جوان در کلام نور

نویسنده : مرتضی روحانی

پیش گفتار

جوان تأثیر گذارترین عامل انسانی در جوامع بشری است و هر گونه تعالی و پیشرفت در ابعاد مادی و معنوی مرهون توانایی، آمادگی و استعدادهای جوانان یک جامعه است. یکی از سرمایه های هر مملکت نیروی انسانی آن است و مهم ترین نیروی انسانی هر کشور را نسل جوان آن کشور تشکیل می دهد. برای این که جوانان بتوانند دوران پرفراز و نشیب جوانی را به سلامت طی کنند و خود را از پرتگاه هایی که بر سر راهشان است محافظت کنند و از سوی دیگر از سرمایه ها و نیروهایی که در اختیار دارند حداکثر استفاده را ببرند باید بکوشند تا از نیروی جوانی در راه فراگرفتن علم و اخلاق استفاده کنند و خویشتن را انسانی شایسته بسازند و خود را برای یک زندگی آبرومند و پر افتخار مجهز سازند. لذا جوانان همواره موضوع اصلی مکتب تربیتی انبیای الهی بوده اند و انقلاب های انبیا، معمولاً با پشتیبانی این نسل به نتیجه رسیده است.
از دیدگاه معرفت دینی، انسان در سلوک معنوی، مسافری است دارای مبدأ و مقصد است: مبدأ او به تعبیری، عالم خاک و مقصدش عالم پاک و لقاء اللَّه است که بالاترین ارزش هستی است و راه رسیدن به آن با سه خطا همراه است. لذا جوان برا رسیدن به این مقصد باید از ره یافتگان واصل، سراغ مقصود را بگیرد تا به سلامت به مقصد برسد. در رتبه اول، انبیایند که هادی این خطه اند. در مرحله بعد ائمه که امامان به حق و پیشوایان دینی اند و در مرحله سوم، علما و دانشمندان و ره یافتگان این وادی؛ که خضر راه اند و در هر زمان، چون ستارگان درخشانی بر تارک حوزه های علمیه درخشیده اند که از جمله آنان، ستاره فروزان هدایت، حضرت امام درخشیده اند که از جمله آنان، ستاره فروزان هدایت، حضرت امام خمینی (ره) می باشد که رمز موفقیت ایشان در ایجاد بزرگ ترین تحول دینی معاصر بهره گیری از نسل جوان و کوشش و بیداری و تربیت آن ها بود. اما در این برهه از زمان، دشمن از راه دیگری با ما وارد جنگ شده است و آن تهاجم فرهنگی یا به تعبیر رساتر، شبیخون فرهنگی است که می خواهد مجاهدت ها و تلاش های علمی و معنوی امام (ره) را از بین ببرد و به تعبیر عالمانه و حکیمانه مقام معظم رهبری 7 حضرت آیت اللَّه العظمی امام خامنه ای -دامت برکاته -: (دشمنان تلاش می کنند، جوانانی را که امام آن ها را همانند گل، تربیت کرد از انقلاب بگیرند).
اینک بر ماست که رهنمودهای ارزنده و بیانات آن امام بزرگوار الهام بگیریم و در زندگی شخصی و اجتماعی خود به کار بندیم. این ستاره فروزان هدایت، عصاره یک عمر تلاش علمی و عملی خویش را در نکات ارزشمند و گرانبها به جوانان عرضه فرمودند که هر نکته، گنجی است از ذخایر ادب، عرفان، معرفت و مشعلی است فروزان فراسوی جوانان کشور اسلامی مان. لذا نگارنده با توجه به اهمیت رهنمودهای آن امام راحل به این قشر کثیر و عزیز کشورمان تصمیم گرفتم تا پس از بررسی آثار گران بهای حشرتش تا آن جا که توفیق الهی یاری داده، فرازهایی از بیانات و نوشتارهای آن عزیز سفر کرده را که درباره (جوان) بوده، یادداشت برداری کرده و تحت عنوان (جوان در کلام نور) در اختیار جوانان عزیز کشورمان قرار دهم. امید است جوانانی که کمتر توفیق درک زمان حضور آن حضرت را داشته اند، با مروری بر رهنمودهای آن امام راحل از این ذخیره الهی بهره گیرند و هم چنان استوار و امیدوار به فضل و نصرت پروردگار به خودسازی و جامعه سازی پرداخته در صحنه حاضر باشند.
