فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

4. زندگی واقعی در سرای آخرت است

و ما هذه الحیوه الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون
عنکبوت: 64
زندگانی این دنیا جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سرای آخرت سرای زندگانی است.
اخره از آخر ضد اول است، و تاخیر مقابل تقدیم و اخرون مقابل اولون است و در قرآن به قیامت دار الاخره اطلاق شده، زیرا زندگی دنیا اول و زندگی عقبی آخر و پس از آن است.
حیوان: حیات و حیوان مصدر حی است و ضد ممات و موتان و به معنای زندگی ای است که مرگ در پی ندارد. اصل آن حییان بوده که یاء دوم قلب به واو شده و در معنا مبالغه در حیات است و اصل حیات به معنای حرکت است، همچنانکه موت به معنای سکون است. زندگی دنیا به اعتبار اینکه آدمی را با زرق و برق فانی خود از زندگی باقی و دایمی باز می دارد و به خود مشغول و سرگرم می کند لهو است و به اعتبار اینکه برای خود قواعدی دارد لعب هم هست، مانند بازیهای بچه ها که قاعده دارد و عده ای با حرص و هیجان عجیبی آن را شروع می کنند و در خلال آن، گاهی به نزاع برمی خیزند و بر سر آن به سبب خیالات موهوم داد و فریاد راه می اندازند و تمام منافع خود را در آن می بینند و خیلی زود از آن سیر و از هم جدا می شوند.
به خلاف زندگی آخرت، که حیاتی است واقعی و به حقیقت و کاملا زندگی است و سرگرمیهای آن جدی و کمال آور است و لهو و لعب در آن راه ندارد و بقایی است که در آن فنا و زوال نیست و بهشت آن لذتی است که با آن هیچ الم و رنجی همراه نیست و تماما سعادت و نیک بختی است و نعیم بهشتی است و به بقای الهی باقی است.
و این معنای مهم و سرنوشت ساز را، که در واقع جهان بینی توحیدی و دنیاشناسی بر مبنای وحی است و شکل دهنده همه فعالیتهای بشر است، خداوند با چند تاکید بیان کرده است: جمله اسمیه، کلمه هذه، انحصار و اختصاص که از الا بعد از نفی استفاده می شود، کلمه ان، لام تاکید و ضمیر فصل هی، که همه برای این است که مخاطب در پذیرش این حقیقت مهم هیچ تردیدی به خود راه ندهد.
آری، آخرت دارالحیوان است و تماما حیات و زندگی است و همه چیز در آنجا از حیات برخوردار است: زمین سخن می گوید، چون حیات حقیقی دارد. پوست بدن و اعضای بدن انسان نطق دارند، جهنم و شعله های آن سخن و فریاد دارند، نسیم بهشت تکلم می کند، و خلاصه همه آنچه در قیامت هست، از انسان و غیر آن، همه از حیات حقیقی برخوردارند.

آخرت بر دنیا ترجیح دارد، این پیام همه کتب آسمانی است

بل توثرون الحیوه الدنیا و الاخره خیر و ابقی ان هذا لفی الصحف الاولی صحف ابراهیم و موسی(39) این حقیقت که زندگی دنیا بیهودگی و بازی است و زندگی حقیقی آخرت است بارها در قرآن بیان شده است، از آن جمله در آیات 60 و 61 و 80 سوره قصص و 30 شوری و 39 مومن و 46 کهف و 77 نساء و 15 آل عمران و 1 تا 5 ضحی و 32 انعام و 6 محمد و 38 توبه و 26 رعد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند: بسی جای تعجب است از کسی که خانه زندگی و جاودانگی (قیامت) را باور دارد، اما برای خانه فریبنده (دنیا) می کوشد(40).
امام علی (علیه السلام) نیز فرمودند: کسی که آخرت خویش را در قبال دنیای خود بخرد، هر دو را به دست آورده و هر که آخرت خود را به دنیایش بفروشد، هر دو را از دست داده است(41).

5. متاع دنیا در نزد خداوند بی ارزش است

و لولا ان یکون الناس امه واحده لجعلنا لمن یکفر بالرحمن لبیوتهم سقفا من فضه و معارج علیها یظهرون و لبیوتهم ابوابا و سررا علیها یتکون و زخرفا و ان کل ذلک لما متاع الحیوه الدنیا و الاخره عند ربک للمتقین
زخرف: 33 - 35
و اگر نه آن بود که (نمی خواستیم) همه مردم یک امت (در کفر) شوند، سقفهای خانه های کسانی را که خدای رحمان را باور ندارند از نقره می کردیم و بر آنها نردبامهایی می نهادیم تا بر آنها بالا روند. و برای خانه هایشان نیز درهایی از نقره می کردیم و تختهایی که بر آن تکیه زنند. و از هر گونه زینت. و همه اینها برخورداری ناچیز دنیوی است، حال آنکه آخرت در نزد پروردگار تو برای پرهیزگاران است.
معارج جمع معرج به معنای محل عروج است، مثل نردبان و مانند آن، و اینجا منظور درجات بالاست. زخرف به معنای کمال و زیبایی هر چیز است و به همین سبب، طلا را هم زخرف گویند.
و منظور از امه واحده این است که مردم بر یک سنت اجتماع کنند و آن سنت کفر به خدا باشد.
البته مرحوم علامه طباطبایی احتمال دیگری هم داده اند، و آن اینکه مراد از امه واحده این باشد که همه مردم در مواجهه با اسباب و عوامل بهره های زندگی یک نسبت دارند و فرقی بین مومن و کافر نیست، به این معنا که هر کس تمام توان خود را در طلب رزق به کار ببندد قهرا به مطلوب خود می رسد، چه مومن باشد چه کافر. بر اساس این احتمال، معنای آیه این است که اگر نبود که ما اراده کرده ایم مردم در برابر اسبابی که آنان را به زخاف دنیا می رساند یکسان باشند و اختلافشان هم به سبب ایمان و کفر نباشد، هر آینه برای کفار سقفهایی از نقره قرار می دادیم و...
در هر حال باید گفت که خواری و بی ارزشی دنیا در نزد خداوند و انسانهای الهی، یعنی اولیایش، از مسلمات است و کلمات بزرگان دین هم نشان از این حقیقت مهم دارد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:لو ان الدنیا کانت تعدل عند الله عزوجل جناح بعوضه ما سقی الکافر و الفاجر منها شربة من ماء(42) (اگر دنیا در نزد خدای عزیز و جلیل به اندازه پر پشه ای ارزش داشت، هرگز به کافر و گناهکار جرعه ای آب هم نمی نوشاند.)
امام علی (علیه السلام) نیز در خطبه 113 نهج البلاغه علاوه بر اینکه به زیبایی این حقیقت را بیان کرده اند نشانه ها و دلایل خواری و بی ارزشی این دنیا را تشریح فرموده اند: دارها هانت علی ربها فخلط حلالها بحرامها و خیرها بشرها و حیاتها بموتها و حلوها بمرها لم یصفها الله تعالی لاولیائه و لم یضن بها علی اعدائه. (خانه ای است که در نزد خدا بی مقدار است، زیرا که حلال آن با حرام و خوبی آن با بدی و زندگی آن با مرگ و شیرینی آن با تلخیها در آمیخته است. خداوند آن را برای دوستانش انتخاب نکرد و در بخشیدن آن به دشمنانش دریغ نفرمود.)