فلسفه اخلاق

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه:

صفحه: (9)
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب حاضر مشتمل بر دوازده جلسه سخنرانی متفکر شهید استاد مرتضی مطهری پیرامون (فلسفه اخلاق) و دارای دو بخش است. بخش اول که قسمت اعظم کتاب را تشکیل می دهد متشکل از نه سخنرانی استاد در سال 1351 شمسی در مسجد اراک (تهران می باشد که البته در اصل ده سخنرانی بوده و متأسفانه نوار سخنرانی اول در دست نیست، ولی این امر لطمه ای به بحث وارد نمی کند زیرا در جلسه دوم، استاد شهید خلاصه ای از بحث جلسه اول را بازگو نموده اند. بخش دوم که (ضمیمه) نام گرفته است متشکل از سه سخنرانی استاد می باشد که در زمانها و مکانهای مختلف ایراد شده اند. تاریخ دقیق و محل سخنرانی اول یعنی (اخلاق کمونیستی) مشخص نیست ولی آنچه مسلم است این سخنرانی در اواخر حیات استاد انجام گرفته است. سخنرانی دوم (مسئله خودی در اخلاق) نام دارد که در حدود سال 1339 در دانشسرای عالی تهران ایراد شده و البته نوار آن در دست نیست و تنظیم آن از روی متنی که در همان زمان از نوار استخراج شده و در اختیار استاد قرار گرفته صورت پذیر است. (معیار فعل اخلاقی) گفتار سوم این بخش و آخرین گفتار کتاب می باشد که در اواخر حیات استاد و در جمع طلاب علوم دینی ایراد شده است و البته اوائل این بحث که در تعریف فعل طبیعی اخلاقی می باشد - می تواند تا حدی نبود اولین گفتار بخش اول را جبران نماید
صفحه: (10)
در اینجا ذکر چند نکته را لازم می دانیم:
1- کتاب حاضر صرفاً حاوی بحث پیرامون اخلاق نظری نمی باشد بلکه شامل مطالب جاذب و نافذی درباره اخلاق عمل نیز هست و توأم بودن اخلاق نظری و اخلاق عملی در این کتاب از امتیازات مهم آن است.
2- در پایان اکثر سخنرانیها استاد شهید به جهت موقعیت زمانی ذکر مصیبت کرده اند که بی ارتباط با موضوع بحث نیز نمی باشد. این ذکر مصیبتها حذف نگردیده اند.
3- عناوین گفتارها - غیر از گفتارهای دهم و یازدهم از تنظیم کننده می باشد.
4- استاد شهید یادداشتهای نسبتاً زیادی پیرامون فلسفه اخلاق و اخلاق اسلامی دارند که به فضل خدا در سلسله یادداشتها به چاپ خواهند رسید.
5- قبلاً کتابی تحت عنوان (فلسفه اخلاق) به نام استاد شهید توسط واحد فرهنگی یکی از بنیادها بدون کسب اجازه از مسؤولین امر منتشر شده است. در تنظیم کتاب مذکور دقت لازم به کار نرفته و تنظیم کننده، مطالب استاد را به قلم خود درآورده و اصالت کلام استاد را از بین برده است و به علاوه کتاب مذکور فاقد دو گفتار آخر کتاب حاضر است. لهذا کتاب مذکور فاقد اعتبار است.
فرصت را مغتنم شمرده به اطلاع علاقمندان آثار استاد شهید می رساند: همچنین است وضع کتابهای (فطرت ) و (توحید) که از سوی یکی از انجمنهای اسلامی و نیز کتاب (شناخت) که از سوی یکی از ناشران غیر مسؤول، به نام استاد منتشر شده اند و (شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید) مشغول تدوین متن صحیح و کامل کتابهای مذکور می باشد که در آینده نزدیک به یاری خدا منتشر خواهند شد، و البته با اقداماتی که به عمل آمده از این پس شاهد اینگونه بی نظمیها در نشر آثار استاد شهید نخواهیم بود. از خدای متعال توفیق بیشتر مسئلت داریم
1/2/66
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مرتضی مطهری
صفحه: (11)

جلسه اول: فعل طبیعی و فعل اخلاقی

صفحه: (12)
بسم الله الرحمن الرحیم
(الحمدلله رب العالمین باری الخلائق اجمعین والصلوه والسلام علی عبدالله و رسوله و حبیبه و صفیه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:
(خذ العقو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین.) **سوره اعراف، آیه 199.*** قبلاً عرض کردیم که پاره ای از افعال انسانی (اخلاقی) نامیده می شود در مقابل افعال عادی و طبیعی. این سؤال پیش می آید که اخلاق و معنی اخلاقی بودن یک فعل چیست؟ چگونه است که یک کار انسان، اخلاقی نامیده می شود؟ و عرض کردیم که اگر چه ابتدا به نظر می رسد که این سؤال، سؤال خیلی ساده ای است و جواب آسانی دارد، ولی وقتی که عمیقاً وارد این مطلب می شویم می بینیم جواب این سؤال که راز اخلاقی بودن چیست، به این سادگیها نیست، بلکه از مشکل ترین مسائل فکری و پیچیده ترین مسائل فلسفی بشر است و از چند هزار سال پیش تا امروز هنوز فلاسفه جهان توافق نظری روی آن پیدا نکرده اند. ما به جای اینکه اول ملاکهای اخلاقی بودن را در مکتبهای اخلاقی بیان بکنیم و مثلا بگوئیم افلاطون درباره ملاک اخلاقی بودن چه گفته است، ارسطو چه گفته است، اپیکور چه گفته است، غزالی چه گفته است، در دنیای جدید، فلاسفه اروپا هر کدام چه گفته اند، به جای اینها اول موارد ساده بسیار روشنش را ذکر می کنیم بعد به تفسیر می پردازیم، زیرا قبل از آنکه موارد فعل اخلاقی روشن بشود، تفسیر کردن چندان صواب نیست. قبلا از موارد مسلم فعل اخلاقی، مثالهایی از (ایثار) یعنی غیر را بر خود مقدم داشتن، زحمت خود و آسایش دیگران را طلبیدن، در قالب تاریخچه هایی از خارج و داخل دنیای اسلام، و مثالهایی هم از یک مورد دیگر اخلاقیات یعنی همدردی با دردمندان ذکر کنیم. اکنون باز می خواهیم به مثالهای دیگری در این مورد بپردازیم. همه برای این است که می خواهیم موضوع کاملا روشن بشود. و قبل از ذکر مثالها، برای اینکه شما به اهمیت این موضوع پی ببرید لازم است مطلبی را عرض کنم.