ویژگی های این مجموعه:
1 - این مجموعه، در چهار بخش بر اساس رهنمودهای اخلاقی عرفانی و تربیتی تنظیم گردیده است:
بخش اول: جوانی، بهار تهذیب نفس
بخش دوم: جوان، روحانیت، اسلام
بخش سوم: جوان، فرهنگ، آزادی
بخش چهارم: آیین تربیت جوان
2 - برای آشنایی هر چه بیش تر نسل جوان با ابعاد شخصیتی حضرت امام خمینی، مهم ترین وقایع دوران زندگی از تولد تا رحلت، تحت عنوان (آشنایی با ستاره هدایت) در اول مجموعه، گنجانیده شده است.
3 - قابل ذکر است که عناوین و تیترهای انتخاب شده در این مجموعه یا عیناً بخشی از کلام امام راحل، یا مأخوذ از محتوای کلام ایشان است که توسط حقیر، گزینش شده است. لذا از خوانندگان محترم، خواهشمند است که در انتساب عناوین به امام این نکته را رعایت فرمایند.
4 - با توجه به این که مجموعه حاضر، از کتاب های مختلف حضرت امام گردآوری و تنظیم شده، بحمداللَّه سعی شده است که در اسناد کلام، از مجموعه (صحیفه نور) با مشخصات کامل مآخذ (تاریخ صدور پیام ها و سخنرانی ها و ذکر مناسبت ها و مخاطبین) در پاورقی به شکل مستند ارائه شود.
5 - برای این که مجموعه حاضر - ان شاءاللَّه - مؤثر واقع شود و در راه بهینه سازی ارتباطات درونی و بیرونی جوانان اثر کاربردی داشته باشد، در تنظیم عناوین فهرست تفصیلی و قسمت های منتخب داخلی هر یک از فصل ها ترتیب و توالی مورد نظر بوده است؛ لذا توصیه ما به خوانندگان گرامی آن است که در هنگام مطالعه، این نکته را رعایت فرمایند.
در پایان لازم است از فاضل ارجمند جناب حجت الاسلام مرتضی روحانی که کتاب حاضر با تلاش و همت ایشان فراهم آمده است تقدیر و تشکر نماییم. هم چنین ارج می نهیم هم کاری های بی دریغ همه عزیزانی را که به نحوی در تنظیم و ارایه این اثر سهیم بوده اند؛ به ویژه هم کاری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) در جهت بررسی و صدور مجوز برای این مجموعه، کتابخانه آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (ع)، بانک اطلاعات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه که در استخراج منابع و مدارک ما را یاری نمودند. از خداوند تبارک و تعالی توفیق روز افزون و خیر دنیا و آخرت را برای همه این عزیزان مسألت داریم.
انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

امام در نگاه رهبری

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
در هر نقطه جهان، هر گاه انسانی با دانش و خردمندی و اندیشه بلند یا با پرهیزگاری و پارسایی و ایمان استوار، یا با شهامت و دلیری و همت والا، یا با زیرکی و تیزبینی و پختگی سیاسی، قدم در میدان کاری بزرگ بگذارد و پایدار و صبور، هدف مقدسی را دنبال کند؛ بی تردید کشور و ملت خود و گاه بشریت را به افتخارات بزرگ و پیشرفت های ماندگار خواهد رسانید. همه کسانی که نامشان در فهرست نام آوران تاریخ قرار گرفته است به برخی از این ویژگی ها آراسته بوده اند.
اما نام آور بزرگ دوران معاصر؛ یعنی امام روح اللَّه خمینی، همه این ویژگی ها را با هم، آن هم در نصابی معمولاً دست نیافتنی و کم نظیر داشت. او دانشمندی پارسا و خردمندی پرهیزگار و حکیمی سیاستمدار و مؤمنی نو اندیش و عارفی شجاع و هوشمند و فرمانروایی عادل و مجاهدی فداکار بود. او فقیه و اصولی و فیلسوف و عارف و معلم اخلاف و ادیب و شاعر بود. برترین کرسی تدریس و فشرده ترین و گرم ترین مجمع علمی حوزه در طول سالیان دراز به او تعلق داشت.
در او، خصلت های برجسته خداداد، در آمیخته با آن چه او خود از معارف قرآنی آموخته و دل و جانش را به آن زیور داده بود، شخصیت عظیم و جذاب و تأثیر گذاری پدید آورده بود که هر یک از چهره های برجسته یک قرن اخیر جهان - که قرن رجال بزرگ و مصلحان نام آور دینی و سیاسی و اجتماعی است - در برابر آن، کم جاذبه و یک بعدی و کوچک به نظر می آمدند.
