فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

2. دنیای سراسر بازی و سرگرمی و تفاخر و تکاثر: بی ثبات و فانی

اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یکون حطاما و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور
حدید: 20.
بدانید که زندگی این جهان بازیچه است و بیهودگی و آرایش و فخر فروشی و افزون جویی در اموال و اولاد. همانند بارانی به وقت است که روییدنیهایش کشاورزان را به شگفت افکند. سپس پژمرده می شود و بینی که زرد گشته است و خاشاک شده است، و در آخرت نصیب گروهی عذاب سخت است و نصیب گروهی آمرزش خدا و خشنودی او، و زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست.
لعب کارهای پشت سر همی است که با نظامی معین انجام می شود، ولی در عین حال بیهوده و بی فایده است، همانند بازی بچه ها.
لهو یعنی هر چیز و هر کار بیهوده ای که انسان را از کار مهم و مفیدش باز بدارد و به خود مشغول کند.
تفاخر از ماده فخر به معنی بالیدن به مال و جاه است و تفاخر با یکدیگر چنین کردن است.
تکاثر از ماده کثر و کثره به معنای زیادت است و تکاثر معارضه و رقابت در کثرت مال و عزت است.
در این آیه کریمه، خداوند غفلت و سرگرمی و تجمل و تفاخر و تکاثر را شیوه های تعامل انسان با دنیا خوانده است: کودکی انسان به بازی و بی خبری سپری می شود، در مرحله نوجوانی، سرگرمی جای بازی را می گیرد، جوانی نقطه اوج تجمل پرستی و زیبایی خواهی است، پس از آن مرحله شور کسب مقام و فخر است، و سرانجام انسان به فکر افزایش مال و نفر و جمع ثروت می افتد. البته برخی انسانها دچار توقف و رکود شخصیت در یک مرحله می شوند، اما به طور طبیعی انسان این دورانهای پنج گانه را طی می کند. آنگاه با یک تمثیل (تولد و رشد گیاهان و نابودی آنها) حقیقت پیچیده حیات انسانی و ماجرای تایخ عمر او را، که گاه تا صد سال طول می کشد و درک آن برای غالب افراد ممکن نیست، قابل مطالعه و فهم کرده است، و با تجسم و تصویرپردازی از حادثه ای طبیعی، که در معرض دید همه افراد است، فنا پذیری و کوتاهی و تغییر و تحول و نیز فرصتها و تهدیدهای دنیا را بیان کرده است. آیات 45 سوره کهف و 24 یونس و 21 زمر نیز بیان مشابهی دارند.

مثل دنیا در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به ضحاک بن سفیان فرمودند: ای ضحاک خوراکت چیست؟ عرض کرد: گوشت و شیر. فرمودند: وقتی خوردی به چه چیز تبدیل می شوند؟ عرض کرد به چیزی که خود می دانید فرمودند: خداوند آنچه را از انسان دفع می شود مثلی برای دنیا قرار داده است(32).

3. دنیا و مظاهر آن برای مردم آراسته شده است.

زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده و حسن الماب
آل عمران: 14.
در چشم مردم آرایش یافته است عشق به امیال نفسانی از دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبان داغ بر نهاده و چار پایان و زراعت. همه اینها متاع زندگی این جهانی است، در حالی که باز گشتنگاه خوب در نزد خداست.
زینب هر چیز زیبا و دوست داشتنی است که به چیز دیگر منضم شده و به آن زیبایی بخشیده باشد.
القناطیر المقنطره: قناطیر جمع قنطار به معنی مال زیاد و منقطره اسم مفعول از همان ماده به معنی مضاعف و مکرر آن است و برای تاکید آمده است.
الخیل المسومه: خیل اسم جمع است به معنی اسبها یا اسب سواران، ولی در این آیه منظور همان معنی اول است، و کلمه مسومه به معنی نشان دار است که اشاره به برازندگی اندام و مشخص بودن چهره یا مؤدب بودن آن است.
متاع: هم اسم است و هم مصدر به معنی انتفاع، یعنی هر چه از دنیا که از آن بهره برداری شود.
در این آیه، خداوند سرمایه ها و ارکان مهم زندگی دنیایی انسان را بر شمرده است: زن، فرزند، پول نقد، ثروت، مرکبهای ممتاز و راهوار، چهار پایانی که در دامداری از آن بهره می برند، زراعت، که به صورت زین فعل مجهول (زینت داده شده) ذکر شده و زینت دهنده خداوند است، زیرا خداست که علاقه به همسر و فرزند و مال و دارایی را در سرشت و غریزه انسان قرار داده تا آدمی با توجه به دنیا و بهره گیری از آن، چون گذرگاه نه قرار گاه و وسیله و ابزار نه هدف، به آنچه در نزد خداست، حسن مآب: برسد. آری، این خداست که دلهای مردم را تسخیر کرده و علاقه به این امور مادی را غریزه آنان کرده، تا زندگی دنیایی و زمینی آنان تامین شود، اگر نبود این غریزه مادی، زندگی انسان در این کره خاکی دوام نمی یافت، کسی تولید مثل نمی کرد و نسل بشر قطع می شد و حال آنکه خدای سبحان مقدر کرده تا بشر مدتی معین در زمین زندگی کند: و لکم فی الارض مستقر و متاع الی حین(33) (و برای شما در زمین تا مدت معینی قرار گاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.)
خداوند تقدیر کرده تا مردم به نظر آلی به دنیا بنگرند نه به نظر استقلالی، یعنی زندگی دنیا را وسیله و آلت زندگی در آخرت قرار دهند، نه اینکه هدف، راه را مقصد نگیرند:انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا(34) (ما آنچه را بر روی زمین است زینت قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند.)، و بعد می فرماید: و انا لجاعلون ما علیها صعیدا جرزا(35) (و ما آنچه را بر روی زمین است خاک بی گیاهی قرار می دهیم.) آری، خداوند همین محبوبهای دنیایی را در نظرتان چون خاکی خشک و بی ارزش قرار می دهد. اما با تاسف فراوان باید گفت که انسانهای بی خبر و غافل و مست دنیا به سبب دل خوشی و فریفتگی شان به ظاهر زندگی از باطن آن، که آخرت است، باز می مانند و این وسایل و مقدمات را هدف می پندارند، و دنیایی که مخلوق خداست و وسیله ای برای تقرب و رسیدن به پاداش الهی است برای آنان سبب دوری از خدا و تحصیل نقمت و عذاب می شود.
البته در قرآن در مواردی زینت دادن به شیطان نسبت داده شده است: زین لهم الشیطان اعمالهم(36) زینت دادن شیطان یعنی زشتیها را زیبا دیدن: افمن زین له سوء عمله فرآه حسنا(37) و نیز فرمود: هر که زینت دنیا را بخواهد به او می دهیم، اما در آخرت بی بهره می ماند.(38)
لکن جای پرسش است که چرا خداوند دنیا را زینت می دهد تا انسان به اشتباه بیفتد؟
پاسخ: رب علیم و حکیم منزه تر از آن است که امور بندگانش را به گونه ای تدبیر کند که نتیجه آن امری ناشایست بشود. بلکه این ثمره بی تدبیری خود اوست. بله، خداوند اجازه فتنه گری را به شیطان داده تا آزمایش بندگان، که زمینه تربیت و کمال آنهاست، تکمیل شود.