امام در سنگر نماز (بیانات و خاطرات حضرت امام خمینی (ره) درباره نماز)

ستاد اقامه نماز

فصل دوم: بیانات

اهمیت نماز

در اسلام از نماز هیچ فریضه ای بالاتر نیست. چطور نماز را اینقدر سستی می کنید در آن؟ از نماز همه این مسائل پیدا می شود. شما پرونده هایی که در دادگستری ها در جاهای دیگر، دادگاه ها هست بروید ببینید. از نمازخوان ها ببینید پرونده هست آنجا؟ از بی نمازها پرونده هست. هر چه پرونده پیدا کنید، پرونده بی نمازها هست. نماز پشتوانه ملت است. سید الشهدا در همان ظهر عاشورا که جنگ بود و آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند، وقتی یکی از اصحاب گفت که ظهر شده است، فرمود که: (یاد من آوردید نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب کند). و ایستاد در همان جا نماز خواند. نگفت که ما می خواهیم جنگ بکنیم. خیر، جنگ را برای نماز کردند. امیر المومنین وقتی که یک مساله ای یک چیزی از او پرسیدند در همان بحبوحه جنگ ایستاد و جواب داد، (حالا... من شمشیر برای این می زنم). جنگ در اسلام یک چیز نیست که خودش یک مطلب باشد، یک چیزی باشد، طرحی باشد. جنگ برای این است که آن زباله هایی که هستند، آنهایی که مانع از پیاده شدن اسلام هستند، آنهایی که مانع از ترقی مسلمین هستند، آنها را از بین راه بردارند، مقصد این است که اسلام را پیاده کنند و با اسلام انسان درست کنند. نماز یک کارخانه انسان سازی است. فحشا و منکر را نماز، نماز خوب فحشا و منکر را از یک امتی بیرون می کند. اینهایی که در این مراکز فساد می گفتند: کشانده شده اند این ها این بی نمازها هستند. نماز خوان ها در مساجد هستند و مهیا هستند برای خدمت. مسجدها را خالی نکنید، تکلیف است امروز. امروز یک روزی است استثنایی، ما در یک مقطعی از عصر واقع شده ایم که استثنایی است. ما با ذکر خدا، با اسم خدا پیش بردیم و نماز بالاترین ذکر خداست.**بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات دانشگاه تهران 14/3/59، صحیفه نور، ج 12، ص 148.***
شیطان ها از نماز می ترسند از مسجد می ترسند.**بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات 14/3/59 صحیفه نور، ج 12، ص 149.***
در اخبار اهل بیت عصمت، علیهم السلام، سفارش درباره حفظ اوقات صلوات و اتیان آنها در اوقات فضیلت آنها بسیار وارد است، بلکه گاهی شود که تاخیر آنها از اوقات فضیلت بدون عذر موجب تضییع و باعث تهاون شود خصوصا اگر مداومت بر آن انسان بکند.**شرح چهل حدیث، ص 495.***
نماز زوال که مورد سفارش رسول اکرم، (صلی الله علیه و آله)، است مراد از آن نوافل نماز ظهر است چنانچه در روایات دیگر تصریح به آن شده**احادیث 1- 3، 6 از وسائل الشیعه، ج 3، ص 42- 44، (کتاب الصلاه)، باب 14 (از ابواب اعداد الفرائض) ***، و اهتمام بخصوص این نوافل، یا برای آن است که در خود آنها خصوصیت و اهمیتی است؛ و یا برای آن که از متعلقات صلاه وسطی هستند و موجب اتمام و قبول آن می باشند. و شاید که در این حدیث مراد خود نماز ظهر باشد که آن نماز وسطی است، به اعتبار آنکه در وسط نمازهای یومیه واقع است، و حق تعالی امر به حفظ آن و قیام به آن بالخصوص نموده در آیه شریفه حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی و قوموا لله قانتین**(نمازها و نماز میانه را نگاه دارید و با فروتنی برای خدا بپا خیزید) (بقره / 238). *** و مشهور بین فقهاء - رضوان الله علیهم - و اظهر آن است که صلاه وسطی، همان صلاه ظهر است و مزید اختصاص در بین نمازها دارد.