کاری که او بدان همت گماشت و با ایمان و توکل و تدبیر و صبر خود بدان دست یافت، نیز به همان اندازه، بزرگ و باور نکردنی و اعجاب انگیز بود.
شخصیت ممتاز و درخشان او در همه دوره های حیات سیاسی اش خیره کننده و منحصر به فرد بود. هم در آن روزی که از جایگاه مرجعیت دینی در قم، رژیم وابسته و فاسد پهلوی و حامیان مداخله گر آمریکایی آن را با نهیب پیامبرانه خود به مبارزه طلبید و ظلم و استبداد و زراندوزی و دین ستیزی شاه و دستیارانش را دستخوش طوفان خشم ملت ساخت و هم در آن هنگام که پس از مبارزه فشرده و پر محنت پانزده ساله، توانست با جهاد عظیم ملت ایران، نظام اسلامی را بر سر کار آورد و رژیم خائن و فاسد و بی کفایت را ریشه کن سازد.
در همه حال، او همین قله ایمان و شجاعت و فداکاری را در کنار ژرفای حکمت و تدبیر و خردمندی، در وجود گران بهای خود به نمایش نهاد.
او ایران را به درستی می شناخت. از سویی موقعیت حساس و تعیین کننده جغرافیایی و جغرافیای سیاسی آن، استعداد انباشته طبیعی و انسانی آن، دلبستگی ها و هدف ها و آرزوهای بزرگ آن، و از سویی تاریخ محنت بار صد و پنجاه سال اخیر آن، سلطه بیگانگان و غارتگران بر آن خیانت و فساد و خودکامگی خاندان پهلوی و هزار فامیل وابسته به آن، فقر و عقب ماندگی علمی و صنعتی و اخلاقی تحمیل شده بر آن... و برتر از همه، ملت بزرگ و ریشه دار و رشید و با ایمان آن.
با وضع جهان و ملت های استعمار شده و دولتهای مستکبر و نسل جوان حیرت زده و تشنه حقیقت؛ به ویژه وضع اسفبار کشورهای مسلمان و امت اسلامی نیز آشنا و به خاطر آن دردمند بود و مسأله غم بار فلسطین، روح با عظمت او را می آزرد.
احساس وظیفه دینی، او را وارد میدان مبارزه ای بزرگ و تاریخی کرد که هرگز بجز مردان استثنایی تاریخ در آن قدم ننهاده و بجز معدودی، از آن پیروز بیرون نیامده اند.
او به نجات ایران از چنگال رژیم فاسدی که عقب ماندگی و انحطاط و فقر اقتصادی، اخلاقی و علمی را بر آن تحمیل کرده بود می اندیشید و راه یگانه آن را بازگشت به اسلام و ایجاد نظام سیاسی اسلام در کشور و حکومت ارزش های الهی تشخیص داد.
با گشودن این راه، الگویی زنده در برابر است اسلامی نهاد و جریان تازه ای در دنیای اسلام پدیده آورده که احیای دوباره هویت اسلامی در میان مسلمانان، اولین محصول مبارک آن بود.
مبارزه خود را از قدم اول به کمک قشرهای وسیع مردم، با نام خدا آغاز کرد. با آنان سخن گفت و ایمان و عقل و همت آنان را به یاری طلبید. هرگز به سراغ احزاب و گروه های مدعی نرفت و غالباً به انگیزه های آنان با چشم تردید نگریست و از بند و بستها و بده بستانهای سیاسی آنان روی گردانید. با مردم، همیشه صادقانه و دلسوزانه سخن گفت و چون معلمی بصیر و راهنمایی بَلَد، در مسیر طولانی مبارزه، عقل و حکمت و معرفت خود را در اختیار راهروان نهاد.
