فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

10. منشأ همه صفات زشت: بی ایمانی به قیامت

للذین لا یومنون بالاخره مثل السوء و لله المثل الاعلی و هو العزیز الحکیم.
نحل: 60
صفت بد از آن کسانی است که به قیامت ایمان نمی آورند و صفت بدتر از آن خداوند است؛ و اوست پیروز و حکیم.
سوء مصدر ساء، یسوء است و به معنای بدی. و سوء اسم مصدر است به معنای بد.
اعلی از ماده علو به معنای بلندی؛ و عالی و علیا یعنی رفیع و برتر؛ و تعالی فعل است از باب تفاعل و تعالی الله یعنی برتر و بالاتر است خدا، و متعالی و عالی یعنی رفیع المقام؛ و علی یعنی بسیار برتر و بسیار رفیع القدر؛ و اعلی هم یعنی بالاتر و برتر.
اعراض از یاد خدا و غفلت از آیات او و نیز انکار لقای الهی و فراموشی روز حساب موجب می شود که علم و آگاهی و همت و تلاش و حب و تعلقات انسان منحصر به زندگی دنیا و شئون آن گردد و چیزی جز زندگی دنیا طلب نکند و به همان راضی شود؛ و این گم راهی و انحراف بزرگ از راه خدا و کمال انسانی است. از این رو باید گفت که اعتقاد به معاد موجب قوام دین است؛ و اگر این اعتقاد از بین برود، امر و نهی و وعده و وعید و نبوت و وحی همه از بین می رود و انسان از مسیر دین الهی خارج می شود؛ و این گونه انسان نماد همه بدیها می شود. آیات 5 و 6 سوره یونس و 3 نجم گویای این حقیقت است.
فی الجمله باید گفت که ایمان به آخرت و یقین به وقوع حساب و جزا، یگانه اصلی که ضامن حفظ انسان از ارتکاب اعمال زشت است؛ زیرا غیر از ترس از عذاب الیم است که ضامن حفظ انسان از ارتکاب اعمال زشت است؛ زیرا غیر از ترس از عذاب الیم و جاودانه دوزخ و مؤاخذه شدید الهی و یقین به وقوع آن عامل مطمئن بازدارنده دیگری برای نفس سرکش و طبع انسان، که متمایل به زشتیها و بدیهاست، وجود ندارد. قرآن می فرماید: ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.(54) (کسانی که از راه خدا گم راه شوند عذاب شدیدی به سبب فراموش کردن روز حساب دارند.) آری، ایمان نداشتن به آخرت و استخفاف امر حساب و جزای الهی ریشه همه گناهان و کجیهاست، همان طور که ایمان به آخرت منشا همه کارهای نیک و باعث همه خیرات و برکات و رستگاری و نیک بختی انسان است. آیات 23 سوره عنکبوت و 74 مومنون و 45 و 46 اسراء و 22 نحل نیز گویای این حقیقت است.
بعلاوه، چون کسی که مومن به آخرت نیست حب وافر و عشق قلبی خود را منحصر به دنیا و مظاهر فریبنده و درگذر آن می کند؛ صفاتی همچون ظلم و آز و طمع و مانند آن که منشا همه بدیها و زشتیهاست در وجود او میدان تاخت و تاز پیدا می کند و بدتر از همه، آرزوهای دراز از هر طرف او را احاطه می کند که خود به خود به تنهایی ممکن است انسان را به هلاکت برساند.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مثل آزمند دنیا مثل کرم ابریشم است که هر چه بیشتر دور خور می تند راه خروج او بسته تر می شود تا آنکه دق مرگ می شود.(55)
از این روست که بیشتر سوره های مکی قرآن آکنده از یادآوریهای مکرر معاد و زندگی پس از مرگ و خصوصا نشانه ها و علائم ترسناک رستاخیز است؛ زیرا بهترین و تنها عاملی که انسان بی خبر از مسئولیتها و دور از هدف و گم راه در بیابان زندگی مادی دنیا را، آن هم در محیط جاهلی عرب، تکان می دهد یادآوری قیامت و حوادث هولناک زندگی آینده بشر است - جاهلیتی که عقیده به عالم پس از مرگ و رستاخیز مردگان را نشانه جنون می دانستند.

