آشنایی با قرآن جلد 3

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

ولاء مثبت و ولاء منفی

چهار آیه است در آخر سوره مبارکه انفال راجع به ولاء مسلمین بعضی بعض دیگر را، و راجع به عدم ولاء میان مسلمین و کفار. حتما کم و بیش با این مطلب آشنا هستید که مطلبی در دین مقدس اسلام که دینی اجتماعی است مورد تاکید و اصرار واقع شده است به نام موالات مومنین یکدیگر را، و در مقابل، دستور رسیده است به منع موالات مومنین و مسلمین کافران را. اتفاقا چندی پیش در مقاله ای که چاپ شده است تحت عنوان (ولاءها و ولایتها) این مطلب راتا حدی تشریح کردم. حالا به مناسبت این آیات، توضیحی راجع به این کلمه عرض می کنم.
معنی کلمه (ولاء) که (ولایت) و (توّلی) - که به غلط تولّی می گوییم - و (ولی) و (مولا) و غیره همه از این کلمه مشتق شده است (اتصال و نزدیکی) است. وقتی که دو چیز یا دو شخص به یکدیگر آنچنان نزدیک باشند که در میان آنها فاصله ای وجود نداشته باشد، عرب این را (توالی) می نامد، کمااینکه ما در اصطلاح فارسی کلمه (توالی) را در جایی به کار می بریم که دو چیز بلافاصله پشت سر یکدیگر باشند یعنی بینشان فاصله نباشد. ولی وقتی می گویند مسلمین باید نسبت به یکدیگر ولایت داشته باشند یا ولاء یکدیگر را داشته باشند مقصود این نیست که بدنهاشان به یکدیگر نزدیک باشد، بلکه مقصود این است که روحهاشان به یکدیگر نزدیک باشد و روابط اجتماعیشان با یکدیگر روابط نزدیک باشد. و لهذا مثلاً این که یک کسی اعانت بکند دیگری را، کمک بدهد به دیگری، خودش یک ارتباطی است، یک اتصالی است، یک پیوند است، نوعی ولایت است که در قرآن (ولاء) نامیده می شود. یعنی یکدیگر را کمک بدهید. ولاء یکدیگر را داشته باشید یعنی تعاون در میان شما حکمفرما باشد، که اگر بخواهیم روح مطلب را در مظاهر مختلفش بشکافیم همان مطلبی است که پیغمبر اکرم با آن تشبیه بسیار عالی بیان فرمود (مثل المومنین فی تواددهم و تراحمهم و تعاطفهم مثل الجسد اذا اشتکی منه عضو تداعی له سایر الجسد بالسهر و الحمی)** جامع الصغیر، ج، 2، ص 155.***
یعنی مثل اهل ایمان مثل یک پیکراست. آنها به منزله اجزاء یک پیکرند که اگر عضوی به درد آید سایر عضوها با تب و بیداری با او همدردی می کنند. هر وقت مسلمانان به این شکل در آمدند که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند یعنی روابطشان و نزدیکیشان با یکدیگر و اشتراکشان در سرنوشت یکدیگر، همدردی و همکاری و همدلیشان به آنجا رسید که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند، منظور قرآن در باب ولاء مومنین و مسلمین نسبت به یکدیگر عملی شده است. در آن مقاله عرض کردم که ما یک ولاء اثباتی داریم و یک ولاء نفیی. قرآن یک جامی گوید ولاء داشته باشید و یک جا می گوید نداشته باشید. مسلمین را می گوید نسبت به یکدیگر ولاء داشته باشید، نسبت به کفار نداشته باشید. این معنایش این است که شما مسلمین باید یک پیکر را تشکیل بدهید نه اینکه عضو یک پیکر دیگر بشوید که آن پیکر مال دیگران است، خواه شما در آنها مستهلک بشوید و یا شما و آنها مجموعا یک پیکر رابه وجود آورید. این از آن چیزهایی است که اسلام نمی پذیرد.

تقسیم رباعی قرآن

این چهار آیه، در این زمینه یک بیان بسیار رسایی دارد. در اینجا قرآن مسلمین را چهار دسته می کند و حکم هر چهار دسته را هم بیان می کند، چهار دسته ای که در صدر اسلام بودند و در دوره های بعد هم حکم آنها را می شود استفاده کرد. پنجم هم که طبقه کفار هستند که راجع به آنها اشاره ای کرد. برای اینکه این چهار دسته را کاملا بشناسیم، توضیح می دهیم:

مهاجرین اولین یا سابقین اولین

گروهی از مسلمانهای صدر اسلام، مهاجرین اولین یا به تعبیر قرآن (سابقون الاولون) نامیده می شوند. مهاجرین اولین یعنی کسانی که قبل از آنکه پیغمبر اکرم به مدینه تشریف ببرند مسلمان شده بودند و آن وقتی که بنا شد پیغمبر اکرم خانه و دیار را، مکه را رها کنند و بیایند به مدینه، اینها همه چیز خود را یعنی زن و زندگی و مال و ثروت و خویشاوندان و اقارب خویش را یکجا رها کردند و به دنبال ایده و عقیده و ایمان خودشان رفتند. این یک مسئله شوخی نیست. فرض کنید برای ما چنین چیزی پیش بیاید و بخواهیم برای ایمان خودمان کار بکنیم. خودمان را در نظر بگیریم با کار و شغل و زن و بچه خود، با همین وضعی که الان داریم. یکدفعه از طرف رهبر دینی و ایمانی ما فرمان صادر می شود که همه یکجا باید از اینجا حرکت کنیم برویم در یک مملکت دیگر یا در یک شهر دیگر، آنجا را مرکز قرار بدهیم. ناگهان باید شغل و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و خلاصه زندگیمان را رها کنیم و راه بیفتیم. این از کمال خلوص و از نهایت ایمان حکایت می کند. قرآن اینها را مهاجرین اولین می نامد. البته کلمه (مهاجرین اولین) در اینجا نیامده است. در قرآن، در آیه دیگری (السابقون الاولون) آمده است.