هنگامی که مبارزه ملت ایران درمیان ناباوری جهانیان به پیروزی رسید و ملت ایران یک پارچه رهبری و زمامداری او را به جان پذیرفت او با رفتار و منش خود، بزرگ ترین تحول را در تاریخ سیاسی این کشور پدید آورد یعنی (سلطنت) را که حکومت مستبدانه ستمگران و دنیا خواران بود به (امامت) که نهاد حکومت خدایی و مردمی بندگان خدا است بدلیل کرد. اقتدار و صلابت خود را با عدل و دادگری مزیّن کرد، و تفوق همه خود را با عبودیت و خاکساری منور ساخت، و تمکّن و برخورداری را با زهد و پارسایی درمان کرد. راه خدا و بندگی خدا را لحظه ای رها نکرد و چون بار امانتی سنگین بر دوش داشت، مراقبت روح خود را مضاعف ساخت. سخن از دل برخاسته بر دوش داشت، مراقبت روح خود را مضاعف ساخت. سخن از دل برخاسته و دل ذاکر و خاشع و رفتار از دین الهام گرفته او، چشمه جوشانی از معرفت و حکمت و تدبیر الهی را بر فکر و ذهن ملت ایران که عاشق صفا و معنویت او بودند، جاری ساخت و دولت مردان و مسؤولان و آحاد مردم را برای مواجهه با انبوه دشمنی ها و دسیسه ها و حل کوه مشکلات تحمیلی، آماده و مجهز کرد.
دوران ده ساله حیات مبارک امام بزرگوار، دوران پیدایش نظام سیاسی اسلام و احیاء هویت اسلامی در مسلمانان جهان و افراشته شدن پرچم اسلام در کشور ما است. دوران استقلال و آزادی ایران و عزت و غرور ملی و خیزش بی سابقه ملت به سوی تعالی و ترقی است.
دوران شور انقلابی و شعور سیاسی و حرکت برای حفظ کشور و سازندگی آن است. دوران سربلندی ایران در عرصه جهان و تأثیر گذاری بر حوادث بین المللی است. دوران آغاز راهی نو در تاریخ کشور ما است. با ادامه آن، ایران اسلامی به تعالی مادی و معنوی دست خواهد یافت.
امام حکیم و خردمند، این راه را با نشانه هایی مشخص کرده است و آن را در ده ها مناسبت و در ضمن صدها رهنمود راهگشا، خطاب به مسؤؤلان کشور و همه ملت ایران، به روشنی نمایانده است.
این نشانه ها و رهنمودها امروز نیز به همان اندازه ارزشمند و متین و راهگشا است و دولت و ملت ایران برای عبور از مسیر پرفراز و نشیب خویش به سوی رستگاری و پیشرفت مادی و معنوی بدان نیازمندند.
با درود فراوان به روح بلند او، و شوق و سلام به آستان حضرت بقیة اللَّه، ارواحنا فداه -.
سید علی خامنه ای

آشنایی با ستاره هدایت

ولادت
در روز بیستم جمادی الثانی (روز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها) 1320 هجری قمری، مطابق با 30 شهریور ماه 1281 هجری شمسی در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر (س) روح اللَّه الموسوی پای برخاکدان طبیعت نهاد.
او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده اند.
پدر بزرگوار امام خمینی، مرحوم آیت اللَّه سید مصطفی موسوی از معاصران مرحوم آیت اللَّه العظمی میرزای شیرازی (ره)، پس از آن که سالیانی چند در نجف اشرف، علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود، به ایران بازگشت و در خمین ملجأ مردم و هادی آنان در امور دینی بود.
در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت (روح اللَّه) نمی گذشت، طاغوتیان و خوان های تحت حمایت حکومت وقت، ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگویی ها به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفته و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان وی برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دار الحکومه وقت) رهسپار شدند و برای اجرای عدالت اصرار ورزیدند، تا این که قاتل قصاص گردید.
دوران کودکی و نوجوانی امام
بدین ترتیب، امام از اوایل کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. دوران کودکی و نوجوانیرا تحت سرپرستی مادر مؤمنش (بانو هاجر) که از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیت اللَّه خوانساری بود و هم چنین نزد عمه مکرمش (صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حق جو بود سپری کرد؛ اما در سن 15 سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
تحصیلات امام
حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه را نزد معلمان و علمای منطقه و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت اللَّه سید مرتضی پسندیده، فرا گرفت و در سال 1298 ه.ش عازم حوزه علمیه اراک شد.
هجرت به قم
اندکی پس از هجرت آیت اللَّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی - رحمت اللَّه علیه - امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت، مراحل تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه علمیه قم طی کرد.
اساتید امام
ایشان ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمان و علمای منطقه، نظیر آقا میرزا محمود افتخار العلماء، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی، مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی، مرحوم آقا عباس اراکی و مرحوم آیت اللَّه سید مرتضی فرا گرفت.
