آشنایی با قرآن جلد 3

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

بحثی پیرامون توسعه مسجدالحرام

مسجد الحرامی که اکنون می بینیم، در صدر اسلام اینقدر بزرگ نبود. در واقع فاصله کعبه تا مسجدالحرام حدود پانزده متر بیشتر نبود. مسجداالحرام حدود 32 * 32 متر بود و کعبه 4 متر عرض و کمی بیشتر طول داشت. در صدر اسلام خانه های اطراف را خریدند و مسجدالحرام را توسعه دادند. در زمان مهدی عباسی خلیفه سوم عباسی تصمیم گرفتند بار دیگر آن را توسعه بدهند. خلفای اسلام در توسعه آن سعی داشتند رعایت کنند که خانه های مردم را به زور نگیرند زیرا برخی این کار را غصب می دانستند. مهدی می خواست مسجداالحرام را توسعه بدهد. برخی گفتند نمی فروشیم. عده از فقهای اهل تسنن گفتند خانه خودشان است دلشان بخواهد می فروشند و نخواهد نمی فروشند. بعضی دیگر گفتند مسجد الحرام است، به زور می شود گرفت معمولاً مشکلی می شد و به ائمه اطهار علیهم السلام رجوع می کردند. امام باقر (ع) استدلال عجیبی کرد، ثابت نمود چون مسجدالحرام است، اگر مصلحت مسجدالحرام ایجاب کند، رضایت صاحب خانه شرط نیست. فرمود آیا اول کعبه اینجا بود و مردم به خاطر کعبه اینجا آمدند یا اول مردم آمدند بعد کعبه را ساختند؟مردمی می آیند نقشه ای می کشند، خانه هایی بنا می کنند، بعد می گویند زمینی وقف مسجد نماییم. اول مردم تملک زمینها را کرده اند بعد قسمتی از آن را اختصاص به مسجد داده اند. پس مسجد وارد شده بر مردم. تمام مسجدهای دنیا اینطور بوده حتی مسجد پیغمبر (ص). در همه دنیا یک نقطه است که اول مسجد در آنجا بنا شده و بعد خانه های، آن سرزمین را احیاء کرده، و آن، سرزمین مکه است زیرا مکه وادی غیر ذی ذرع بود و مالکی نداشت ابراهیم (ع) آمد برای اولین بار کعبه را در آنجا برای مردم ساخت و اختصاص داد به عبادت که تا دامنه قیامت بیایند مناسک انجام دهند. پس اول ابراهیم آمد آن را ساخت، بعد مردم آمدند. حق کعبه و مسجدالحرام محفوظ است. مردم تا جایی که مزاحم کعبه و مسجدالحرام نشوند در تملک زمین آزادند. وقتی استدلال گفته شد همه آن را پذیرفتند.
سرزمین مکه وضع خاصی دارد. قرآن نیز همین منطق را پیروی می کند. می گوید آنها مستحق عذابند، متولیان مسجدالحرام متقیان عالمند. حرمی است متعلق به مسلمانان دنیا و متقیان.

آیه 35 اعمال سلیقه در عبادات ممنوع است

آیه دیگر. (و ما کان صلواتهم عند البیت الا مکاء و تصدیه). این آیه، متمم آیه قبلی است. قرآن عمل این اولیاء را که خودشان را صاحب اختیار می دانستند، نشان می دهد که با کعبه چه کردند. ابراهیم (ع) به دستور خدا خانه را ساخت و خداوند در ضمن آیه ای فرمود خانه مرا پاکیزه کنید برای طواف کنندگان، برای توحید و عبادت خدای یگانه. سرنوشت این را به کجا کشاندند (و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی). **سوره بقره، آیه 125 و دستور داده شد که مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید ***یکی از کارهایی که باید انجام می شد نماز بود. آنقدر از سر و ته آن زدند و بر آن افزودند که به صورت سوت کشیدن و کف زدن در آمد. و حال آنکه عبادتها توفیقی هستند یعنی در عبادت خدا، از نظر کیفیت و کمیت نباید اعمال سلیقه شود، بلکه باید همان طور که برای ما بیان کرده اند، بدون کم و زیاد اجرا شود.
چون و چرا بردار نیست. اینکه عده ای عربی بخوانند، عده ای فارسی، عده ای ترکی، و خلاصه هر کس به زبان ملی خود بخواند اعمال سلیقه است. یا بگوییم در مسافرتها، قدیم نماز دو رکعتی بوده ولی اکنون چون با هواپیما مسافرت می کنند باید چهار رکعتی بخوانند زیرا این سفر مشقت ندارد. اگر در عبادتها سلیقه را دخالت بدهیم به تدریج چیزی از آب در می آید که مصداق این شعر می شود:

بس که ببستند بر او برگ و ساز - گر تو ببینی نشناسیش باز

نمازی که به شکل سوت کشیدن می خواندند، یکمرتبه اینطور نشد بلکه اول یک گوشه آن را تغییر دادند بعد گوشه دیگر، و همینطور. در طول نسلهای متوالی به این شکل در آمد، زیرا هر نسلی از نسل قبل خبر ندارد و فکر می کند آنچه به دستش رسیده از اول به همین صورت بوده است. بعد از چندین نسل به چیزی شبیه می شود که با اصل آن شباهتی ندارد.
راجع به اینکه قرآن و نماز را مثلاً به فارسی بخوانند، ذکر تجربه ای که خارجیها در مورد ترجمه پی درپی یک جمله به زبانهای مختلف کرده اند بی فایده نیست. اگر سخنی مثلاً به زبان فارسی باشد و کسی آن را به زبان عربی ترجمه کند، بعد ترکی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی و... تجربه کرده اند دیده اند از جمله اول یک ذره در جمله چهلم باقی نیست.
ممکن است بپرسید چرا انسان در بعضی مسائل، فهمیده یا نفهمیده باید متعبد باشد، مانند اخفات نماز ظهر؟ البته فلسفه دارد، تأمل بکن، اما هیچوقت فکر نکن که به خاطر فلسفه انجام می دهی؟ بلکه بگو انجام می دهم و سعی می کنم بیشتر بفهمم. نمازی که ابراهیم (ع) می خواند به صورت کف زدن نبود، تدریجا به این صورت بدعت در آمد. قرآن می گوید متولیان کعبه نمازشان بجز سوت کشیدن و کف زدن چیز دیگری نیست. عذاب الهی را بچشند به موجب کفر و عنادی که در مقابل حق و حقیقت داشتند.

جلسه 4: تفسیر آیات 36 تا 40 سوره انفال