امام در سنگر نماز (بیانات و خاطرات حضرت امام خمینی (ره) درباره نماز)

ستاد اقامه نماز

سفارش به فرزندان

وقتی بچه بودم، یک بار که امام مشغول نماز خواندن بودند، من هم رفتم پشت سر ایشان ایستادم و همان کارهایی را که ایشان می کردند، تکرار کردم. امام چند جلد کتاب کودکان که همان روبرو بود، برداشتند و به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق ایشان می رفتم، یا ایشان قدم می زدند و من ایشان را می دیدم، اول از من سوال می کردند: (نمازت را خوانده ای یا نه؟) اگر نمازم را خوانده بودم، می گفتند: (آفرین) و اگر هنوز نخوانده بودم، می گفتند: (بخوان) و نصیحتم می کردند و می گفتند: (نمازت را اول وقت بخوان.)
نوه امام
آن زمان که در مراسم نماز جمعه بمب گذاری کرده بودند، من هم در مراسم شرکت کرده بودم. مادرم و بقیه فامیل در خانه آقا بودند. چون خبری از من نشده بود، همه نگران شده بودند. وقتی وارد خانه شدم، دیدم مادرم معترضانه گفت: (تو چرا رفتی؟ تو که باردار بودی چرا رفتی؟ به خاطر بچه ات هم که شده نباید می رفتی.) این را هم بگویم که از قبل شایع شده بود که آن مراسم نماز را صدامیان یا بمباران می کنند و یا در آن بمب گذاری. نگرانی مادرم هم از این بابت بود. ولی آقا که سر میز نهار نشسته بودند، با خنده ای به من گفتند: (سالمی؟) و من تشکر کردم. ایشان آهسته در گوشم گفتند: (خیلی کار خوبی کردی که رفتی. خیلی ازت خوشم آمد که به چنین نمازی رفتی.)
زهرا اشراقی
احمد آقا**مرحوم حجه الاسلام و المسلمین حاج احمد خمینی که در سال 1373 رحلت فرمود. *** می فرمودند: (امام هیچ وقت به ما نگفتند نماز بخوانید، اما ما هم هیچ موقع نمازمان را ترک نکردیم.) حالا این چه جور حرکت و رفتاری است که در زندگی چنین تاثیری را می گذارد، نمی دانم. احمد آقا می فرمودند: (یک روز نماز ظهر و عصر را نخوانده بودم و از منزل بیرون آمدم، نه اینکه می خواستم نخوانم، نخیر! ولی بیرون آمدم. از قضا در آن لحظه در داخل کوچه با امام که از درس می آمدند، برخورد کردم. هنوز کمی به غروب آفتاب مانده بود. تا امام به من رسیدند، خیال کردم که به من می گویند که چرا نمازت را نخواندی؟ برگشتم و نمازم را خواندم.)
یوسف صانعی
امام خواندن نماز و اول وقت بودن نماز را خیلی به ما توصیه می کردند و می گفتند: (همیشه برای فقرا و تهیدستان دعا کنید و از خدا بخواهید که آن مردم را یاری کند.)
محمد تقی اشراقی
امام عقیده داشتند که پیش از رسیدن سن تکلیف باید کارهای خوب و بد و مسائل شرعی را به بچه ها گفت. گاهی که پسر هشت ساله ام را می دیدند، می گفتند: (نمازت را خوانده ای؟) من می گفتم: (آقا! او هنوز به سن تکلیف نرسیده است.) آقا می گفتند: (بچه ها قبل از سن تکلیف باید رو به نماز بایستند تا عادت کنند.) اما بعد از سن تکلیف، مگر کسی جرات می کرد بیدار باشد و نمازش را نخواند؟! امام نمی توانستند تحمل کنند که مکلف نمازش را قضا کند. البته برای بچه ها پیش نیامده بود. هر وقت که بچه ها را می دیدند، می پرسیدند: (نمازت را خوانده ای؟) اگر نخوانده بودند، جا نمازشان را می دادند و می گفتند: (برو و وضو بگیر و بیا نمازت را بخوان.) بعد از نماز نصیحت می کردند که: (ببین که اگر همین نماز را سر موقع می خواندی، چقدر بهتر بود. خدا هم خوشش می آید.)
فاطمه طباطبائی
یک روز امام داشتند توی حیاط راه می رفتند که من آمدم از کنارشان رد شوم. به من گفتند: (بیا اینجا). من رفتم پیش ایشان. به من گفتند: (نماز ظهر و عصرت را خواندی؟) گفتم: (نه) گفتند: (زود برو نمازت را بخوان که از ثوابش کم نشود. چون نماز اول وقت خیلی ثواب دارد.)