مباحث پایانی کتاب مطوّل (در علم معانی و بیان) را نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی و تکمیل دروس سطح را نزد مرحوم آیت اللَّه سید محمد تقی خوانساری و بیشتر نزد مرحوم آیت اللَّه سید علی یثربی کاشانی و دروس خارج فقه و اصول را نزد زعیم حوزه علمیه قم آیت اللَّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی (ره) فرا گرفت. روح حساس و جستجوگر امام خمینی، باعث شد که به دیگر رشته های علمی نیز علاقمندانه روی آورد: ریاضیات و هیئت و فلسفه را نزد مرحوم حاج سید رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس، به اضافه علوم عرفانی را نزد مرحوم، آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی؛ عروض، قوافی ( قافیه ها)، فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم، آیت اللَّه حاج میرزا جواد ملکی تبریزی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم، آیت اللَّه آقا میرزا محمد علی شاه آبادی - اعلی اللَّه مقاماتهم - فرا گرفت.
تدریس امام
حضرت امام، سال های زیادی در حوزه علمیه قم به تدریس اشتغال داشت و به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه های فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، حاج ملا صادق، مسجد سلماسی و... همت گماشت. در حوزه علمیه نجف نیز قریب چهارده سال در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره) معارف اهل بیت و فقه را در عالی ترین سطوح تدریس نمود و در نجف بود که برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درس های ولایت فقیه، بیان کرد. از برکات سال ها تدریس امام خمینی، تربیت صدها عالم و فرزانه ای است که هر یک از آن ها اینک، روشنی بخش حوزه های دینیه اند و مجتهدان و فقیهان و عارفان برجسته و مطرح امروز حوزه علمیه قم و دیگر مراکز دینی، در زمره شاگردان مکتب آن حضرت می باشند و متفکرانی هم چون علامه شهید، استاد مطهری و شهید مظلوم آیت اللَّه دکتر بهشتی، افتخارشان این بود که سال ها از محضر آن عارف کامل فیض برده اند و امروز چهره ای درخشان روحانیانی که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را در مصادر امور کشوری رهبری می کنند، از تربیت یافتگان مکتب فقهی و سیاسی امام خمینی به شمار می روند.
امام خمینی در سنگر مبارزه و قیام
مبارزات ایشان از آغاز نوجوانی شروع شد و به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یک سو و اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در جوامع اسلامی از سوی دیگر، در اشکال مختلف ادامه یافت. در سال 1340 و 1341 ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی فرصتی پدید آورد تا ایشان در رهبری قیام روحانیان ایفای نقش کند و بدین ترتیب قیام سراسری روحانیان و ملت ایران در 15 خرداد 1342 آغاز شد.
قیام پانزده خرداد
ماه محرم 1342 که مصادف با خرداد بود فرا رسید. امام از این فرصت نهایت استفاده را در تحریک مردم به قیام، علیه رژیم مستبد شاه به عمل آورد.ایشان در عصر عاشورای سال 1342 در مدرسه فیضیه، نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد.
سخنان امام خمینی، چون پُتکی بر روح شاه که جنون قدرت و تکبر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد. شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست، جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر شدند و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه 15 خرداد 1342) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر کرده و به تهران برده و سپس به زندان قصر منتقل کردند و پس از 19 روز حبس در زندان قصر،به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد. امام در سلول انفرادی پادگان عشرت آباد نیز فرصت را از دست نداد و به مطالعه تاریخ معاصر و از آن جمله تاریخ مشروطیت ایران و کتابی از آثار جواهر لعل نِهرو پرداخت.
پس از دستگیری امام، اعتراض های گسترده ای از سوی روحانیان و قشرهای مختلف مردم در سراسر کشور آغاز شد و جملگی خواستار آزادی رهبر خویش شدند. رژیم نیز ناگزیر شد در 11 مرداد ماه 1342 امام را زا بازداشتگاه به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی، در منطقه داودیه تهران منتقل نماید. مردم تهران، به محض اطلاع از انتقال رهبر، به سمت داودیه سرازیر شدند. ساعاتی از ازدحام جمعیت نگذشت که رژیم ناگزیر از پراکندن جمعیت و محاصره علنی منزل، توسط نیروهای نظامی گردید. از پراکندن جمعیت و محاصره علنی منزل توسط نیروهای نظامی گردید.
عصر 11 مرداد، روزنامه های رژیم، خبری جعلی را مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساختند.