و اول نمازی است که حق تعالی بر آدم ابی البشر (علی نبینا و آله و علیه السلام)، فرو فرستاده توسط جبرئیل (ع).**شرح چهل حدیث، ص 494.***
مقصود رسول اکرم - (صلی الله علیه و آله)- از پنجاه رکعت نماز که می فرماید مطابق سنت من است نمازهای واجبی و نوافل آنهاست به استثنای دو رکعت بعد از عشاء که در حال نشسته خوانده می شود و یک رکعت محسوب می شود، که با آن نمازهای فریضه و نافله پنجاه و یک رکعت می شود. و شاید ترک ذکر رسول خدا، (صلی الله علیه و آله)، این رکعت را، برای این باشد که این پنجاه رکعت سنت موکد بوده. چنانچه دلالت کند بر این معنی روایت ابن ابی عمیر، قال: سالت ابا عبدالله، علیه السلام، عن أفضل ما جرت به السنه من الصلاه، قال: تمام الخمسین**(از ابو عبدالله (ع) درباره نیکوترین آیین نمازگزاران در سنت پیامبر پرسیدم. فرمودند: (آنکه هر پنجاه رکعت را بگذارد.) فروع کافی، ج 3، (ص) 443، (کتاب الصلاه)، (باب صلاه النوافل)، حدیث 4. *** و از بعض روایات استفاده شود که سیره رسول خدا، (صلی الله علیه و آله)، بر همین پنجاه رکعت جاری بوده**در وسائل الشیعه، ج 3، ص 31- 32، روایت معاویه بن عمار از امام صادق (ع)، حدیث 1، و روایت فضیل و فضل و بکیر از امام صادق، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 4. ***، گر چه از بعضی دیگر استفاده شود که حضرت، (عتمه) را بجا می آوردند**مراد از (عتمه) نافله عشاء است. و روایت حماد بن عثمان از امام صادق (ع) بر آن دلالت دارد. وسائل الشیعه، ج 3، ص 35، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 15. *** و شاید عدم ذکر آن و جریان سنت بر پنجاه رکعت، برای آن باشد که عتمه عوض نماز وتر است و خود استقلال ندارد. چنانچه روایت فضیل بن یسار دلالت بر آن دارد**وسائل الشیعه، ج 3، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، ص 31، حدیث 2*** و در روایت شریفه آنرا (وتر) تسمیه کردند**روایت زراره از امام باقر (ع)، وسائل الشیعه، ج 3، ص 70، (کتاب الصلوه)، (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، (باب 29) حدیث 1، و همچنین احادیث 2، 4، 5، 7. *** و در بعضی از روایات است که کسی که آن را به جا آورد و مرد، مرده است در صورتی که وتر را به جا آورده است**روایت ابوبصیر از امام صادق (ع). وسائل الشیعه، ج 3، ص 71، (کتاب الصلاه) باب 29 از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 8. ***. پس در حقیقت این دو رکعت نماز وتر است که برای خوف حادثه موت پیش از وقت خود باید به جا آورد، ولی وقتی وقت وتر رسید این کفایت از آن نکند. و در بعضی روایات است که این دو رکعت جزء نمازهای پنج گانه نبود، آن را زیاد نمودند برای تکمیل عدد و دو مقابل شدن نافله از فریضه**در حدیثی از امام رضا (ع) این مطلب نقل شده است. وسائل الشیعه، ج 3، ص 70، (کتاب الصلاه) (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، (باب 29)، حدیث 3. ***. و این احادیث با هم اختلاف مدلول ندارند، بلکه ممکن است افضل چیزی که سنت بر آن جاری است پنجاه رکعت باشد، و این دو رکعت سنت غیر موکده