فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

مثل دنیا در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به ضحاک بن سفیان فرمودند: ای ضحاک خوراکت چیست؟ عرض کرد: گوشت و شیر. فرمودند: وقتی خوردی به چه چیز تبدیل می شوند؟ عرض کرد به چیزی که خود می دانید فرمودند: خداوند آنچه را از انسان دفع می شود مثلی برای دنیا قرار داده است(32).

3. دنیا و مظاهر آن برای مردم آراسته شده است.

زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده و حسن الماب
آل عمران: 14.
در چشم مردم آرایش یافته است عشق به امیال نفسانی از دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبان داغ بر نهاده و چار پایان و زراعت. همه اینها متاع زندگی این جهانی است، در حالی که باز گشتنگاه خوب در نزد خداست.
زینب هر چیز زیبا و دوست داشتنی است که به چیز دیگر منضم شده و به آن زیبایی بخشیده باشد.
القناطیر المقنطره: قناطیر جمع قنطار به معنی مال زیاد و منقطره اسم مفعول از همان ماده به معنی مضاعف و مکرر آن است و برای تاکید آمده است.
الخیل المسومه: خیل اسم جمع است به معنی اسبها یا اسب سواران، ولی در این آیه منظور همان معنی اول است، و کلمه مسومه به معنی نشان دار است که اشاره به برازندگی اندام و مشخص بودن چهره یا مؤدب بودن آن است.
متاع: هم اسم است و هم مصدر به معنی انتفاع، یعنی هر چه از دنیا که از آن بهره برداری شود.
در این آیه، خداوند سرمایه ها و ارکان مهم زندگی دنیایی انسان را بر شمرده است: زن، فرزند، پول نقد، ثروت، مرکبهای ممتاز و راهوار، چهار پایانی که در دامداری از آن بهره می برند، زراعت، که به صورت زین فعل مجهول (زینت داده شده) ذکر شده و زینت دهنده خداوند است، زیرا خداست که علاقه به همسر و فرزند و مال و دارایی را در سرشت و غریزه انسان قرار داده تا آدمی با توجه به دنیا و بهره گیری از آن، چون گذرگاه نه قرار گاه و وسیله و ابزار نه هدف، به آنچه در نزد خداست، حسن مآب: برسد. آری، این خداست که دلهای مردم را تسخیر کرده و علاقه به این امور مادی را غریزه آنان کرده، تا زندگی دنیایی و زمینی آنان تامین شود، اگر نبود این غریزه مادی، زندگی انسان در این کره خاکی دوام نمی یافت، کسی تولید مثل نمی کرد و نسل بشر قطع می شد و حال آنکه خدای سبحان مقدر کرده تا بشر مدتی معین در زمین زندگی کند: و لکم فی الارض مستقر و متاع الی حین(33) (و برای شما در زمین تا مدت معینی قرار گاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.)
خداوند تقدیر کرده تا مردم به نظر آلی به دنیا بنگرند نه به نظر استقلالی، یعنی زندگی دنیا را وسیله و آلت زندگی در آخرت قرار دهند، نه اینکه هدف، راه را مقصد نگیرند:انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا(34) (ما آنچه را بر روی زمین است زینت قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند.)، و بعد می فرماید: و انا لجاعلون ما علیها صعیدا جرزا(35) (و ما آنچه را بر روی زمین است خاک بی گیاهی قرار می دهیم.) آری، خداوند همین محبوبهای دنیایی را در نظرتان چون خاکی خشک و بی ارزش قرار می دهد. اما با تاسف فراوان باید گفت که انسانهای بی خبر و غافل و مست دنیا به سبب دل خوشی و فریفتگی شان به ظاهر زندگی از باطن آن، که آخرت است، باز می مانند و این وسایل و مقدمات را هدف می پندارند، و دنیایی که مخلوق خداست و وسیله ای برای تقرب و رسیدن به پاداش الهی است برای آنان سبب دوری از خدا و تحصیل نقمت و عذاب می شود.
البته در قرآن در مواردی زینت دادن به شیطان نسبت داده شده است: زین لهم الشیطان اعمالهم(36) زینت دادن شیطان یعنی زشتیها را زیبا دیدن: افمن زین له سوء عمله فرآه حسنا(37) و نیز فرمود: هر که زینت دنیا را بخواهد به او می دهیم، اما در آخرت بی بهره می ماند.(38)
لکن جای پرسش است که چرا خداوند دنیا را زینت می دهد تا انسان به اشتباه بیفتد؟
پاسخ: رب علیم و حکیم منزه تر از آن است که امور بندگانش را به گونه ای تدبیر کند که نتیجه آن امری ناشایست بشود. بلکه این ثمره بی تدبیری خود اوست. بله، خداوند اجازه فتنه گری را به شیطان داده تا آزمایش بندگان، که زمینه تربیت و کمال آنهاست، تکمیل شود.

