فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

چند دلیل عقلی برای معاد

دلایل نقلی (از قرآن و روایات) بر معاد فراوان است. همچنین معاد امری فطری است؛ زیرا اولا همه انسانها عاشق بقا و ماندن اند و از مرگ و نابودی می گریزند و ثانیا انسانها در سراسر تاریخ به معاد ایمان داشته اند و ثالثا محکمه باطنی انسانها، به نام وجدان، به ضرورت وجود چنین دادگاهی حکم می کند. صرف نظر از اینها، ضرورت وجود معاد دلایل عقلی نیز دارد که برخی از آنها بدین شرح است:
الف) برهان حکمت: بر اساس این برهان، در صورتی زندگی دنیا مفهوم و معنا پیدا می کند و می توان آن را مخلوق خداوندی حکیم دانست که مقدمه ای برای زندگی جاویدان جهان دیگر باشد. اینکه گروهی بیایند و مدتی زندگی کنند و برخی از آنها ظلم و جنایت کنند و برخی سر به لاک خویش فرو برند و برخی به تحصیل علم و دانش بر آیند و... و با مرگ همه چیز تمام شود مگر غیر از پوچی و هیچی است؟ آری، اگر مرگ نقطه پایان باشد، جهان بیهوده خواهد بود.
ب) برهان عدالت: بر اساس این برهان، پذیرش عدل خداوند مساوی است با قبول وجود معاد و رستاخیز. توضیح اینکه دقت در نظام هستی نشان می دهد که همه چیز آن حساب شده است و انسان هم جزئی از این نظام است. با اختیار و آزادی ای که خداوند به انسان داده گروهی راه گم راهی و ظلم را بر می گزینند و گروهی مسیر تکامل را طی می کنند و ممکن نیست که این دو گروه در محضر عدالت الهی یکسان باشند و مکافات این جهان هم قادر نیست عدالت را برقرار کند. از این رو باید پذیرفت که برای اجرای عدالت، وجود دادگاهی غیر از این عالم لازم و ضروری است.
ج) برهان هدف: اگر بر اساس جهان بینی توحیدی بپذیریم که آفرینش انسان هدفی داشته و اگر آن هدف را تکامل یا بندگی بدانیم، در می یابیم که بدون پذیرش معاد وصول به آن هدف ممکن نخواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت آن را ندارد که انسان بتواند به تکامل حقیقی و قرب و بندگی برسد.

9. علت انکار قیامت: فراموشی خلقت اولیه

و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون او لیس الذی خلق السموات و الارض بقدر علی ان یخلق مثلهم بلی و هو الخلّق العلیم.
یس: 78 - 81
در حالی که آفرینش حود را از یاد برده است، برای ما مثل میزند که چه کسی این استخوانهای پوسیده را زنده می کند؟ بگو: کسی آنها را زنده می کند که در آغاز بیافریده است. و او به هر آفرینشی داناست. آن خدایی که از درخت سبز برایتان آتش پدید آورد و شما از آن آتش می افروزید. آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است نمی تواند همانندشان را بیافریند؟ آری، می تواند، که او آفریننده ای داناست.
ضرب به معنی زدن، در جاهای مختلف معنای آن فرق می کند؛ زدن با دست، زدن چیزی به چیزی، پایکوبی، مثل زدن، راه رفتن و مسافرت کردن، حتمی شدن امری، روی گرداندن از معنای ضرب در قرآن است.
مثل به معنای مانند و دلیل و صفت و عبرت و علامت و حدیث است؛ اما مثل به معنای مانند و نظیر و شبیه آمده است.
رایج ترین و مشهورترین شبهه کفار و مشرکان درباره معاد این است که انسان که هیکلی مادی به شکلی مخصوص دارد و مرکب از اعضای خاص و مجهز به نیروهای مادی است، بعد از مرگ و بدل شدن به خاک به کلی معدوم می شود، پس چیزی که از اصل نابود شده چگونه دوباره آفریده می شود، و به قالب مخلوقی جدید در می آید؟