باشد و برای احتیاط حادثه موت و تتمیم عدد، جعل شده باشد. در هر صورت از برای نوافل یومیه فضیلت بسیار است. بلکه در بعضی از روایات ترک آنرا معصیت شمرده**تهذیب الاحکام، ج 2، ص 11، کتاب الصلوه باب 1، حدیث 23. *** و در بعض دیگر در این مقام فرموده: خداوند عذاب می کند بر ترک سنت**روایت حنان از امام صادق (ع) وسائل الشیعه، ج 3، ص 33، (کتاب الصلاه)، باب 13 از (ابواب اعداد الفرائض)، حدیث 6. ***. و در بعضی از روایات تعبیر به وجوب فرموده**مستدرک الوسائل، ج 3، ص 50 کتاب الصلوه، باب 12، حدیث 4و 5 *** و این از برای تاکید در اتیان آنهاست و زجر از ترک آنها. و سزاوار این است که انسان حتی الامکان آنها را ترک نکند. زیرا که به حسب روایات شریفه نکته جعل آنها برای اتمام فرایض و قبولی آنهاست**مانند روایت محمد بن مسلم از امام باقر (ع) و هشام بن سالم از امام صادق (ع). وسائل الشیعه، ج 3، ص 52، (کتاب الصلاه، باب 17، از (ابواب اعداد الفرائض). حدیث 2- 4 *** و در بعضی روایت می فرماید: (شیعیان ما (اهل) پنجاه و یک رکعت نماز هستند** عن ابی بصیر قال، قال الصادق (ع): شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد، و اهل الوفاء و الامانه، و اهل الزهد و العباده، و اصحاب الاحدی و خمسین رکعه فی الیوم و اللیله، القائمون باللیل، الصائمون بالنهار، یزکون اموالهم و یحجون البیت و یجتنبون کل محرم. (امام صادق (ع) به نقل از ابوبصیر فرمودند: شیعیان ما اهل پرهیزگاری و کوشش در عبادت و وفا و امانتداری و زهد و عبادت اند؛ در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می گذارند، شب بیدارند و روز را به روزه می گذرانند، زکات مالهایشان را می پردازند. و به زیارت خانه خدا می روند و از هر حرامی دوری می کنند) صفات الشیعه، حدیث اول، وسائل الشیعه، ج 3، ص 41، (کتاب الصلاه)، باب 13 از (ابواب اعداد الفرائض)، حدیث 26. ***.) و از آن حدیث ظاهر می شود که اصحاب اتیان آن هستند نه عقیده به آن، مقابل اهل سنت. چنانچه از حدیث (علائم مومن**حدیث امام عسکری (ع)، وسائل الشیعه، ج 3، ص 42، حدیث 29 ***) نیز همین ظاهر شود.**شرح چهل حدیث، ص 486 و 487.***
عبادات، هر چه مشقت داشته باشد، مرغوب است و (افضل الاعمال احمزها**(برترین کارها سخت ترین آنهاست.) بحار الانوار، ج 67، ص 191. (کتاب الایمان و الکفر) باب 53 ذیل حدیث 2. ***.) مثلا در زمستان سرد، شب از خواب ناز گذشتن و به عبادت حق تعالی قیام کردن، روح را بر قوای بدن چیره می کند و اراده را قوی می کند. و این در اول امر، اگر قدری مشکل و ناگوار باشد، کم کم پس از اقدام، زحمت کم می شود، و اطاعت بدن از نفس زیاد می شود. چنانچه می بینیم اهل آن بدون تکلف و زحمت قیام می کنند، و این که ما تنبلی می کنیم و بر ما مشکل و شاق است، برای آن است که اقدام نمی کنیم؛ و اگر چند مرتبه اقدام کنیم، کم کم زحمت مبدل به راحت می شود. بلکه اهل آن، التذاذ از آن می برند بیشتر از آن التذاذی که ما از مشتهیات دنیایی می بریم. پس به اقدام نفس عادی می شود (الخیر عاده.) و این عبادت چندین ثمره دارد. یکی آن که خود صورت