محمد تقی اشراقی
چند ماه پیش از ارتحالشان، ظاهرا به خانواده ما فرموده بودند: (ممکن است شما فرصت این را نداشته باشید که در آن لحظه اول وقت نماز بخوانید، یا وضعی داشته باشید که اول وقت نتوانید به نماز بایستید. اما همین که دلتان برای نماز اول وقت تپید، ثواب آن نصیبتان می شود.) این که گاهی اوقات دوستان و نزدیکان امام عنوان می کنند که ایشان در مورد مستحبات حساس بودند، همین است. چرا که استحباب نماز اول وقت، سبب گشایش روزی می شود و راه بهشت را برای انسان باز می کند.
محمود بروجردی
امام به جز در مسائل شرعی، در بقیه مسائل خیلی سخت گیری نمی کردند. ایشان همیشه مقید بودند که ما دستورات خدا را انجام دهیم تا بتوانیم از گناهان دور باشیم. کارهای دینی به ما دیکته نمی شد. در خانواده ما وقتی رفتار امام را می دیدیم، خود به خود به ما تاثیر می گذاشت و همیشه سعی می کردیم که مثل ایشان باشیم، ولو اینکه مثل ایشان نمی شدیم. از نظر تربیتی، خود ایشان برای ما یک الگو بودند. وقتی کاری را به ما می گفتند انجام ندهید و ما می دیدیم ایشان در عمرشان آن کار را نمی کنند، قهراً ما انجام نمی دادیم. مثلا به ما می گفتند: (باید نماز بخوانید) خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می گرفتند و مشغول نماز خواندن می شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازی کردن بودیم. یک مرتبه هم نیامدند صدا کنند که: (دخترها! بایستید برای نماز. بیایید، من ایستاده ام، پشت سر من یا خودتان نماز بخوانید.) ایشان تمام سال، اول اذان نماز می خواندند ولی یک بار هم به ما نگفتند که: (الان دست از کارتان بردارید، موقع اذان است، دست از بازی تان بردارید بایستید برای نماز.) ولی گفتند: (شما باید در طول این ساعت نماز بخوانید، وای به حال کسی که در طول این مدت نماز را نخواند، آن وقت اگر آن نماز را نخواند. باید از خانه بیرون برود.) یعنی اصلا اولاد آقا نباشد. این گونه با او برخورد می شد. صبح هم کسی را از خواب بیدار نمی کردند و می گفتند: (خودتان اگر بیدار می شوید، بلند شوید نماز بخوانید، اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصرتان نماز صبحتان را قضا بکنید.) زمستان هم که بلند می شدیم، می رفتیم لب حوض وضو بگیریم، اگر مثلا کمی آب گرم داشتند، می گفتند: (بیایید با این آب گرم وضو بگیرید.) و اگر نبود که هیچ. در مورد نماز با ما هیچ سختگیری نکردند. از این جهت هم الحمد لله اثر مطلوبی در فرزندانشان باقی گذاشتند. خاطره ای به یادم است. تازه مکلف شده و شب خوابیده بودم که آقا با اخوی**مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی فرزند امام که در سال 1356 در نجف اشرف رحلت فرمود. *** وارد شدند. خیلی سرحال و خوشحال بودند. از من پرسیدند: (آیا نماز خوانده ای؟) من فکر کردم چون الان آقا سر حالند، دیگر نماز خواندن من هم برایشان مسئله ای نیست. گفتم: (نه) ایشان به قدری تغییری حالت دادند و عصبانی شدند که ناراحتی سراسر وجودشان را فرا گرفت و من خیلی ناراحت شدم که چرا با حرف و عملم مجلس به آن شادی را تلخ کردم.
فریده مصطفوی
امام ما را کم نصیحت می کردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند. یعنی می گفتند: (بچه ها از هفت سالگی نماز بخوانند. بچه ها را وادار به نماز کن، تا وقتی نه ساله شدند، عادت کرده باشند.) من به ایشان گفتم: (تربیتهای دیگرشان با من، نمازشان با شما. شما بگو. من که می گویم، گوش نمی کنند.) خودشان مقید بودند و می پرسیدند. اما همین که بچه ها می گفتند: (خواندم) قبول می کردند و کنجکاوی نمی کردند. به طور کلی بچه های من اخلاق و ایمان را از امام دارند، اما سلیم بودن و سازگار بودن در زندگی با همسرانشان را از من دارند.
