فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

8. مادیون: طبیعت گروهی را می میراند و گروهی جای آنان را می گیرند.

و قالوا ما هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الا الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون.
جاثیه: 24
و گفتند: جز زندگی دنیوی ما هیچ نیست. می میریم و زنده می شویم و ما را جز دهر هلاک نکند. و آنان را بدان دانشی نیست و جز در پنداری نیستند.
الدهر در اصل به معنای طول مدت عالم از اول پیدایش تا آخر انقراض آن بود، ولی بعدا به هر زمان طولانی هم دهر گفتند.
قرآن می فرماید: مشرکان و مادیون گفتند حیاتی نیست، مگر همین حیات دنیایی. پس لایزال بعضی از ما، یعنی سالخوردگان، می میرند و بعضی دیگر، یعنی نسلهای جدید و نوزادان، جای آنان را می گیرند و ما را به غیر دهر و روزگار کسی هلاک نمی کند. این گذشت زمان است که هر نویی را کهنه و هر صحیحی را فاسد و هر زنده ای را آماده مرگ می کند. مضمون آیات 29 سوره انعام و 37 مومنون نیز شبیه همین آیه است. قرآن بعد از طرح سخن و ادعای بی دلیل مادیون می فرماید: این سخنی بدون علم است و تنها پنداری است که پنداشته اند؛ چون هیچ دلیلی بر نفی معاد ندارد، با اینکه ادله بسیاری بر ثبوت آن هست؛ و گر چه سخن گزاف آنان لیاقت پاسخ را ندارد، خداوند پیامبر خود را مأمور به پاسخ گویی می کند و در دو آیه بعد می فرماید: بگو خدا شما را برای نخستین بار زنده کرد و بعد می میراند، سپس همه شما را در روز قیامتی که هیچ شکی در آن نیست زنده می کند.

چند دلیل عقلی برای معاد

دلایل نقلی (از قرآن و روایات) بر معاد فراوان است. همچنین معاد امری فطری است؛ زیرا اولا همه انسانها عاشق بقا و ماندن اند و از مرگ و نابودی می گریزند و ثانیا انسانها در سراسر تاریخ به معاد ایمان داشته اند و ثالثا محکمه باطنی انسانها، به نام وجدان، به ضرورت وجود چنین دادگاهی حکم می کند. صرف نظر از اینها، ضرورت وجود معاد دلایل عقلی نیز دارد که برخی از آنها بدین شرح است:
الف) برهان حکمت: بر اساس این برهان، در صورتی زندگی دنیا مفهوم و معنا پیدا می کند و می توان آن را مخلوق خداوندی حکیم دانست که مقدمه ای برای زندگی جاویدان جهان دیگر باشد. اینکه گروهی بیایند و مدتی زندگی کنند و برخی از آنها ظلم و جنایت کنند و برخی سر به لاک خویش فرو برند و برخی به تحصیل علم و دانش بر آیند و... و با مرگ همه چیز تمام شود مگر غیر از پوچی و هیچی است؟ آری، اگر مرگ نقطه پایان باشد، جهان بیهوده خواهد بود.
ب) برهان عدالت: بر اساس این برهان، پذیرش عدل خداوند مساوی است با قبول وجود معاد و رستاخیز. توضیح اینکه دقت در نظام هستی نشان می دهد که همه چیز آن حساب شده است و انسان هم جزئی از این نظام است. با اختیار و آزادی ای که خداوند به انسان داده گروهی راه گم راهی و ظلم را بر می گزینند و گروهی مسیر تکامل را طی می کنند و ممکن نیست که این دو گروه در محضر عدالت الهی یکسان باشند و مکافات این جهان هم قادر نیست عدالت را برقرار کند. از این رو باید پذیرفت که برای اجرای عدالت، وجود دادگاهی غیر از این عالم لازم و ضروری است.
ج) برهان هدف: اگر بر اساس جهان بینی توحیدی بپذیریم که آفرینش انسان هدفی داشته و اگر آن هدف را تکامل یا بندگی بدانیم، در می یابیم که بدون پذیرش معاد وصول به آن هدف ممکن نخواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت آن را ندارد که انسان بتواند به تکامل حقیقی و قرب و بندگی برسد.

9. علت انکار قیامت: فراموشی خلقت اولیه

و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون او لیس الذی خلق السموات و الارض بقدر علی ان یخلق مثلهم بلی و هو الخلّق العلیم.
یس: 78 - 81
در حالی که آفرینش حود را از یاد برده است، برای ما مثل میزند که چه کسی این استخوانهای پوسیده را زنده می کند؟ بگو: کسی آنها را زنده می کند که در آغاز بیافریده است. و او به هر آفرینشی داناست. آن خدایی که از درخت سبز برایتان آتش پدید آورد و شما از آن آتش می افروزید. آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است نمی تواند همانندشان را بیافریند؟ آری، می تواند، که او آفریننده ای داناست.
ضرب به معنی زدن، در جاهای مختلف معنای آن فرق می کند؛ زدن با دست، زدن چیزی به چیزی، پایکوبی، مثل زدن، راه رفتن و مسافرت کردن، حتمی شدن امری، روی گرداندن از معنای ضرب در قرآن است.
مثل به معنای مانند و دلیل و صفت و عبرت و علامت و حدیث است؛ اما مثل به معنای مانند و نظیر و شبیه آمده است.
رایج ترین و مشهورترین شبهه کفار و مشرکان درباره معاد این است که انسان که هیکلی مادی به شکلی مخصوص دارد و مرکب از اعضای خاص و مجهز به نیروهای مادی است، بعد از مرگ و بدل شدن به خاک به کلی معدوم می شود، پس چیزی که از اصل نابود شده چگونه دوباره آفریده می شود، و به قالب مخلوقی جدید در می آید؟