فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

مواردی از زنده شدن مردگان در دنیا

1) در آیه 56 سوره بقره آمده است که در پی لجاجت و بهانه گیری بنی اسرائیل مبنی بر اینکه ما خدا را باید آشکارا و با همین چشم ببینیم تا به او ایمان آوریم، خداوند یکی از مخلوقات خود را به آنان نشان داد و آنان چون تاب دیدن او را نداشتند همگی (گروه هفتاد نفری) مردند. حضرت موسی (علیه السلام) از خدا تقاضا کرد که آنان را به دنیا بازگرداند و خداوند به آنان حیات جدیدی بخشید. این خود دلیلی است بر اینکه رجعت و معاد محال نیست.
2) باز در سوره بقره آیه 73 در ادامه داستان گاو بنی اسرائیل آمده است که خداوند فرمان داد فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحی الله الموتی و یریکم ایاته لعلکم تعقلون. (پس ما دستور دادیم که پاره ای از اعضای آن گاو را بر بدن کشته بزنند تا ببینند که این گونه خداوند مردگان را زنده خواهد کرد و قدرت کامله خویش را بر شما آشکار خواهد کرد.)
3) پیامبری که صد سال مرد و سپس زنده شد. داستان این پیامبر در آیه 259 سوره بقره است: او کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها قال انی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مأة عام ثم بعثه... (یا همانند کسی که از دهکده ای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن به روی سقفها فروریخته بود. گفت به حیرتم خدا چگونه اینها را پس از مرگ زنده می کند؟ خدا او را صد سال میراند. سپس زنده کرد و به او گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز. فرمود: نه، بلکه صد سال. نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود. هیچ گونه تغییر نیافته است؛ ولی به الاغ خود نگاه کن. برای اینکه تو را نشانه ای برای مردم قرار دهیم. اکنون به استخوانها نگاه کن که چگونه آنها را بر می داریم و به هم پیوند می دهیم و گوشت بر آن می پوشانیم. هنگامی که بر او آشکار شد گفت: می دانم خدا بر هر کاری تواناست.)
4) مرغانی که به فرا خواندن حضرت ابراهیم (علیه السلام) زنده شدند. داستان در آیه 260 سوره بقره است که در فصل معاد به آن خواهیم پرداخت.
5) اصحاب کهف که بعد از 309 سال زنده شدند. و لبثوا فی کهفهم ثلث مائه سنین و ازدادوا تسعا(56) (آنان در غارشان سیصد سال درنگ کردند و نه سال بر آن افزودند.)
خداوند در آیات 13 تا 26 سوره کهف داستان اصحاب کهف را بیان می کند و در آیه 21 می فرماید: و کذلک اعثرنا لیعلموا ان وعد الله حق و ان الساعه لاریب فیها. (و این چنین مردم را متوجه حال آنان کردیم تا بدانند که وعده خداوند حق است و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست.)
6) زنده شدن مردگان به دست انسان کاملی به نام عیسی بن مریم مسیح (علیه السلام). آیات 49 سوره آل عمران و 110 مائده تصریح به آن دارد.

12. آن قدر گرم است بازار مکافات عمل دیده گر بینا بود هر روز روز محشر است

و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر
شوری: 30
اگر شما را مصیبتی رسد، به سبب کارهایی است که کرده اید؛ و خدا بسیاری از گناهان را عفو می کند.
مصیبه از ماده صوب به معنای نزول و قصد؛ و اصابه به معنای درک، یافتن و طلب و اراده است. و صواب یعنی حق و درست و آنچه حقیقت را درک کرده و مصیبه یعنی بلیه و گرفتاری که به انسان می رسد، گویی که انسان را قصد می کند و اصل آن در تیر انداختن است و بعداً در همه گرفتاریها استعمال شده است.
قرآن بر نقش انسان در سعادت و شقاوت خود تاکید فراوان دارد. از آن جمله در این آیه شریفه که می فرماید: مصایب شما از خود شماست؛ و کیفر و عقوبت بیشتر نتیجه طبیعی و تکوینی عمل است که دامن صاحبش را می گیرد. از طرفی، انسان به لحاظ روحی و روانی به گونه ای است که در شکستها و مصیبتها مقصری عیر از خود را می جوید تا گناه و گرفتاری خود را به گردن او بیندازد. این آیه و نظیر آن پاسخی به توجیهات انسان است. آیات 51 سوره زمر و 34 نحل و 62 و 79 نساء و 31 رعد و 36 روم و 48 شوری نیز گویای این حقیقت است.
در حوزه اجتماع هم قرآن همین قاعده را حاکم می داند؛ یعنی گاه مصایب جمعی نتیجه گناهان جمعی است: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا.(57)
تقوا و نیکوکاری و ایمان و عمل صالح هم همین گونه است، چه در جنبه های فردی و چه اجتماعی. قرآن می فرماید: و لو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض.(58)
بر اساس این گروه از آیات باید گفت اینکه در آیات و روایات آمده که دنیا دار مجازات و حساب نیست، مفهومش این است که تمام حساب و کتاب و مجازات اعمال و تصفیه کامل اینجا صورت نمی گیرد و اساسا ظرف محدود دنیا گنجایش آن را ندارد و ظهور عدالت گسترده الهی جهانی دیگر را می طلبد. این بروز برخی از آثار اعمال را در دنیا منتفی نمی کند. قرآن کریم انسان را حاکم بر سرنوشت خود معرفی کرده است. به قول معروف، هر چه کنی به خود کنی / گر همه نیک و بد کنی.
امام علی (علیه السلام) نیز بر این واقعیت در گفتارشان تصریح کرده اند: به خدا سوگند، هرگز ملتی از ناز و نعمت زندگی گرفته نشدند، مگر به کیفر گناهانشان؛ زیرا خداوند بر بندگان خود ستم روا نمی دارد. اگر مردم به هنگام نزول بلاها و گرفته شدن نعمتها با درستی نیت در پیشگاه خدا زاری کنند و با قلبهای پر از محبت از خداوند درخواست عفو کنند، آنچه از دستشان رفته باز خواهد گشت و هر گونه فسادی اصلاح خواهد شد.(59)

خیر ایة فی کتاب الله

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: پیامبر فرمود: این آیه (آیه 30 سوره شوری) بهترین آیه قرآن است؛ آن گاه فرمودند: ای علی، هر خراشی که از چوبی بر تن انسان وارد می شود و هر لغزش قدمی بر اثر گناهی است که از او سر زده است؛ و خداوند گرامی تر از آن است که آنچه را در دنیا عفو می کند در قیامت در آن تجدید نظر فرماید و عادل تر از آن است که آنچه را در این دنیا عقوبت می کند در آخرت بار دیگر کیفر دهد.(60)
البته این آیه و نظایر آن برای انسانهای معمولی است. شخصیتهایی مانند اولیای خدا و ائمه هدی (علیهم السلام) از این آیه مستثنایند. مصیبتهایی که در دنیا برای آنان پیش می آید برای ترفیع درجه یا آزمایش آنان است و آیه مربوط به آنان آیه 22 سوره حدید است.(61)