عمل در آن عالم به قدری زیبا و جمیل است که نظیر آن در این عالم نیست، و از تصور آن عاجزیم. و دیگر آن که نفس، صاحب عزم و اقتدار می شود و این نتایج کثیره دارد که یکی از آنها را شنیدی. و دیگر آنکه انسان را کم کم مانوس با ذکر و فکر و عبادت می کند. شاید مجاز به حقیقت نزدیک کند انسان را، و توجه قلبی به مالک الملوک شود و محبت به جمال محبوب حقیقتی پیدا شود، و محبت قلب و تعلق آن از دنیا و آخرت کم گردد. شاید اگر جذبه ربوبی پیدا شود و حالتی دست دهد، نکته حقیقی عبادت و سر واقعی تذکر و تفکر حاصل آید، و هر دو عالم از نظر افتد و جلوه دوست، غبار دوربینی را از دل بزداید، و جز خدا کسی نمی داند که با همچو بنده ای خدا چه کرامت کند، و چنانچه در ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک و ترک مشتهیات، عزم، قوت گیرد، و انسان صاحب عزم و اراده شود، در معاصی طبیعت غلبه کند و عزم و اراده انسان ناقص شود.**شرح چهل حدیث، ص 126.***

آداب نماز

مقدمات نماز
بدان که مسواک نمودن، که در این حدیث شریف جناب رسول اکرم، (صلی الله علیه و آله) وصیت به آن فرمودند، یکی از آداب مستحبه شرعیه است مطلقا، و در مواقع خاصه موکد است؛ مثل قبل از وضو و نماز، و در وقت قرائت قرآن، و وقت سحر، و وقت برخاستن از خواب. و در اخبار شریفه سفارش بلیغ و تاکید تام درباره آن شده است، و از برای آن خواص و آثار بسیاری ذکر شده است؛ و ما به ذکر بعضی از آن این اوراق را متبرک می کنیم. کافی باسناده عن ابی عبدالله، علیه السلام، قال: فی السواک اثنتا عشره خصله: هو من السنه، و مطهره للفم، و مجلاه للبصر، و یرضی الرب، و یذهب بالبلغم، و یزید فی الحفظ، و یبیض الاسنان، و یضاعف الحسنات، و یذهب بالحفر، و یشد اللثه، و یشهی الطعام، و یفرح به الملائکه.**فروع کافی، ج 6، ص 495- 496، (کتاب الزی و التجمل)، (باب السواک)، حدیث 6. *** فرمود: (در مسواک دوازده خصلت است: از سنت رسول خداست؛ (چنانچه در اخبار کثیره است که مسواک از سنن پیغمبران است**خصال، ج 2، ص 449، باب 10، حدیث 51. ***) و پاکیزه کننده دهان است؛ و روشنی چشم را زیاد کند؛ و خدای تعالی را راضی می کند و بلغم مرا می برد؛ و حافظه را زیاد می کند؛ و دندان ها را سفید می نماید؛ و حسنات را مضاعف می کند؛ و بثورات و جوشهایی که در پی دندان است زائل می کند؛ و لثه ها را محکم می کند؛ و اشتهای به طعام (را) زیاد می کند ملائکه را خشنود و فرحناک می کند.) و در حدیث دیگر نیز قریب به این مضمون وارد است و این بثورات و قرحه ها، که در این حدیث شریف وارد است، عبارت است از جوشها و قرحه های کوچکی که در بن دندان ها پیدا شود، و چرکی سفید و متعفن در آن تولید می گردد که در وقت جویدن غذا آن بثورات منفجر شده و از آن چرکها مخلوط به غذا شده اسباب کثیری از امراض، از قبیل سوء هضم و غیره، گردد. و اطبا حاضر آن را (پیوره) گویند؛ و به آن خیلی اهمیت می دهند، حتی آنکه برای معالجه آن محتاج به کشیدن دندانها شوند. پس، انسان با قطع نظر از جهات غیبیه باطنیه، که اعظم آنها رضایت حق است، برای حفظ صحت و تنظیف نیز باشد، خوب است به