فهرست کتاب


پرسشها و پاسخها

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

قداست، روح دین

روح دین را همین قداست تشکیل می دهد، به طوری که تمام ادیان الهی بر احترام گذاردن خاص به خداوند و هر چه و هر کس که به او منسوب است تأکید می ورزند، حتی مذاهب انحرافی نیز برای بت و خدایان قداست قائلند. روایات ما بر این مطلب تأکید دارد که «هل الایمان الّا الحبّ» آیا ایمان جز محبّت و دوستی امر دیگری است** کافی، جلد 2 ص 125، روایت 5.***؟ از این رو در اسلام اولین مرتبه قداست برای خدای تبارک و تعالی است و در مراتب بعدی هر کس به او نزدیکتر و دارای ارتباط بیشتر با اوست. پروردگار متعال به دلیل هستی مطلق، کمال مطلق و ... از برتری بی نظیری برخوردار است و طبیعی است از همه محبوتر و دوست داشتنی تر باشد، تا اندازه ای که باید در برابر او به خاک افتاد و پیشانی را بر زمین سایید. این سجده به دلیل همان قداست است. در مرتبه بعد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به دلیل بیشترین ارتباط با خداوند، دارای تقدس و احترام بیشتری است، تا آنجا که خداوند و فرشتگانش بر او درود می فرستند و از مؤمنان نیز می خواهند تا درود بفرستند** قرآن کریم سوره احزاب آیه 56.***. و شرع مقدس گذاردن دستِ بدون وضو را بر نام آن حضرت حرام می داند.
این قداست پس از خداوند، به پیامبر و جانشینان او یعنی امامان معصوم علیهم السلام - که از طرف خدا منصوب شده اند - گسترش می یابد. بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و زیارت حرم آنها همگی برخاسته از همین قداست است. در مراتب بعدی یعنی پس از امامان علیهم السلام این قداست به همه کسانی که به گونه ای به آنان منتسب اند، مانند سادات و مراجع و علمای دینی سرایت می کند. با اینکه بوسیدن دست و تواضع بیش از اندازه برای غیر خدا در اسلام نکوهش گردیده، ولی مواردی استثناء شده است، از جمله: «انه من ارید به رسول اللّه؛** بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 26، باب 100، روایت 25.
*** کسی که به جهت انتساب به پیامبر دستش را ببوسند.» یعنی این شخص از چنان عظمتی برخوردار است که به جای پیامبر صلی الله علیه و آله دست او را می بوسند. ولیّ فقیه گرچه معصوم نیست، ولی به دلیل انتسابش به امام معصوم علیه السلام و جانشینی وی مراتبی از همان قداست را داراست. آیا می شود کسی خدا را دوست بدارد، ولی پیامبرش را دوست ندارد؟! آیا می شود کسی پیامبر را دوست بدارد ولی به جانشینان او (امامان) علاقه نداشته باشد؟! و آیا می توان امام معصوم علیه السلام را دوست داشت، ولی جانشین او را گرامی نداشت؟
15- قداست ولی فقیه و مرجع دینی چه تأثیری در جامعه دارد؟
کیان شیعه و حیات آن در زمان غیبت؛ با همین قداست حفظ شده است. مردم در طول تاریخ برای مراجع خود احترام خاصّی قائل بوده اند. دشمنان نیز همواره از این قداست در هراس بوده اند، به طوری که همیشه از حکم جهاد مرجع دینی می ترسیده اند. باید دید که حکم جهاد یک مرجع پیر چه تأثیری در جامعه دارد. از آن رو که ولی فقیه از قداست ویژه ای برخوردار است و مردم او را نایب امام زمان می دانند، حاضرند همگی جان و مال و هستی خود را فدا کنند. فتوای تاریخی میرزای بزرگ در تحریم تنباکو، استعمار پیر انگلستان را شکست داد و کشور ایران را از بحران رهایی بخشید.
در عصر حاضر نیز همگی شاهد بودیم که چگونه امام خمینی (ره) انقلابی را رهبری کرد که حکومت 2500 ساله شاهنشاهی را ریشه کن ساخت و به جای آن جمهوری اسلامی را برقرار کرد. اگر قداست مرجعیت نبود، چه کسی حاضر بود خود را آماجگاه گلوله های دژخیمان شاه قرار دهد؟! اگر مردم حکم امام را حکم خدا و امام زمان نمی دانستند، چه کسی حاضر بود از لذتهای دنیا دست شسته و شب و روزش را در جبهه ها بگذراند و بهترین عزیزانش را در راه خدا فدا کند؟! اکنون می توان فهمید که چرا دشمنان اسلام از ولی فقیه و مرجعیت قداست زدایی می کنند؟!