اطلاع از خبر و تکذیب آن برای امام ممکن نبود؛ اما علمای وقت با انتشار بیانیه هایی، هر گونه تفاهم را تکذیب کردند. پس از این وقایع، امام خمینی تحت نظارت مأموران رژیم، به منزلی در محله قیصریه تهران منتقل شد و تا روز آزادی و بازگشت به قم (18 فروردین سال 1343) در همین محل محاصره شده اقامت داشت.
رژیم شاه، در آغاز سال 1343 با این تصور که شدت عمل در ماجرای قیام 15 خرداد، مردم و مبارزان را وادار به سکوت کرده است، کوشش می کرد تا وقایع سال گذشته را فراموش شده جلوه دهد. در شامگاه 18 فروردین 1343 بدون اطلاع قبلی، امام خمینی آزاد و به قم منتقل می شود.
قیام امام خمینی علیه احیای کاپیتولاسیون و تبعید به ترکیه
شاه، تحت فشار آمریکا در انجام اصلاحات دیکته شده کاخ سفید مصمم بود. از این رو برداشتن موانع حقوقی و قانونی برای حضور نیروهای آمریکایی در ایران و تضمین امنیت و مطلق العنان بودن آنان شرط اولیه بود. بدین ترتیب احیای رژیم کاپیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع آمریکایی در ایران) در دستور کار قرار گرفت. تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط دو مجلس فرمایشی (سنا و شورا) تیر خلاصی بر استقلال نیم بند ایران بود. در این ماجرا، امام بر انجام رسالت تاریخی استقلال نیم بند ایران بود. در این ماجرا، امام بر انجام رسالت تاریخی خویش مصمم شد و به قیامی دوباره برخاست و دست به افشاگری زد و در روز 4 آبان (روز تولد شاه) یکی از ماندگارترین سخنرانی های خویش را در جمع کثیری از روحانیان و مردم قم و دیگر شهرها ایراد کرد. در همین سخنرانی بود که امام خمینی جمله معروف خود را بیان فرمود: (... آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر. اما امروز، سر و کار ما با این خبیث هاست، با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما... تمام گرفتاری ما از این آمریکاست تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از آمریکاست.)
با افشاگری امام علیه تصویب این لایحه، سحرگاه 13 آبان 1343 بار دیگر کماندوهای مسلح اعزامی از تهران، منزل امام در قم را محاصره کردند. حضرت امام بازداشت شد و به همراه نیروهای امنیتی، مستقیماً به فرودگاه مهرآباد اعزام گشت و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت نظارت مأمورین امنیتی و نظامی به سوی آنکارا پرواز کردند.
اقامت امام در ترکیه، 11 ماه طول کشید.
تبعید از ترکیه به عراق
روز 13 مهرماه 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان، آیت اللَّه حاج آقا مصطفی، از ترکیه به تبعیدگاه دوم، کشور عراق اعزام شدند. توضیح و شرح علل و انگیزه های تغییر محل تبعید، در این مختصر نمی گنجد؛ اما به طور خلاصه عبارت اند از:
1 - فشار مداوم جامعه مذهبی و حوزه های علمیه داخل و خارج و تلاش ها و تظاهرات دانشجویان مسلمان خارج کشور برای آزادی امام.
2 - تلاش رژیم شاه برای عادی جلوه دادن اوضاع و اقتدار و ثبات خویش، به منظور جلب حمایت بیشتر آمریکا.
3 - مشکلات امنیتی و روانی دولت ترکیه و افزایش فشارهای داخلی جامعه مذهبی ترکیه.
4 - و از همه مهم تر، تصور رژیم شاه از این که فضای ساکت و سیاست ستیز آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد؛ خود مانع بزرگی برای محدود نمودن فعالیت های امام خمینی خواهد بود.
و از همه مهم تر، تصور رژیم شاه از که فضای ساکت و سیاست ستیزِ آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد؛ خود مانع بزرگی برای محدود نمودن فعالیت های امام خمینی خواهد بود.
اقامت امام در نجف 13 سال طول کشید. امام در تمام این دوران با وجود دشواری های پدیده آمده، هیچ گاه دست از مبارزه نکشید و با سخنرانی ها و پیام های خویش، امید به پیروزی را دل دلها زنده نگاه می داشت.
هجرت از عراق به پاریس
در دیدار وزیران ایران و عراق در نیویورک، تصمیم به اخراج امام از عراق گرفته شد. روز 12 مهر 1357 امام نجف را به قصد کویت ترک گفت. دولت کویت با اشاره رژیم ایران، از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد.