آن مواظبت کند و به این سنت مستمره انبیا قیام کند. و در حدیث است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: (این قدر جبرئیل به من سفارش مسواک نمود که من بر دندانهای خود ترسیدم** عن ابی عبدالله (ع) قال قال رسول الله، (صلی الله علیه وآله): اوصانی جبرئیل، (علیه السلام)، بالسواک حتی خفت علی اسنانی. فروع کافی، ج 6، ص 496، (کتاب الزی و التجمل)، (باب السواک)، حدیث 8. ***) و فرمود: (اگر بواسطه مشقت نبود، من بر امت خود واجب می کردم مسواک را قبل از وضو و هر نمازی** قال رسول الله (ص): لولا ان اشق علی امتی، لامرتهم بالسواک مع کل صلاه. وسائل الشیعه، ج 1، ص 355، (کتاب الطهاره) باب 5 از (ابواب السواک) حدیث 3. ***) و جناب رسول اکرم، (صلی الله علیه و آله)، آب وضو و مسواک خود را (زیر) بالین سر مبارک می گذاشتند در شبها، و سر ظرف آب وضو را با چیزی می پوشاندند؛ و وقتی از خواب ناز بیدار می شدند، مسواک می کردند و وضو می گرفتند و چهار رکعت نماز می خواندند و می خوابیدند؛ و پس از آن بیدار می شدند و مسواک می کردند وضو می گرفتند و نماز می خواندند. جناب صادق، (علیه السلام) پس از ذکر این حدیث فرمود: شما نیز تأسی نیکو کنید به رسول خدا (صلی الله علیه و آله).)** عن ابی عبدالله (ع) قال: ان رسول الله (صلی الله علیه وآله)، کان اذا صلی العشاء الاخره، امر بوضوئه و سواک، فیوضع عند راسه مخمرا؛ فیرقد ما شاء الله؛ ثم یقوم فیستاک و یتوضا و یصلی اربع رکعات، ثم یرقد، ثم یقوم فیستاک و یتوضا و یصلی. ثم قال: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. وسائل الشیعه، ج 1، ص 356، (کتاب الطهاره) باب 6 از (ابواب السواک) حدیث 1*** و در حدیث است که دو رکعت نماز با مسواک افضل است از هفتاد رکعت بدون مسواک حتی آنکه مستحب است اگر انسان فراموش نمود مسواک را قبل از وضو بعد از آن به جا آورد و پس از آن سه مرتبه مضمضه کند** عن ابی عبدالله، عن ابائه (ع) قال قال رسول الله (ص): رکعتان بسوک افضل من سبعین رکعه بغیر سواک. عن معلی بن خنیس قال: سالت ابا عبدالله، (علیه السلام)، عن السواک بعد الوضوء فقال لا لستیاک قبل ان یتوضا. قلت: أرایت ان نسی حتی یتوضا قال: یستاک، ثم یتمضمض ثلاث مرات. بحار الانوار، ج 73، ص 132- 133، (کتاب الاداب و السنن)، (باب السواک و الحث علیه)، حدیث 32، 34. ***. و اخبار در این باب بسیار است؛ هر کس طالب است به کتب اصحاب مراجعه کند.**وسائل الشیعه، ج 1، ص 353- 355- 256، (کتاب الطهاره) باب 3، 5- 6.** ***شرح چهل حدیث، ص 508 و 509.***
در اخبار متواتره از طریق اهل بیت عصمت، (علیهم السلام) وارد است کیفیت وضوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که با یک غسله بوده**امام صادق (ع) فرمودند: و الله ما کان وضوء رسول الله الا مره مره. (به خدا سوگند، وضوی پیامبر جز آن نبود که بر هر عضوی یک بار آب می ریخت.) وسائل الشیعه، ح 1، ص 308، (کتاب الطهاره)، باب 31 از ابواب (وضو) حدیث 10 همچنین حدیث 11 و 12. ***. و از ضروریات فقه است اجزاء یک غرفه از برای وجه، و یک غرفه برای غسل دست راست، و یکی