آشنایی با قرآن جلد 3

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

4 - از نزاع و مشاجره با یکدیگر بپرهیزید

(ولا تنازعوا) با یکدیگر به نزاع و مشاجره برنخیزید (فتفشلوا) که پشت سرش فشل یعنی سستی پیدا می کند، مثل یک بدن که وقتی تعادلش به هم میخورد و بیماری پیدا می کند و گلبولهای سفید خون با میکروبها میجنگند، می بینید سستی پیدا می کند و قوت و نیروی آن می رود. و وقتی سستی پیدا کردید (و تذهب ریحکم) (ریح) در لغت عرب یعنی باد، ولی این کلمه با کلمه (باد) در فارسی خیلی تفاوت دارد یعنی منشاء خیلی چیزهای دیگر شده است.
ما حرکت هوا را باد می گوییم و از این کلمه، لفظ دیگری نساخته ایم، ولی در زبان عربی از کلمه (ریح) خیلی کلمه ها ساخته اند. کلمه (رایحه) که به معنی (بو) است از همین جا آمده چون بو در هوا پخش می شود و به وسیله حرکت هوا به انسان می رسد. کما اینکه روح را هم از همین ماده گرفته اند. در فارسی کلمه (باد) گاهی به عنوان کنایه به کار میرود مثل اینکه وقتی می خواهیم بگوییم کسی صاحب قدرت و شوکت است و کارها در اختیار اوست، می گوییم باد به پرچم فلانی وزد. وقتی هم میخواهیم بگوییم فلانی دیگر قدرتش از بین رفت، می گوییم بادش خالی شد. در اینجا کلمه (ریح) که به معنی (باد) است ممکن است کنایه از همان شوکت و قدرت باشد، یعنی اگر با یکدیگر اختلاف و نزاع کنید شوکت و قدرت شما از میان می رود. و ممکن است از همان رایحه باشد: بوی شما از میان می رود. نتیجه هر دو یکی است. پس این دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف، آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود. بی جهت نیست که امثال (ویل دورانت) می گویند: هیچ دینی مثل اسلام پیروان خودش را به قدرت دعوت نکرده است. در ادیان دیگر این مسائل مطرح نیست، عظمت و شوکت مطرح نیست. قدرت و قوت مطرح نیست. ولی اسلام که دینی است که علاوه بر جنبه های معنوی، جنبه اجتماعی هم دارد، قهراً به (قدرت) که یکی از اصول و نوامیس اجتماع است اهمیت میدهد.

5 - در برابر مصائب صبور باشید

(و اصبروا ان اللّه مع الصابرین) دستور دیگرش مسئله صبر است. صبر یعنی جزع و فزع نکردن در مقابل مصائبی که پیش می آید، ثبات. در مقابل قدرت دشمن پا برجا باشید یعنی ترس و جبن به خود راه ندهید. در مقابل مصائبی که خواه ناخواه برایتان رخ میدهد صابر باشید.
مخصوصاً مقداری از حرفهای جلسه پیش را تکرار کردم برای اینکه آیه ای را که امشب خواندم درست برایتان توضیح بدهم.
در عین حال که به مجاهدین و سربازان دستور ثبات قدم و اتحاد و انضباط و رعایت مقررات می دهد و از قدرت و شوکت دم می زند، باز دین است، اخلاق و معنویت است، نمی خواهد احساسات مسلمین را طوری تحریک بکند که آنها را در جهت غرور و منیت سوق بدهد. در ابتدا عرض کردم ببینید اسلام احساسات مسلمین را در چه جهتی هدایت و راهنمایی می کند مقایسه را در اینجا میخواستم به عمل بیاورم. این مطلبی که عرض میکنم استثنا ندارد. تمام مکتبهایی که در دنیا هست، مکتبها و فلسفه های اجتماعی یا روشهای عملی که دولتها در تربیت سرباز دارند، همیشه کوشش می کنند در سرباز به اصطلاح یک غرور ملی به وجود آورند. یک روحیه بالخصوصی که به موجب آن او فقط به خودش و کشورش بیندیشد. همواره صحبت این است که ما چنین، مفاخر ما چنان، ما چنینیم، دیگران کوچکند.

6 - متواضع و فروتن باشید

قرآن می گوید مبادا شما اینگونه باشید، مبادا روحیه شما روحیه تظاهر و روحیه بطر باشد. بطر یعنی چه؟ انسان وقتی که یک نعمتی به او میرسد، یک خوشحالی و سرور و بلکه یک غروری پیدامی کند که دیگر پایش روی زمین بند نیست و به دیگران اعتنایی ندارد، خودش را بالا دست همه میبیند، حالا آن نعمت هر چه میخواهد باشد. بعضی به واسطه ثروت زیاد اهل بطر میشوند، بعضی به واسطه قدرت زیاد یک حالت بی اعتنایی و غرور و تکبر نسبت به دیگران پیدا می کنند، همین طور که راه می روند، با راه رفتنشان می خواهند نشان بدهند که منم صاحب قدرت، منم صاحب ثروت. حرف که می زند، با حرف زدنش کانه می گوید منم صاحب قدرت، منم صاحب ثروت، منم صاحب علم. حتی غرور و تکبر در نگاه کردنش پیداست. قرآن می گوید ولی شما از آن دسته نباشید، فتحها و پیروزیها شما را سرمست نکند، شما را متکبر و مغرور و اهل منیت نکند. لذا می گوید دیگرانند که چنینند.
پس آخرین دستوری که قرآن به سربازانش می دهد دستور تواضع اخلاقی است. نمی گوید شما چنین نباشید، می گوید مانند آنها که چنین هستند نباشید، میخواهد بگوید دیگران چنین اند. (ولا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا) مانند آن اشخاص نباشید که وقتی از خانه هایشان بیرون آمدند با بطر بیرون آمدند یعنی با غرورو تکبر و بی اعتنایی و منیت (ورئاء الناس) و از روی تظاهر و خودنمایی بیرون آمدند.
قهراً چنین اشخاصی فقط خودشان را می بینند، خدا را نمی بینند (و یصدون عن سبیل الله) و مانع مردم میشوند از راه خدا. شما مثل اینها نباشید. پس آخرین دستوری که می دهد دستور فروتنی و تواضع است. در اینجا قرآن از روشهای معمول و عادی بشری به کلی فاصله میگیرد و حاضر نیست احساسات سربازان را در جهت منیتها و خود پسندیها و خود پرستیهای شخصی یا ملی تحریک بکند، همان طور که در اول گفت: خدا را یاد بکنید، همواره بگویید خدا، حقیقت، این منیتها را بریزید دور (واللّه بما یعملون محیط) اشاره میخواهد بگوید این کارها کیفر دارد. خدا به چنین کارهایی که آنها می کنند احاطه دارد. یعنی بترسید از خدا. کار خدا شوخی بردار نیست. اسم و لفظ و ظاهر در کار خدا و اسلام موثر نیست.