داستانهایی پیرامون نماز

نویسنده : محمود علی محمدلو

مقدمه

بشر، میل و علاقه زیادی به شنیدن و خواندن داستان دارد و این اشتیاق، در نهاد هر انسانی وجود دارد. البته این میل و علاقه از دوران کودکی و نوجوانی شروع می شود. قرآن کریم نیز گاهی مطالب اخلاقی و تربیتی را در قالب داستان بیان می کند تا برای مردم سرمشق زندگی باشد و به همین جهت، این جانب تصمیم گرفتم به خواست خداوند متعال، داستانهایی را پیرامون چند موضوع انتخاب کنم تا شاید ان شاءاللّه کمکی در راه نشر معارف اسلامی باشد. و اولین موضوع را «نماز» قرار دادم. (البته این تعداد داستان، انتخابی است از میان داستانهای بسیاری که پیرامون این موضوع وجود دارد). امید است که مفید واقع شود ان شاء الله تعالی.
محمود علی محمدلو
5/11/74

جایگاه نماز

«عن ابی عبداللَّه علیه السلام قال: جاء رجل الی رسول اللَّه صلی اللَّه علیه وآله فقال: یا رسول اللَّه اخبرنی عن الاسلام اصله ... فقال اصله الصلاة ...».
(تهذیب، ج 2، ص 242)
«امام صادق - علیه السلام - فرمودند: مردی به محضر جدم رسول خدا - صلی اللَّه علیه وآله - آمد و گفت: یا رسول اللَّه! از ریشه اسلام مرا با خبر سازید ... رسول خدا - صلی اللَّه علیه وآله - گفت: ریشه اسلام نماز است».
«قال الصّادق علیه السّلام: مَن قبل اللَّهُ منه صلاةً واحِدة لم یعذّبه ...».
(من لایحضره الفقیه، ج 1، ح 641، ص 211)
«امام صادق - علیه السّلام - فرمودند: خداوند از هرکس یک نمازبپذیرد،او راعذاب نخواهدکرد...».

حالت امام زین العابدین (ع) قبل از نماز

وقتی امام زین العابدین علیه السلام از وضو فارغ می شد و آماده نماز می گردید، لرزه بر اعضای بدن آن حضرت مستولی می شد! وقتی راجع به این موضوع از آن بزرگوار سؤال کردند، فرمود: «مگر نمی دانید که من در حضور چه خدای بزرگی می ایستم؟ و با چه پروردگار عظیم الشأنی مناجات می نمایم؟».**ستارگان درخشان، محمد جواد نجفی، ج 3، ص 20.***