برای دست چپ. و اما با دو غرفه یا دو غسله محل خلاف است**در (غسله) دوم سه قول است؛ اکثر فقها حکم به استحباب آن کرده اند، و از برخی حکم به جواز و از برخی دیگر حکم به عدم جواز نقل شده است. ***حتی از صاحب وسائل استفاده شود فتوای به عدم جواز، یا تامل در عدم جواز**چنانچه در عنوان باب می فرماید: باب اجزاء الغرفه الواحده فی الوضوء و حکم الثانیه و الثالثه. وسائل الشیعه، ج 1، ص 306، (کتاب الطهاره)، باب 31. *** و از بعضی دیگر نقل خلاف شده است**ابن ادریس حلی قائل به عدم جواز شده است. مختلف الشیعه، ج 1، ص 282.*** گرچه جواز دو غسله نیز محل تامل نیست، و شهرت عظیمه**جواهر، ج 2، ص 266. *** و اخبار کثیره**وسائل الشیعه، ج 1، ص 273، (کتاب الطهاره) باب 15 از ابواب (وضو) حدیث 3. و نیز وسائل الشیعه، ج 1، ص 310، (کتاب الطهاره)، باب 31 از ابواب (وضو)، حدیث 28 - 29. *** دلالت بر استحباب آن دارد، لیکن بعید نیست افضلیت یک غسله، منتها غسله ای که شاداب کند محل را (ولیکن) با سه غسله یعنی سه دفعه شستن، به طوری که در هر دفعه موضع غسل را آب فرا گیرد، بلا اشکال بدعت و حرام و مبطل وضو است اگر بافضل آن مسح کند. و در اخبار اهل بیت، (علیهم السلام) وارد است که غسل سوم بدعت است، و هر بدعتی در آتش است**امام صادق (ع) فرمود: الوضو واحدة فرض، و اثنتان لا یؤجر، والثالث بدعه. (یک بار شستن واجب، و دو بار شستن کاری است بی پاداش، و سه بار شستن بدعت است.)) وسائل الشیعه، ج 1، ص 307، (کتاب الطهاره) باب 31 از (ابواب وضوء) حدیث 3، امام صادق (ع) از پیامبر نقل فرمود: کل بدعه ضلاله، و کل ضلاله فی النار، (هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش جای دارد) اصول کافی، ج 1، ص 73، (کتاب فضل علم)، (باب بدعتها و رای و قیاسها)، حدیث 12. ***.**شرح چهل حدیث، ص 402.***
اجزاء نماز
تکبیرة الاحرام
اینکه در حدیث شریف وارد است که (بر تو باد به بلند کردن دستها در نماز و برگرداندن و تقلیب نمودن آن) ظاهر آن است که رفع دست در وقت تکبیرات باشد. و مقصود از (تقلیب) آن محتمل است باطن کفها را به سوی قبله متوجه کردن باشد؛ چنانچه یکی از مستحبات، رفع دست است در وقت تکبیر، و شاید از رفع ید در این حدیث مقصود رفع در وقت قنوت باشد؛ و مقصود از تقلیب آن باشد که باطن کفها را به سوی آسمان قرار دهد؛ چنانچه فقها، رضوان الله علیهم، فتوا به استحباب آن دادند و در دلیل آن مناقشه کردند. گرچه بعد از سیره قطعیه متشرعه، به طوری که از قنوت گویی جز این ترتیب چیز دیگر نمی فهمند و به رفع یدین مطلقا هر طور اتفاق افتد کفایت نکنند، احتیاج به دلیل دیگر نیست. بالجمله، اظهر در این روایت شریفه احتمال اول است. و بدان که مشهور بین فقها، رضوان الله علیهم، استحباب رفع دست هاست در تکبیرات. و بعضی قائل به وجوب شدند بواسطه ظاهر بعضی اوامر و اخباری که در تفسیر آیه شریفه (فصل لربک وانحر) وارد شده، که این (نحر)ی که خدای تعالی به آن امر فرموده رفع دست است در وقت تکبیرات.**تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 683- 684، تفسیر سوره ((کوثر) حدیث 17- 19. *** ولی شواهد کثیره در اخبار است که دلالت بر استحباب آن می کند؛ مثل تعلیلاتی که وارد است در آنها، خصوصا روایت فضل بن شاذان از حضرت رضا،** عن الرضا (ع) قال: انما ترفع الیدان بالتکبیر لأن رفع الیدین ضرب من الابتهال و التبتل و التضرع؛ فاحب الله عزوجل ان یکون العبد فی وقت ذکره له متبتلا متضرعا مبتهلا. و لان فی رفع الیدین احضار النیه و اقبال القلب. وسائل الشیعه، ج 4، ص 727، (کتاب الصلاه)، باب 9، از (ابواب تکبیره الاحرام)، حدیث 11. *** سلام الله علیه، علاوه بر آنکه صحیحه علی بن جعفر** عن علی بن جعفر، عن اخیه، موسی بن جعفر (علیه السلام) قال قال: علی الامام ان یرفع یده فی الصلاه؛ لیس علی غیره أن یرفع یده فی الصلاه. (علی بن جعفر از برادرش، موسی بن جعفر (علیهما السلام) روایت کند که فرمودند (بر امام لازم است که دستش را در نماز بالا آورد؛ و غیر امام لازم نیست چنین کند.) وسائل الشیعه، ج 4 ص 726، (کتاب الصلوه)، باب 9 *** نص است در عدم وجوب. و این اخبار با قطع نظر از قرائن صارفه ظاهرند در وجوب. و طریق جمع. حمل بر استحباب است تحکیما للنص علی الظاهر. و آن روایت گرچه رفع ید را از غیر امام برداشته و ممکن است دعوی کرد که ظاهر آن است که متعرض حال امام و ماموم است و از فرادی ساکت است و منافات ندارد که رفع واجب باشد بر همه، ولکن رفع ید امام کفایت کند از مامومین؛ چنانچه قرائت امام مجزی است از قرائت آنان. و بنابر این احتمال، که اظهر احتمالات است در روایت، خدشه بعضی محققین متاخرین نیز وارد نشود که مستلزم حمل مطلق بر مقید شود؛ ولی مع ذلک، عدم قول به این تفصیل، و ذهاب مشهور قدیما و حدیثا، و قرائن خارجیه و داخلیه، مجالی برای بحث باقی نگذارد. و تا این اندازه از وظیفه این اوراق نیز خارج بود؛ ولی مع ذلک، که این رفع ید یکی از آداب مستحبه است، سزاوار نیست که انسان حتی المقدور آن را ترک کند؛ خصوصا در مثل چنین مستحباتی که در میان علما قول به وجوب هم دارد، که بنابراین احتیاط در دین هم اقتضا می کند که انسان آن را ترک کند.**شرح چهل حدیث، ص 504 و 505.***
شما ملاحظه بفرمائید که نماز که در راس همه عبادات واقع است. وضع نماز چطور است. با تکبیر شروع می شود و بعد هم با سه دفعه تکبیر به آخر می رسد و محتوای نماز هم تکبیر است و تسبیح است و تحمید.**بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیات دولت، شورای نگهبان، به مناسبت عید سعید فطر - 21/4/62، صحیفه نور، ج 18، ص 30.***
سجده
سجده کردن شیعه به تربت حسینی سجده برای خدا است همان طور که تمام مسلمین سجده بر خاک می کنند بی کم و کاست منتهی آنکه اینها ثواب سجده به تربت را بیشتر می دانند.**کشف الاسرار، ص 57.***
تشهد
