آشنایی با قرآن جلد 3

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

انفاق در راه باطل و حسرت کافران...

(ان الذین کفروا ینفقون اموالهم لیصدوا عن سبیل الله)
همانا کافران، مخالفان شما پولهایشان را خرج می کنند برای مبارزه با شما و برای اینکه جلوی راه حق را بگیرند. (انفاق) پول خرج کردن است در راه یک منظور و مقصود. ینفقون اموالهم اموالشان را انفاق می کنند. کافر انفاق می کند. همه انفاقها در راه خدا نیست، برخی انفاقها در راه باطل است. ثروت خودشان را انفاق می کنند برای اینکه جلوی راه حقی را که پیغمبر باز کرده و شما به دنبالش می روید بگیرند، این چشمه را از سرچشمه خشک بکنند. بعد تاکید می کند که این که من می گویم، مربوط به گذشته تنها نیست، در آینده هم چنین جریانهایی رخ خواهد داد که کافران برای اینکه مانعی برای راه خدا به وجود آورند پولها خرج خواهند کرد: (فسینفقونها) (س) که در اول فعل مضارع می آید، یعنی در آینده، برای استقبال است. در آینده نزدیک پولها در این راه خرج خواهند کرد. اما نتیجه نهایی چیست؟ آیا از این پولها خرج کردنهای خود نصیبی خواهند برد و موفقیتی کسب خواهند کرد؟ (ثم تکون علیهم حسره) فقط آن داغش در دل اینها باقی می ماند که ای افسوس اینهمه پول خرج کردیم آخرش هم به نتیجه نرسیدیم.

فرق انفاق مؤمن و انفاق کافر

چون فرق است میان پولی که یک نفر مومن در راه خدا و برای خدا خرج می کند و پولی که یک نفر کافر برای مسدود کردن راه خدا خرج می کند. مومن هیچ وقت حسرت نخواهد خورد، اعم از آنکه در راهی که خرج می کند، به نتیجه برسد یا نرسد. البته مومن باید در راهی خرج بکند که به نتیجه برسد نه مثل بعضی از اشخاص که وقتی به او می گویی آقا این پولت را که در فلان راه می دهی به خیال خودت به نام خیر، برای چه میدهی؟ می گوید من میدهم، به گردن او، بگذار او برود به جهنم، نه، تو هم روی به جهنم. تو هم که پولت رابه آدمی می دهی که خودت به او اعتماد نداری و نمی دانی نتیجه نهایی این پول خرج کردن چیست و آیا به نفع اسلام است یانه مستحق کیفر هستی. می گوید من به این حرفها چه کار دارم؟ ! من از گردن خودم رد میکنم، بگذار او برود جهنم. نه، تو هم که پول دهی به نام خدا و اسلام ولی در نهایت امر این پول صرف اشخاص یا اموری می شود که بر ضرر اسلام است. به جهنم می روی. ولی اگر یک نفر مومن آن مقداری که بر او لازم و واجب است، سعی و کوشش خود را کرد که پولش را در راهی خرج کند که راه خیر باشد، اما از آنجا که بشر است و گاهی اشتباه می کند نتیجه نگرفت! وجدانش آرام است چون او به حسب نیت صادقانه خودش و به حسب سعی و کوشش خودش در راه خدا داده است ولی تصادفا به نتیجه نرسیده است. ولی آدمی که خدا را نمی شناسد و به تعبیر قرآن کافر است و فقط برای هدفهای فردی و شخصی و مادی کار می کند و دنبال آز و شهوت خودش است، وقتی پول خرج می کند برای اینکه به مقاصدش برسد و بعد می بیند رسد، داغی می شود در دلش. قرآن هم می فرماید (ثم تکون علیهم حسره) این پول خرج کردنها به صورت یک حسرتهایی بر روی اینها باقی خواهد ماند. آیا در همین جا تمام می شود؟ اینها پولی خرج می کنند و بعد به نتیجه نمی رسد و حسرتش به دلشان می ماند؟ نه. (ثم یغلبون) در مرحله بعد خودشان شکست می خورند و نابود میشوند. در مرحله اول، برنامه شان شکست می خورد و در مرحله دوم خودشان. این آیات در اوایل و رود پیغمبر اکرم (ص) به مدینه نازل شده است، چون آیات بعد درباره جنگ بدر است. جنگ بدر در سال دوم هجرت واقع شد و این آیات آن طور که مفسرین می گویند در همین سال نازل شده است و تا آن وقت هنوز کفار، هم از نظر عده و هم از نظر عده، هم از نظر مال و ثروت و اقتصاد و هم از نظر نظامی خیلی قویتر از مسلمین بودند. قرآن دارد آینده ای را که به حسب ظاهرپیش بینی اش مشکل بود به صورت غیب خبر می دهد که در آینده اینها پولها خرج خواهند کرد و همین پول خرج کردنها به صورت حسرتهایی در دل اینها باقی خواهد ماند و در نهایت امر هم خودشان مغلوب میشوند و شکست می خورند، که در فتح مکه قضیه رخ داد. آیا در همین جاقضیه خاتمه پیدا می کند؟ پول خرج کردن و بعد هم حسرت کشیدن و بعد هم شکست خوردن؟ نه، آن بعدش به مراتب بالاتر است. (ثم الذین کفرواالی جهنم یحشرون) تمام اینها در جهنم جمع خواهند شد.
پس این آیه ای که خواندم مشتمل بر چهار قسمت بود. یکی اینکه کافران بیکار نخواهند نشست و در آینده پول زیادی خرج خواهند کرد. دوم اینکه خودشان خواهند دید که این پول خرج کردنها به نتیجه نرسید، و حسرت این پولها دردلشان باقی می ماند. مرحله سوم اینکه خودشان شکست نهایی خواهند خورد، که در فتح مکه شکست خوردند. مرحله چهارم، آن آینده بسیار تاریک آنهاست که محشور شدن آنان در جهنم است.

آیه 37