قداست، ضامن بقای نظام

تجربه نشان داده است مرجعیت و ولایت همواره مایه امید شیعیان در زمان غیبت بوده است. مرجعیت، پیوسته جامعه را از خطرات جدّی رهانیده است. اکنون دشمنان اسلام، پس از مطالعات روانشناسانه، رمز وحدت امت و پایداری نظام اسلامی را بخوبی شناخته اند؛ آنها دریافته اند قداستی که مردم برای رهبری و ولایت امر قائلند، نظام و انقلاب را بیمه کرده است، از این رو تمام تلاش و همّت خود را برای شکستن این قداست بکار گرفته اند، تا چنین وانمود کنند رهبر و مرجع در ردیف دیگر دولتمردان و یا حتی افراد عادی است. آنها چنین القا می کنند همان گونه که از وزیر، وکیل و یا یک شخصیت قضایی می توان انتقاد کرد، می توان از ولی فقیه انتقاد کرد!
البتّه ما نیز معتقد به جواز انتقاد از ولی فقیه هستیم، ولی با روش صحیحی که نشانه خیرخواهی و دلسوزی است. به هرحال زمانی که قداست رهبری شکسته شد، دیگر کسی امر او را مطاع نمی داند و عمل کردن به دستورهای او را وظیفه شرعی نمی شمرد و کسی کشته شدن در این راه را شهادت نمی داند. در این هنگام است که دشمن به تمام اهدافش رسیده است، زیرا در مواقع بحرانی دیگر کسی وجود ندارد که با یک فتوا توطئه ها را خنثی کند و کشور را نجات دهد.
کمی بیاندیشیم که شکستن این قداست به سود کیست؟ و القا کنندگان این شبهات در پی چه امری هستند؟!

فصل چهارم: خبرگان رهبری

1- آیا انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی - که با رأی مستقیم مردم انجام می شود - دارای ارزش و اعتبار بیشتری است؟
برای پاسخ به این پرسش باید معیار ارزش و اعتبار سازمانها و اشخاص در نظام سیاسی اسلامی را مورد توجه قرار داد. معیار اعتبار و مشروعیت در نظام سیاسی اسلام، انتساب به خداوند است. این انتساب در عصر غیبت با تأیید و تنفیذ ولی فقیه است. از این رو کسانی که انتخاب می شوند - چه مستقیم و چه غیر مستقیم - اگر میزان انتسابشان به خدا مساوی باشد، دارای اعتبار و ارزش یکسانند.
اگر مقصود از پرسش این باشد که برای انتخاب اصلح و اطمینان بیشتر در صحت تشخیص او، انتخاب مستقیم بهتر است، این گمان درست نیست، زیرا دست کم در مورد انتخاب رهبر - که مردم غیر مستقیم به او رأی می دهند - انتخاب غیر مستقیم بیشتر قابل اطمینان است، زیرا مردم، توسط گروهی از فقها (خبرگان) که از فقاهت بهره دارند. و آنها افراد شایسته را می شناسند، رهبر را انتخاب می کنند. این انتخاب، دقیقتر و مطمئن تر از انتخاب مستقیم است.