اگر احترام به رسول خدا شرک است، پس اول مشرک خود پیامبر اکرم است و اول مشرک خدای تبارک و تعالی است که احترام پیغمبر را تا آنجا بالا برده است که در نماز اسم او هست و اگر نباشد در بعضی جاهایش، باطل می شود نماز. اگر بعد از شهادت یا فوت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) اگر بعد از فوت ایشان به نظر این آخوند**یکی از آخوندهای وهابی *** و دوستان نادان این آخوند وابسته به دربار احترام پیغمبر شرک است، پس در نماز که بعد از فوت رسول اکرم همه مسلمین می خوانند و سلام به رسول اکرم می دهند، همه مسلمین، حتی خود آخوند هم مشرک است اگر نماز بخواند.**بیانات امام خمینی در جمع فارغ التحصیلان و فرمانده آموزشگاه افسری ژاندارمری - 25/9/60، صحیفه نور، ج 15، ص 264.***
وساوس شیطانی
از اینها بدتر و فضیح تر وسوسه بعضی است در نیت نماز و (تکبیره الاحرام)؛ زیرا که در آن مرتکب چندین محرم می شوند و خود را از مقدسین محسوب می دارند و با این عمل برای خود مزیت قائل می شوند! در این نیت که تمام اعمال اختیاریه را بدون آن نمی توان اتیان کرد، و یکی از اموری است که لازمه اعمال اختیاریه است و انسان نمی تواند یکی از اعمال عبادیه یا غیر عبادیه را بدون آن اتیان کند، با این وصف، به اختلاف شیطنت آنها و تسلط شیطان بر آنها،از یک ساعت تا چند ساعت گاهی گرفتار حصول این امر ضروری الوجود هستند و آخرالامر حاصل نمی شود! آیا این امر را باید از خطرات شیطانیه و اعمال ابلیس لعین دانست که این بیچاره را افسار کرده و امر ضروری را بر آن مختفی نموده و او را مبتلا به محرمات کثیره، از قبیل قطع صلاه و ترک آن و گذشتن وقت آن نموده، یا از طهارت باطن و قدس و تقوا باید محسوب داشت؟ و از شئون وسوسه یکی اقتدا نکردن به کسانی است که به حکم نص و فتوا محکوم به عدالت هستند و ظاهر آنها صالح و به اعمال شرعیه مواظب هستند و باطن آنها را خداوند عالم است و تفتیش از آن لازم نیست، بلکه جایز نیست، با این وصف، شخص وسواسی را شیطان مهار می کند و در گوشه مسجد از جماعت مسلمین کناره گرفته فرادی نماز می خواند! و معطل می کند عمل خود را به اینکه شبهه می کنم، به دلم نمی چسبد! ولی در عین حال از امامت مضایقه ندارد! با آنکه کار امامت سخت تر و جای شبهه در آن بیشتر است، ولی چون موافق هوای نفس است در آن شبهه نمی کند! و از شئون وسوسه، که ابتلای به آن زیادتر است، وسوسه در قرائت است که به واسطه تکرار آن و تغلیظ در ادای حروف آن گاهی از قواعد تجویدیه خارج می شود؛ بلکه صورت کلمه بکلی تغییر می کند! مثلا (ضالین) را به طوری ادا می کند که به قاف شبیه می شود! و حاء (رحمن و رحیم) و غیر آنها را طوری در حلق می پیچد که تولید صوت عجیبی می کند! و بین حروف یک کلمه را منفصل می نماید به طوری که هیئت و ماده کلمه به هم می خورد و از صورت اصلی خود منسلخ می شود. بالاخره نمازی که معراج مومنین و مقرب متقین و عمود دین است از جمیع شئون معنویه و اسرار الهیه آن غفلت شده و به تجوید کلمات آن پرداخته، و در عین حال از تجوید کلمات سر به فساد آنها در آورده به طوری که به حسب ظاهر شرع نیز مجزی نخواهد بود. آیا با این وصف اینها از وساوس شیطان است، یا از فیوضات رحمن که شامل حال وسواسی مقدس نما شده است؟ این همه اخبار درباره حضور قلب علماً و عملاً فهمیده است همان وسوسه در نیت و کشیدن مد (و لا الضالین) را بیش از اندازه مقرره و کج نمودن چشم و دهان و غیر آن را در وقت ادای کلمات (است)!**شرح چهل حدیث، ص 403 و 404.***