خدیجه ثقفی
همان اوایل ازدواج به خانم فرموده بودند: (من از تو می خواهم که واجبات را انجام دهی و سعی کنی که محرمات را انجام ندهی، ولی در مورد عرفیات مسئله ای نیست و آزاد هستی.)
صدیقه مصطفوی
امام بیشتر راجع به نماز و قرآن توصیه می کردند و می گفتند که: (بچه ها نماز خودشان را اول وقت بخوانند تا خداوند آنها را بیشتر دوست داشته باشد.) امام همیشه نمازشان را اول وقت می خواندند و هیچ موقع نمازشان را از اول وقت عقب نمی انداختند.
نوه امام

فصل دوم: بیانات

اهمیت نماز

در اسلام از نماز هیچ فریضه ای بالاتر نیست. چطور نماز را اینقدر سستی می کنید در آن؟ از نماز همه این مسائل پیدا می شود. شما پرونده هایی که در دادگستری ها در جاهای دیگر، دادگاه ها هست بروید ببینید. از نمازخوان ها ببینید پرونده هست آنجا؟ از بی نمازها پرونده هست. هر چه پرونده پیدا کنید، پرونده بی نمازها هست. نماز پشتوانه ملت است. سید الشهدا در همان ظهر عاشورا که جنگ بود و آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند، وقتی یکی از اصحاب گفت که ظهر شده است، فرمود که: (یاد من آوردید نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب کند). و ایستاد در همان جا نماز خواند. نگفت که ما می خواهیم جنگ بکنیم. خیر، جنگ را برای نماز کردند. امیر المومنین وقتی که یک مساله ای یک چیزی از او پرسیدند در همان بحبوحه جنگ ایستاد و جواب داد، (حالا... من شمشیر برای این می زنم). جنگ در اسلام یک چیز نیست که خودش یک مطلب باشد، یک چیزی باشد، طرحی باشد. جنگ برای این است که آن زباله هایی که هستند، آنهایی که مانع از پیاده شدن اسلام هستند، آنهایی که مانع از ترقی مسلمین هستند، آنها را از بین راه بردارند، مقصد این است که اسلام را پیاده کنند و با اسلام انسان درست کنند. نماز یک کارخانه انسان سازی است. فحشا و منکر را نماز، نماز خوب فحشا و منکر را از یک امتی بیرون می کند. اینهایی که در این مراکز فساد می گفتند: کشانده شده اند این ها این بی نمازها هستند. نماز خوان ها در مساجد هستند و مهیا هستند برای خدمت. مسجدها را خالی نکنید، تکلیف است امروز. امروز یک روزی است استثنایی، ما در یک مقطعی از عصر واقع شده ایم که استثنایی است. ما با ذکر خدا، با اسم خدا پیش بردیم و نماز بالاترین ذکر خداست.**بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات دانشگاه تهران 14/3/59، صحیفه نور، ج 12، ص 148.***
شیطان ها از نماز می ترسند از مسجد می ترسند.**بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات 14/3/59 صحیفه نور، ج 12، ص 149.***
در اخبار اهل بیت عصمت، علیهم السلام، سفارش درباره حفظ اوقات صلوات و اتیان آنها در اوقات فضیلت آنها بسیار وارد است، بلکه گاهی شود که تاخیر آنها از اوقات فضیلت بدون عذر موجب تضییع و باعث تهاون شود خصوصا اگر مداومت بر آن انسان بکند.**شرح چهل حدیث، ص 495.***
نماز زوال که مورد سفارش رسول اکرم، (صلی الله علیه و آله)، است مراد از آن نوافل نماز ظهر است چنانچه در روایات دیگر تصریح به آن شده**احادیث 1- 3، 6 از وسائل الشیعه، ج 3، ص 42- 44، (کتاب الصلاه)، باب 14 (از ابواب اعداد الفرائض) ***، و اهتمام بخصوص این نوافل، یا برای آن است که در خود آنها خصوصیت و اهمیتی است؛ و یا برای آن که از متعلقات صلاه وسطی هستند و موجب اتمام و قبول آن می باشند. و شاید که در این حدیث مراد خود نماز ظهر باشد که آن نماز وسطی است، به اعتبار آنکه در وسط نمازهای یومیه واقع است، و حق تعالی امر به حفظ آن و قیام به آن بالخصوص نموده در آیه شریفه حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی و قوموا لله قانتین**(نمازها و نماز میانه را نگاه دارید و با فروتنی برای خدا بپا خیزید) (بقره / 238). *** و مشهور بین فقهاء - رضوان الله علیهم - و اظهر آن است که صلاه وسطی، همان صلاه ظهر است و مزید اختصاص در بین نمازها دارد.
