آشنایی با قرآن جلد 3

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

متن آیات

(اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم ان شر الدواب عندالله الذین کفروا فهم لایومنون الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره وهم یتقون فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذکرون. و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء ان اللّه لایحب الخائنین و لایحسبن الذین کفروا سبقوا انهم لا یعجزون).

آیه 55 و 56

بدترین جنبندگان روی زمین

ازاین چند آیه، دو آیه اول را در هفته گذشته تفسیر کردیم. آیه اول راجع به این بود که بدترین جنبندگان چیست؟ فرمود نوعی از انسانها هستند. در اینجا به مناسبت مطلبی که بعد عنوان می فرماید، یکی از صفات غیر انسانی آنها رابیان می کند و آن، مسئله نقض عهد و پیمان است. کانه اینطور می فرماید که ما به این دلیل اینها را پست ترین حیوانات و جنبنده ها می خوانیم که اینها دارای این ممیزات و خصوصیات هستند. یکی از خصوصیاتشان این است که با دیگران پیمان می بندند (پیمان بستن به اصطلاح قول شرف دادن است، شرف انسانیت راگرو گذاشتن است) ولی این پیمانشان دسیسه ای بیش نیست، آن رانقض می کنند. نه اینکه فقط یک بارنقض بکنند بلکه هر پیمانی که می بندند نقض می کنند. ما در امور دینی می گوییم هیچکس معصوم نیست، امکان خطا، لغزش و گناه برای همه هست، اما فرق است میان کسی که پایبند به تقوا است و احیانا گناهی از او سر می زند و این سرزدن گناه، برای او یک امر غیر عادی است و لهذا بعد پشیمان می شود، خودش را ملامت می کند و تصمیم می گیرد که دیگر چنین کاری نکند، و میان کسی که اساساً گناه برای او مفهومی ندارد، پشت سر یکدیگر مرتکب می شود و این نشان می دهد که آن معنایی که ما به آن می گوییم (تقوا) اصلاً در این شخص وجود ندارد. قرآن درباره این پست ترین حیوانها که جز عده ای ازانسانها نیستند، نمی گوید اینها یک بار نقض عهد کردند. چون ممکن است گفته شود لغزشی از اینها سرزده است. می گوید (آنها که هر وقت پیمان می بندند پیمان خویش را نقض می کنند). و عرض کردیم که مسئله وفای به عهد و پیمان یک مسئله انسانی است، مسئله ای است که وجدان هر انسانی به آن حکم می کند و اعم است از اینکه آنکه پیمان می بندد مسلمان باشد یا نباشد، اساساً خداشناس باشد یا نباشد، به ماوراء الطبیعه معتقد باشد یا نباشد. از آن چیزهایی است که وجدان انسانی هر کسی به آن حکم می کند. پس آن آدمی که هیچگاه پایبند به وفای به عهد و پیمان خودش نیست و هر وقت که پیمان می بندد دسیسه و دغل بازی است وتصمیمش براین است که آن رانقض کند، او از انسانیت و از آن چیزی که آن را شرف انسانیت می نامند سقوط کرده و دیگر انسان نیست.