4. زندگی واقعی در سرای آخرت است

و ما هذه الحیوه الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون
عنکبوت: 64
زندگانی این دنیا جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سرای آخرت سرای زندگانی است.
اخره از آخر ضد اول است، و تاخیر مقابل تقدیم و اخرون مقابل اولون است و در قرآن به قیامت دار الاخره اطلاق شده، زیرا زندگی دنیا اول و زندگی عقبی آخر و پس از آن است.
حیوان: حیات و حیوان مصدر حی است و ضد ممات و موتان و به معنای زندگی ای است که مرگ در پی ندارد. اصل آن حییان بوده که یاء دوم قلب به واو شده و در معنا مبالغه در حیات است و اصل حیات به معنای حرکت است، همچنانکه موت به معنای سکون است. زندگی دنیا به اعتبار اینکه آدمی را با زرق و برق فانی خود از زندگی باقی و دایمی باز می دارد و به خود مشغول و سرگرم می کند لهو است و به اعتبار اینکه برای خود قواعدی دارد لعب هم هست، مانند بازیهای بچه ها که قاعده دارد و عده ای با حرص و هیجان عجیبی آن را شروع می کنند و در خلال آن، گاهی به نزاع برمی خیزند و بر سر آن به سبب خیالات موهوم داد و فریاد راه می اندازند و تمام منافع خود را در آن می بینند و خیلی زود از آن سیر و از هم جدا می شوند.
به خلاف زندگی آخرت، که حیاتی است واقعی و به حقیقت و کاملا زندگی است و سرگرمیهای آن جدی و کمال آور است و لهو و لعب در آن راه ندارد و بقایی است که در آن فنا و زوال نیست و بهشت آن لذتی است که با آن هیچ الم و رنجی همراه نیست و تماما سعادت و نیک بختی است و نعیم بهشتی است و به بقای الهی باقی است.
و این معنای مهم و سرنوشت ساز را، که در واقع جهان بینی توحیدی و دنیاشناسی بر مبنای وحی است و شکل دهنده همه فعالیتهای بشر است، خداوند با چند تاکید بیان کرده است: جمله اسمیه، کلمه هذه، انحصار و اختصاص که از الا بعد از نفی استفاده می شود، کلمه ان، لام تاکید و ضمیر فصل هی، که همه برای این است که مخاطب در پذیرش این حقیقت مهم هیچ تردیدی به خود راه ندهد.
آری، آخرت دارالحیوان است و تماما حیات و زندگی است و همه چیز در آنجا از حیات برخوردار است: زمین سخن می گوید، چون حیات حقیقی دارد. پوست بدن و اعضای بدن انسان نطق دارند، جهنم و شعله های آن سخن و فریاد دارند، نسیم بهشت تکلم می کند، و خلاصه همه آنچه در قیامت هست، از انسان و غیر آن، همه از حیات حقیقی برخوردارند.