11. معاد در دنیا

ثم بعثنکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون
و شما را پس از مردن زنده ساختیم شاید سپاس گزار شوید.
بقره: 56
می گویند: بهترین دلیل بر امکان وقوع است. قرآن از باب اعجاز مواردی از زنده شدن مردگان را ذکر کرده است: کسانی که پس از مردن و از بین رفتن اجسادشان زنده شده اند و مدتی نیز کم یا زیاد زندگی کرده اند و برخی از آنان از چگونگی اوضاع پس از مرگ اطلاع داده و دوباره مرده اند.

مواردی از زنده شدن مردگان در دنیا

1) در آیه 56 سوره بقره آمده است که در پی لجاجت و بهانه گیری بنی اسرائیل مبنی بر اینکه ما خدا را باید آشکارا و با همین چشم ببینیم تا به او ایمان آوریم، خداوند یکی از مخلوقات خود را به آنان نشان داد و آنان چون تاب دیدن او را نداشتند همگی (گروه هفتاد نفری) مردند. حضرت موسی (علیه السلام) از خدا تقاضا کرد که آنان را به دنیا بازگرداند و خداوند به آنان حیات جدیدی بخشید. این خود دلیلی است بر اینکه رجعت و معاد محال نیست.
2) باز در سوره بقره آیه 73 در ادامه داستان گاو بنی اسرائیل آمده است که خداوند فرمان داد فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحی الله الموتی و یریکم ایاته لعلکم تعقلون. (پس ما دستور دادیم که پاره ای از اعضای آن گاو را بر بدن کشته بزنند تا ببینند که این گونه خداوند مردگان را زنده خواهد کرد و قدرت کامله خویش را بر شما آشکار خواهد کرد.)
3) پیامبری که صد سال مرد و سپس زنده شد. داستان این پیامبر در آیه 259 سوره بقره است: او کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها قال انی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مأة عام ثم بعثه... (یا همانند کسی که از دهکده ای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن به روی سقفها فروریخته بود. گفت به حیرتم خدا چگونه اینها را پس از مرگ زنده می کند؟ خدا او را صد سال میراند. سپس زنده کرد و به او گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز. فرمود: نه، بلکه صد سال. نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود. هیچ گونه تغییر نیافته است؛ ولی به الاغ خود نگاه کن. برای اینکه تو را نشانه ای برای مردم قرار دهیم. اکنون به استخوانها نگاه کن که چگونه آنها را بر می داریم و به هم پیوند می دهیم و گوشت بر آن می پوشانیم. هنگامی که بر او آشکار شد گفت: می دانم خدا بر هر کاری تواناست.)
4) مرغانی که به فرا خواندن حضرت ابراهیم (علیه السلام) زنده شدند. داستان در آیه 260 سوره بقره است که در فصل معاد به آن خواهیم پرداخت.
5) اصحاب کهف که بعد از 309 سال زنده شدند. و لبثوا فی کهفهم ثلث مائه سنین و ازدادوا تسعا(56) (آنان در غارشان سیصد سال درنگ کردند و نه سال بر آن افزودند.)
خداوند در آیات 13 تا 26 سوره کهف داستان اصحاب کهف را بیان می کند و در آیه 21 می فرماید: و کذلک اعثرنا لیعلموا ان وعد الله حق و ان الساعه لاریب فیها. (و این چنین مردم را متوجه حال آنان کردیم تا بدانند که وعده خداوند حق است و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست.)
6) زنده شدن مردگان به دست انسان کاملی به نام عیسی بن مریم مسیح (علیه السلام). آیات 49 سوره آل عمران و 110 مائده تصریح به آن دارد.