10. منشأ همه صفات زشت: بی ایمانی به قیامت

للذین لا یومنون بالاخره مثل السوء و لله المثل الاعلی و هو العزیز الحکیم.
نحل: 60
صفت بد از آن کسانی است که به قیامت ایمان نمی آورند و صفت بدتر از آن خداوند است؛ و اوست پیروز و حکیم.
سوء مصدر ساء، یسوء است و به معنای بدی. و سوء اسم مصدر است به معنای بد.
اعلی از ماده علو به معنای بلندی؛ و عالی و علیا یعنی رفیع و برتر؛ و تعالی فعل است از باب تفاعل و تعالی الله یعنی برتر و بالاتر است خدا، و متعالی و عالی یعنی رفیع المقام؛ و علی یعنی بسیار برتر و بسیار رفیع القدر؛ و اعلی هم یعنی بالاتر و برتر.
اعراض از یاد خدا و غفلت از آیات او و نیز انکار لقای الهی و فراموشی روز حساب موجب می شود که علم و آگاهی و همت و تلاش و حب و تعلقات انسان منحصر به زندگی دنیا و شئون آن گردد و چیزی جز زندگی دنیا طلب نکند و به همان راضی شود؛ و این گم راهی و انحراف بزرگ از راه خدا و کمال انسانی است. از این رو باید گفت که اعتقاد به معاد موجب قوام دین است؛ و اگر این اعتقاد از بین برود، امر و نهی و وعده و وعید و نبوت و وحی همه از بین می رود و انسان از مسیر دین الهی خارج می شود؛ و این گونه انسان نماد همه بدیها می شود. آیات 5 و 6 سوره یونس و 3 نجم گویای این حقیقت است.
فی الجمله باید گفت که ایمان به آخرت و یقین به وقوع حساب و جزا، یگانه اصلی که ضامن حفظ انسان از ارتکاب اعمال زشت است؛ زیرا غیر از ترس از عذاب الیم است که ضامن حفظ انسان از ارتکاب اعمال زشت است؛ زیرا غیر از ترس از عذاب الیم و جاودانه دوزخ و مؤاخذه شدید الهی و یقین به وقوع آن عامل مطمئن بازدارنده دیگری برای نفس سرکش و طبع انسان، که متمایل به زشتیها و بدیهاست، وجود ندارد. قرآن می فرماید: ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.(54) (کسانی که از راه خدا گم راه شوند عذاب شدیدی به سبب فراموش کردن روز حساب دارند.) آری، ایمان نداشتن به آخرت و استخفاف امر حساب و جزای الهی ریشه همه گناهان و کجیهاست، همان طور که ایمان به آخرت منشا همه کارهای نیک و باعث همه خیرات و برکات و رستگاری و نیک بختی انسان است. آیات 23 سوره عنکبوت و 74 مومنون و 45 و 46 اسراء و 22 نحل نیز گویای این حقیقت است.
بعلاوه، چون کسی که مومن به آخرت نیست حب وافر و عشق قلبی خود را منحصر به دنیا و مظاهر فریبنده و درگذر آن می کند؛ صفاتی همچون ظلم و آز و طمع و مانند آن که منشا همه بدیها و زشتیهاست در وجود او میدان تاخت و تاز پیدا می کند و بدتر از همه، آرزوهای دراز از هر طرف او را احاطه می کند که خود به خود به تنهایی ممکن است انسان را به هلاکت برساند.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مثل آزمند دنیا مثل کرم ابریشم است که هر چه بیشتر دور خور می تند راه خروج او بسته تر می شود تا آنکه دق مرگ می شود.(55)
از این روست که بیشتر سوره های مکی قرآن آکنده از یادآوریهای مکرر معاد و زندگی پس از مرگ و خصوصا نشانه ها و علائم ترسناک رستاخیز است؛ زیرا بهترین و تنها عاملی که انسان بی خبر از مسئولیتها و دور از هدف و گم راه در بیابان زندگی مادی دنیا را، آن هم در محیط جاهلی عرب، تکان می دهد یادآوری قیامت و حوادث هولناک زندگی آینده بشر است - جاهلیتی که عقیده به عالم پس از مرگ و رستاخیز مردگان را نشانه جنون می دانستند.