امام پس از مشورت با فرزندشان، مرحوم حاج سید احمد خمینی تصمیم گرفت که به سمت پاریس هجرت کند و در روز 14 مهرماه 1357 وارد پاریس شدند. 2 روز بعد در منزل یکی از ایرانیان در نوفل لوشاتو (حومه پاریس) مستقر شدند.
در مدت اقامت 4 ماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو مهم ترین مرکز خبری در جهان بود و مصاحبه های متعدد و دیدارهای مختلف امام دیدگاه های ایشان را در زمینه حکومت اسلامی و هدف های آتی نهضت برای جهانیان بازگو می کرد.
بازگشت به ایران، پس از 14 سال تبعید
سرانجام امام خمینی، بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد.
سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی
بدین ترتیب آخرین مقاومت های رژیم شاه در هم شکسته شد و در صبح دم 22 بهمن، خورشید پیروزی نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی و پایان سلطنت شاهان ستمگر در ایران طلوع کرد.
تشکیل حکومت اسلامی و جبهه گیری دولت های استعماری
تحقق وعده های امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران حادثه ای داخلی برای تغییر یک رژیم سیاسی نبود، بلکه همان گونه که بسیاری از دولت مردان آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی در خاطرات خویش از آن روزها تعبیر کرده اند، (انقلاب از دیدگاه آنان زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود.)** اسناد لانه جاسوسی آمریکا در ایران، ترجمه و نتظیم از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، تهران***
با به ثمر نشستن انقلاب، آمریکا مطلوب ترین منطقه را از دست داد و پیام انقلاب مسلمانان جهان را بیدار کرد و...و چنین بود که از آغاز 22 بهمن 57 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد.
اتفاق های مهم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
1- تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران، به دست دانشجویان پیرو خط امام (انقلاب دوم)
2- جنگ تحمیلی و دفاع 8 ساله امام و ملت ایران
3- پیش بینی فروپاشی قطب مارکسیستی جهان، در پیام امام خمینی به گورباچف (رهبر اتحاد جماهیر شوری سابق)
4- دفاع از پیامبر اسلام و ارزش های دینی؛ آخرین رویارویی امام خمینی با غرب و حکم ارتداد سلمان رشدی (لعنة الله علیه)
5- شهادت مظلومانه حجاج بیت الله الحرام در کنار خانه خدا در مراسم حج سال 1366
6- پذیرش قطع نامه 598 شورای امنیت، از سوی ایران در سال 1367
7- برکناری قائم مقام رهبری، از سوی اما خمینی در تاریخ 688/1/
رحلت امام خمینی؛ وصال یار، فراق یاران
شگفت آن که، امام در یکی از غزلیاتش که چند سال قبل از رحلت سروده است می گوید:
سال ها می گذرد حادثه ها می آید - انتظار فرج از نیمه خرداد کشم** دیوان امام خمینی، 147، انتظار.***
اینک، آن لحظه در میانه خرداد سال 68 فرا رسیده است.
از چند روز قبل، مردم در جریان خبر بیماری امام گرفته بودند.
حقیقتاً وضع روحی مردم، در این ایام و مراسم دعا و نیایشی که در هر کوی و برزن، خانه، مسجد و تکیه در سراسر کشور و در بین علاقه مندان امام در خارج از کشور برگزار بود، قابل توصیف نیست. چشم ها اشکبار و دلها رو به جماران بود. ساعت ها به کندی می گذشت و ایران یک پارچه دعا بود. تیم پزشکی آنچه که در توان داشت به کار گرفت ؛ اما فرمان خدا، امر دیگری را تقدیر کرده بود: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة.** فجر آیه 28 و 27
(تو ای آرام یافته) به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است. مترجم: آیت الله مکارم شیرازی ***
ساعت 20:22 بعدازظهر روز شنبه، 13 خرداد ماه 1368 لحظه وصال بود.
قلبی از کار ایستاد که میلیون ها قلب را به نور خدا و معنویت احیا کرده بود. بدین ترتیب، امام در سن 87 سالگی دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءالله پیوست.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.** حدیث بیداری (نگاهی به زندگی نامه آرمانی، علمی و سیاسی امام خمینی از تولد تا رحلت، حمید انصاری، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهاردهم، سال 1378، با اندکی تصرف و تخلص)***