذاشتن طلا در آتش است تا خالص آن از ناخالص به خوبی آشکار شود؛ و فتنه آن است که به وسیله آن چیزی امتحان شود. امتحان و آزمایش الهی، که بر اصل آزادی و اختیار و اراده انسان استوار است، از امور مهمی است که در قرآن بر آن تاکید و با واژه های فتنه(64) و بلاء(65) و تمحیص(66) و تمییز(67) و امتحان(68) به آن اشاره شده است.
اعتقاد به امتحان الهی در اعمال و رفتار انسان اثر مستقیم دارد و ثمره توجه به آن صبر و استقامت و پایداری و هوشیاری و دقت در امور و نهایتا پیروزی و موفقیت است.