فهرست کتاب


پرسشها و پاسخها

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

خبرگان، واجد مرتبه ای از شرایط رهبری

پس خبرگانی که رهبر را تعیین می کنند، باید خودشان مرتبه ای از شرایط رهبری را داشته باشند. البته باید حدّ نصابی را در نظر گرفت که عملاً قابل اجرا باشد، نه یک فرض ایده آلی که تحقق پیدا نکند. حتّی ممکن است در موقعیّتی رهبر فقیه تر از دیگران نباشد، امّا مجموع برآیند امتیازاتش از فقاهت، عدالت و مدیریت بیش از دیگران باشد. در زمان حضرت امام(ره) کسانی بودند که مقلِّد مراجع دیگری بودند و امام را اعلم نمی دانستند، اما در همان حال ایشان را رهبر واجب الاطاعة می دانستند، یعنی لااقل شرایط فقاهت را در او احراز کرده بودند و مجموعه شرایط رهبری - فقاهت، عدالت و مدیریت و آگاه بودن به مصالح جامعه - را در امام بیشتر می دیدند. البته اگر رهبر افقه و اتقی باشد و در مدیریت نیز بهترین باشد، بر دیگران ترجیح دارد؛ امّا اگر چنین فردی نداشتیم و شخصی در یکی از این شرایط در حدّ اعلا نبود، ولی مجموع مزایای سه گانه فقهی او از دیگران بیشتر بود، باید رهبر باشد. کسانی هم که او را تعیین می کنند، باید حدّ نصاب فقاهت، عدالت، مدیریت و آشنایی به مسائل سیاسی و اجتماعی را داشته باشند و در شرایط مذکور حداقل اجتهاد را داشته باشند.

اسلامی بودن، عالی ترین عنصر نظام

نکته دیگری که در آغازِ پاسخ، به آن اشاره رفت و اکنون به تفصیل آن می پردازیم، این است که - از نظر ما - سه شرط مذکور در ارزش، یکسان نیستند. ما معتقدیم آنچه عنصر اصلی نظام را تشکیل می دهد، اسلام است. مدیریت در همه کشورها هست. چنان نیست که در دیگر کشورها - که نظامشان اسلامی نیست - شخص اوّل مملکت مدیر نباشد. پس از این جهت امتیازی بر دیگران نداریم. امتیاز و صبغه ویژه کشور و نظام ما اسلامی بودن است؛ یعنی آنچه بیش از همه بر آن تأکید می کنیم اسلامی بودن نظام است. آنچه برای رهبر بیش از همه لازم است، فقاهت است؛ از این رو می گوییم: ولیّ فقیه، و نمی گوییم: ولیّ عادل؛ البته رهبر باید عادل نیز باشد. نمی گوییم ولیّ سیّاس، گرچه باید به سیاست آشنا باشد. پس تأکید ما بر کلمه فقیه، از آن روست که عنصر اصلی در نظام ما اسلام است و فقیه؛ یعنی اسلام شناس.
البته اشکال می کنند که اسلام علوم گوناگونی دارد و شما از فقیه به عنوان «اسلام شناس» نام می برید، در حالی که معنای اصطلاحی فقاهت، آشنایی به احکام فرعی است. پس با توجه به اینکه اسلام دربرگیرنده اعتقادات و کلام، فلسفه، تفسیر، علم حدیث و رجال هست، لازم است در میان خبرگان عده ای فیلسوف، مفسر و متکلّم نیز حضور یابند؛ همینطور سایر متخصصان در دیگر شاخه های علوم اسلامی. در پاسخ باید گفت:
آنچه در اجرای نظام اسلامی مؤثّر است، فقاهت است. اسلام بخشهای گوناگونی دارد؛ بخشی از آن مربوط به مسائل درونی و قلبی است که عبارت است از اعتقادات؛ بخشی از آن مربوط به مسائل خانوادگی است و بخشی مربوط به مسائل و عبادتهای فردی، مثل نجاست و طهارت، یا این که نماز چگونه باید خوانده شود. ضرورت ندارد ولیّ فقیه در همه آن بخشها اعلم باشد. آنچه شرط است این است که در احکام اجتماعی و سیاسیِ اسلام، رهبر از همه اعلم باشد، چون آشنایی او به احکام اجتماعی و سیاسی اسلام، به راهبری مردم و اداره جامعه، جهت می دهد. البته سایر بخشهای اسلام نیز مهمّ اند و فقاهت به معنای عام شامل آنها نیز می شود، اما آنچه به مناسبت حکم و موضوع در اینجا دخالت دارد، احکامِ فقهی اسلام، بخصوص مسائل سیاسی و اجتماعی است.
مژده به پویندگان راه حقیقت و راستی

خوانندگان گرامی!

با مطالعه این دفتر، گام نخست را در شناخت اندیشه تابناک سیاسی اسلام برداشتید؛ اطمینان داریم، با روح حقیقت جویی که در وجودتان هست به دنبال آشنایی هرچه بیشتر با آموزه های زلالِ دینی هستید. ما نیز این نوید را می دهیم که بزودی مجموعه دوم اندیشه سیاسی (شامل گفتگوهایی پیرامون ولایت فقیه، مجلس خبرگان و ...) و در پی آن بحث هایی در زمینه «آزادی» و «مبانی اعتقادی» را به محضرتان تقدیم کنیم.

انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)