ارزش کار اخلاقی

کارهایی که ما به آنها می گوئیم کار اخلاقی، می بینیم فرقشان با کار عادی این است که قابل ستایش و آفرین و تحسین اند. به عبارت دیگر بشر برای این گونه کارها ارزش قائل است. تفاوت کار اخلاقی با کار طبیعی در این است که کار اخلاقی در وجدان هر بشری دارای ارزش است یعنی یک کار ارزشمند و گرانبها است و بشر برای خود این کار، قیمت قائل است. آن قیمتی هم که برایش قائل است نه از نوع قیمت و ارزشی است که برای کار یک کارگر قائل است که ارزش مادی به اصطلاح ایجاد می کند و استحقاق مبلغی پول یا کالا در مقابل کار خودش پیدا می کند، بلکه یک نوع ارزش مافوق این ارزشهاست که با پول و کالای مادی قابل تقویم نیست. آن سربازی که جان خودش را فدای دیگران می کند، کارش کار با ارزشی است ولی ارزش آن از نوع ارزشهای مادی نیست که مثلاً بگوئیم فلان عمله کارش ساعتی بیست و پنج تومان ارزش دارد، معمار هشتاد تومان، مهندس صدوپنجاه تومان، آن دیگری پانصد تومان، و خیلی بالا باشد، مثلاً می گویند فلان کس آمد چاه نفت را خاموش کرد و برای هر ساعت کارش پنج هزار تومان ارزش قائل بوند، بالاخره قابل تقویم به ارزشهای مادی است.
کارهای اخلاقی، در ذهن و وجدان بشر دارای ارزش و قیمت است، گرانبها است ولی نوع ارزشش با ارزشهای مادی مقیاس را هر اندازه بالا بگیرید - متفاوت است. آن یک ارزش دیگری است، ارزشی است مافوق ارزشهای مادی. قضایایی که از علی علیه السلام نقل کردیم، قابل این نیست که بگوئیم این کار علی را حساب بکنید ببینید چند میلیون تومان یا چند میلیارد دلار قیمت دارد. این با تومان و دلار قابل تقویم نیست. البته ارزش و قیمت دارد ولی نوع ارزش اساساً با این ارزشها متفاوت است.
بعد از آنکه ثابت شد که در میان کارهای انسان یک سلسله کارها هست دارای ارزش و قیمت، آن هم نوعی ارزش که با ارزشهای مادی متفاوت است، قهراً این سؤال پیش می آید که توجیه این ارزشها چگونه است؟ یعنی با چه فلسفه ای، با چه مکتبی می توانیم این ارزشها و قیمتها را برای کارهای اخلاقی بشر توجیه بکنیم؟ به عبارت دیگر کدام مکتب می تواند ارزش اخلاقی کار بشر را تفسیر و توجیه و تأیید کند؟ آیا همه مکتبها قادرند این گونه کارها را توجیه کنند؟ خود مکتب قادر است؟ همه مکتبها قادر نیستند. اکنون نمی خواهم این مطلب را بسط بدهم. این را عرض کردم برای اینکه از حالا ذهن شما آماده باشد برای این مطلب که ارزشهای اخلاقی را کدام مکتب از مکتبها می تواند توجیه کند، و کدام مکتب قادر به توجیه نیست؟ مکتبهایی که قادر به توجیه نیستند بعضی صراحت دارند، به روی خودشان می آورند، خجالت هم نمی کشند، انکار می کنند می گویند: (اصلاً (اخلاق) حرف مفت است، کار اخلاقی انجام دادن از ساده دلی است، آدم عاقل دنبال کار اخلاقی نمی رود، دنبال خوشی و لذت می رود. جز سود و لذت هیچ چیز دیگری در عالم منطقی نیست). باز این خوب است، بالاخره می گوید من مکتبی دارم که نتیجه اش همین است. ولی پاره ای از مکتبها، جهان بینی شان، فلسفه و اساس فکرشان همین نتیجه را می دهد یعنی به همین جا می رسد اما به روی خودشان نمی آورند بلکه برعکس، می گویند: ما هم به ارزشهای اخلاقی قائل هستیم و برای انسانیت ارزش قائلیم. ولی با کدام مکتب؟! اینها با آن اساسی که تو چیدی جور درنمی آید. به هر حال ما بعداً روی این مطلب بحث می کنیم.
حال می پردازیم به مثالهای دیگر برای اخلاقی بودن بعضی از کارها.
صفحه: (16)