و اول نمازی است که حق تعالی بر آدم ابی البشر (علی نبینا و آله و علیه السلام)، فرو فرستاده توسط جبرئیل (ع).**شرح چهل حدیث، ص 494.***
مقصود رسول اکرم - (صلی الله علیه و آله)- از پنجاه رکعت نماز که می فرماید مطابق سنت من است نمازهای واجبی و نوافل آنهاست به استثنای دو رکعت بعد از عشاء که در حال نشسته خوانده می شود و یک رکعت محسوب می شود، که با آن نمازهای فریضه و نافله پنجاه و یک رکعت می شود. و شاید ترک ذکر رسول خدا، (صلی الله علیه و آله)، این رکعت را، برای این باشد که این پنجاه رکعت سنت موکد بوده. چنانچه دلالت کند بر این معنی روایت ابن ابی عمیر، قال: سالت ابا عبدالله، علیه السلام، عن أفضل ما جرت به السنه من الصلاه، قال: تمام الخمسین**(از ابو عبدالله (ع) درباره نیکوترین آیین نمازگزاران در سنت پیامبر پرسیدم. فرمودند: (آنکه هر پنجاه رکعت را بگذارد.) فروع کافی، ج 3، (ص) 443، (کتاب الصلاه)، (باب صلاه النوافل)، حدیث 4. *** و از بعض روایات استفاده شود که سیره رسول خدا، (صلی الله علیه و آله)، بر همین پنجاه رکعت جاری بوده**در وسائل الشیعه، ج 3، ص 31- 32، روایت معاویه بن عمار از امام صادق (ع)، حدیث 1، و روایت فضیل و فضل و بکیر از امام صادق، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 4. ***، گر چه از بعضی دیگر استفاده شود که حضرت، (عتمه) را بجا می آوردند**مراد از (عتمه) نافله عشاء است. و روایت حماد بن عثمان از امام صادق (ع) بر آن دلالت دارد. وسائل الشیعه، ج 3، ص 35، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 15. *** و شاید عدم ذکر آن و جریان سنت بر پنجاه رکعت، برای آن باشد که عتمه عوض نماز وتر است و خود استقلال ندارد. چنانچه روایت فضیل بن یسار دلالت بر آن دارد**وسائل الشیعه، ج 3، باب 13، از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، ص 31، حدیث 2*** و در روایت شریفه آنرا (وتر) تسمیه کردند**روایت زراره از امام باقر (ع)، وسائل الشیعه، ج 3، ص 70، (کتاب الصلوه)، (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، (باب 29) حدیث 1، و همچنین احادیث 2، 4، 5، 7. *** و در بعضی از روایات است که کسی که آن را به جا آورد و مرد، مرده است در صورتی که وتر را به جا آورده است**روایت ابوبصیر از امام صادق (ع). وسائل الشیعه، ج 3، ص 71، (کتاب الصلاه) باب 29 از (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، حدیث 8. ***. پس در حقیقت این دو رکعت نماز وتر است که برای خوف حادثه موت پیش از وقت خود باید به جا آورد، ولی وقتی وقت وتر رسید این کفایت از آن نکند. و در بعضی روایات است که این دو رکعت جزء نمازهای پنج گانه نبود، آن را زیاد نمودند برای تکمیل عدد و دو مقابل شدن نافله از فریضه**در حدیثی از امام رضا (ع) این مطلب نقل شده است. وسائل الشیعه، ج 3، ص 70، (کتاب الصلاه) (ابواب اعداد الفرائض و نوافلها)، (باب 29)، حدیث 3. ***. و این احادیث با هم اختلاف مدلول ندارند، بلکه ممکن است افضل چیزی که سنت بر آن جاری است پنجاه رکعت باشد، و این دو رکعت سنت غیر موکده باشد و برای احتیاط حادثه موت و تتمیم عدد، جعل شده باشد. در هر صورت از برای نوافل یومیه فضیلت بسیار است. بلکه در بعضی از روایات ترک آنرا معصیت شمرده**تهذیب الاحکام، ج 2، ص 11، کتاب الصلوه باب 1، حدیث 23. *** و در بعض دیگر در این مقام فرموده: خداوند عذاب می کند بر ترک سنت**روایت حنان از امام صادق (ع) وسائل الشیعه، ج 3، ص 33، (کتاب الصلاه)، باب 13 از (ابواب اعداد الفرائض)، حدیث 6. ***. و در بعضی از روایات تعبیر