فهرست کتاب


پرسشها و پاسخها

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

قداست، ضامن بقای نظام

تجربه نشان داده است مرجعیت و ولایت همواره مایه امید شیعیان در زمان غیبت بوده است. مرجعیت، پیوسته جامعه را از خطرات جدّی رهانیده است. اکنون دشمنان اسلام، پس از مطالعات روانشناسانه، رمز وحدت امت و پایداری نظام اسلامی را بخوبی شناخته اند؛ آنها دریافته اند قداستی که مردم برای رهبری و ولایت امر قائلند، نظام و انقلاب را بیمه کرده است، از این رو تمام تلاش و همّت خود را برای شکستن این قداست بکار گرفته اند، تا چنین وانمود کنند رهبر و مرجع در ردیف دیگر دولتمردان و یا حتی افراد عادی است. آنها چنین القا می کنند همان گونه که از وزیر، وکیل و یا یک شخصیت قضایی می توان انتقاد کرد، می توان از ولی فقیه انتقاد کرد!
البتّه ما نیز معتقد به جواز انتقاد از ولی فقیه هستیم، ولی با روش صحیحی که نشانه خیرخواهی و دلسوزی است. به هرحال زمانی که قداست رهبری شکسته شد، دیگر کسی امر او را مطاع نمی داند و عمل کردن به دستورهای او را وظیفه شرعی نمی شمرد و کسی کشته شدن در این راه را شهادت نمی داند. در این هنگام است که دشمن به تمام اهدافش رسیده است، زیرا در مواقع بحرانی دیگر کسی وجود ندارد که با یک فتوا توطئه ها را خنثی کند و کشور را نجات دهد.
کمی بیاندیشیم که شکستن این قداست به سود کیست؟ و القا کنندگان این شبهات در پی چه امری هستند؟!

فصل چهارم: خبرگان رهبری

1- آیا انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی - که با رأی مستقیم مردم انجام می شود - دارای ارزش و اعتبار بیشتری است؟
برای پاسخ به این پرسش باید معیار ارزش و اعتبار سازمانها و اشخاص در نظام سیاسی اسلامی را مورد توجه قرار داد. معیار اعتبار و مشروعیت در نظام سیاسی اسلام، انتساب به خداوند است. این انتساب در عصر غیبت با تأیید و تنفیذ ولی فقیه است. از این رو کسانی که انتخاب می شوند - چه مستقیم و چه غیر مستقیم - اگر میزان انتسابشان به خدا مساوی باشد، دارای اعتبار و ارزش یکسانند.
اگر مقصود از پرسش این باشد که برای انتخاب اصلح و اطمینان بیشتر در صحت تشخیص او، انتخاب مستقیم بهتر است، این گمان درست نیست، زیرا دست کم در مورد انتخاب رهبر - که مردم غیر مستقیم به او رأی می دهند - انتخاب غیر مستقیم بیشتر قابل اطمینان است، زیرا مردم، توسط گروهی از فقها (خبرگان) که از فقاهت بهره دارند. و آنها افراد شایسته را می شناسند، رهبر را انتخاب می کنند. این انتخاب، دقیقتر و مطمئن تر از انتخاب مستقیم است.

شیوه عقلایی شناسایی متخصص

مردم حتّی در زندگی روزمرّه خود وقتی می خواهند برای امر مهمّی تصمیم بگیرند و انتخابی را انجام دهند، برای اطمینان بیشتر در صلاحیت شخص انتخاب شده، کسانی را واسطه انتخاب خود قرار می دهند و یا با آنان مشورت می کنند، بویژه هنگامی که بخواهند بهترین متخصص را انتخاب کنند. در جمهوری اسلامی که هدف آن اداره جامعه با قوانین اسلامی است و اسلامیت نظام، فقط با ولی فقیه تضمین می گردد، راه معقول و قابل اعتماد برای انتخاب بهترین فقیهی که دارای ویژگی های رهبری است، انتخاب توسط فقیهانی است که فقها را می شناسند.
بدون تردید انتخاب بهترین قاضی، باید توسط قضات انجام گیرد، همچنان که استادان دانشگاه می توانند بهترین استاد را معرفی کنند چنانکه ما برای انتخاب بهترین متخصص جرّاح قلب، از مردم کوچه و بازار سؤال نمی کنیم، بلکه پرسش از متخصصان را بهترین راه انتخاب می دانیم. معرفی متخصصان واقع نمایی بیشتری دارد و بیشتر می توان به آن اعتماد کرد بنابراین، برای اطمینان بیشتر در صلاحیت رهبری، انتخاب وی توسط خبرگان از اعتبار بالاتری برخوردار است.
افزون بر اینکه فقهای عضو خبرگان، کمتر تحت تأثیر تبلیغات وجوسازی ها واقع می شوند. و در نتیجه در جوّ آرام و مطلوبی ولیّ فقیه را کشف و به مردم معرفی می کنند.
2- در قانون اساسی آمده است: اعضای شورای نگهبان از طرف رهبر تعیین می شوند و آنها صلاحیت کاندیداهای خبرگان رهبری را تأیید می کنند؛ بنابر این تعیین رهبر از سوی وی - با واسطه - انجام می شود، و این یک نوع «دَوْر» است!
این اشکال به گونه ای به تمام نظامهای دنیا وارد است. این اشکال را فیلسوفان سیاست در نظامهای دموکراتیک مطرح کرده اند. آنها می گویند: اگر بخواهید نظامی دمکراتیک به وجود بیاورید، تحقق نظام مذکور مستلزم آن است که بر اساس مقرراتی رأی گیری انجام شود. یعنی راهی جز رفراندم نیست؛ حال اگر بخواهید با اصول دموکراسی، انتخابات انجام گیرد، باید کسانی این انتخابات را طبق مقرراتی برگزار کنند در حالی که هنوز هیچ نهاد و دولتی اعتبار پیدا نکرده است! هر مقامی عهده دار این کار شود، معتبر نیست، و طبق هر مقرراتی این انتخابات انجام گیرد، اعتبار ندارد، زیرا طبق اصول دموکراسی، مشروعیت دولت و حکومت از رأی مردم به دست می آید.
جالب است بدانید که کشور سوئیس که مهد دموکراسی است و به صورت کنفدراسیون اداره می شود و از 24 کانتون تشکیل شده است؛ تا این اواخر در برخی کانتونهایش زنان حق رأی نداشتند. اخیراً قرار بود که از مردان برای شرکت زنان در انتخابات رأی گیری شود که آیا زنها حق رأی داشته باشند یا خیر. سؤال این است که مردها از کجا این حق را پیدا کرده اند که درباره حق رأی زنها اظهار نظر کنند.
طراحان نظام دموکراتیک این گونه اشکالات را منطقاً وارد می دانند ولی می گویند چاره ای نداریم و راه بهتری را نمی شناسیم. بنابر این، اشکال (دور) در نظامهای دموکراسی راه حلّی ندارد، زیرا تا مردم رأی ندهند، هیچ مقامی حق برگزاری انتخابات را ندارد و تا انتخابات صورت نگیرد، هیچ مقامی مشروعیت ندارد! این اشکال نظامهای دموکراتیک است.