به وجوب فرموده**مستدرک الوسائل، ج 3، ص 50 کتاب الصلوه، باب 12، حدیث 4و 5 *** و این از برای تاکید در اتیان آنهاست و زجر از ترک آنها. و سزاوار این است که انسان حتی الامکان آنها را ترک نکند. زیرا که به حسب روایات شریفه نکته جعل آنها برای اتمام فرایض و قبولی آنهاست**مانند روایت محمد بن مسلم از امام باقر (ع) و هشام بن سالم از امام صادق (ع). وسائل الشیعه، ج 3، ص 52، (کتاب الصلاه، باب 17، از (ابواب اعداد الفرائض). حدیث 2- 4 *** و در بعضی روایت می فرماید: (شیعیان ما (اهل) پنجاه و یک رکعت نماز هستند** عن ابی بصیر قال، قال الصادق (ع): شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد، و اهل الوفاء و الامانه، و اهل الزهد و العباده، و اصحاب الاحدی و خمسین رکعه فی الیوم و اللیله، القائمون باللیل، الصائمون بالنهار، یزکون اموالهم و یحجون البیت و یجتنبون کل محرم. (امام صادق (ع) به نقل از ابوبصیر فرمودند: شیعیان ما اهل پرهیزگاری و کوشش در عبادت و وفا و امانتداری و زهد و عبادت اند؛ در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می گذارند، شب بیدارند و روز را به روزه می گذرانند، زکات مالهایشان را می پردازند. و به زیارت خانه خدا می روند و از هر حرامی دوری می کنند) صفات الشیعه، حدیث اول، وسائل الشیعه، ج 3، ص 41، (کتاب الصلاه)، باب 13 از (ابواب اعداد الفرائض)، حدیث 26. ***.) و از آن حدیث ظاهر می شود که اصحاب اتیان آن هستند نه عقیده به آن، مقابل اهل سنت. چنانچه از حدیث (علائم مومن**حدیث امام عسکری (ع)، وسائل الشیعه، ج 3، ص 42، حدیث 29 ***) نیز همین ظاهر شود.**شرح چهل حدیث، ص 486 و 487.***
عبادات، هر چه مشقت داشته باشد، مرغوب است و (افضل الاعمال احمزها**(برترین کارها سخت ترین آنهاست.) بحار الانوار، ج 67، ص 191. (کتاب الایمان و الکفر) باب 53 ذیل حدیث 2. ***.) مثلا در زمستان سرد، شب از خواب ناز گذشتن و به عبادت حق تعالی قیام کردن، روح را بر قوای بدن چیره می کند و اراده را قوی می کند. و این در اول امر، اگر قدری مشکل و ناگوار باشد، کم کم پس از اقدام، زحمت کم می شود، و اطاعت بدن از نفس زیاد می شود. چنانچه می بینیم اهل آن بدون تکلف و زحمت قیام می کنند، و این که ما تنبلی می کنیم و بر ما مشکل و شاق است، برای آن است که اقدام نمی کنیم؛ و اگر چند مرتبه اقدام کنیم، کم کم زحمت مبدل به راحت می شود. بلکه اهل آن، التذاذ از آن می برند بیشتر از آن التذاذی که ما از مشتهیات دنیایی می بریم. پس به اقدام نفس عادی می شود (الخیر عاده.) و این عبادت چندین ثمره دارد. یکی آن که خود صورت عمل در آن عالم به قدری زیبا و جمیل است که نظیر آن در این عالم نیست، و از تصور آن عاجزیم. و دیگر آن که نفس، صاحب عزم و اقتدار می شود و این نتایج کثیره دارد که یکی از آنها را شنیدی. و دیگر آنکه انسان را کم کم مانوس با ذکر و فکر و عبادت می کند. شاید مجاز به حقیقت نزدیک کند انسان را، و توجه قلبی به مالک الملوک شود و محبت به جمال محبوب حقیقتی پیدا شود، و محبت قلب و تعلق آن از دنیا و آخرت کم گردد. شاید اگر جذبه ربوبی پیدا شود و حالتی دست دهد، نکته حقیقی عبادت و سر واقعی تذکر و تفکر حاصل آید، و هر دو عالم از نظر افتد و جلوه دوست، غبار دوربینی را از دل بزداید، و جز خدا کسی نمی داند که با همچو بنده ای خدا چه کرامت کند، و چنانچه در ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک و ترک مشتهیات، عزم، قوت گیرد، و انسان صاحب عزم و اراده شود، در معاصی طبیعت غلبه کند و عزم و اراده انسان ناقص شود.**شرح چهل حدیث، ص 126.***