قصه های اسلامی و تکه های تاریخی

نویسنده : عمران علیزاده

مقدمه

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی خیر خلقه محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی ائهم اجمعین
یکی از انواع کلام قصه و داستان است که در مقام بیان مطالب و تفهیم مقاصد از آن استفاده میشود.
قصه ها و داستانها فکر انسانرا بحرکت آورده باعث تفکر - که از بهترین عبادتها است میشود، فاقصص القصص لعلهم یتفکرون: قصه ها را بیان کن شاید آنها تفکر کنند.**اعراف: 176 ***
قصه ها انسان را از وضع گذشتگان مطلع ساخته باعث عبرت گرفتن از حال و سرگذشت آنها میشود، لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب: در قصه های آنها عبرتی بود برای صاحبان عقل.**هود: 120 ***
داستانها تاریخ گذشتگان را به انسان بازگو نموده و بر معلومات او افزوده و آئینه دل او را روشن میسازد، قصه و داستان موجب ثبات قلب و پایداری انسان در راه هدف میشود، و وسیله پند گرفتن و یادآوری است، و کلا نقص علیک من انباء الرذسل ما نثبت به فوادک و جائک فی هذه الحق و موعظه و ذکری للمومنین: بطور کلی از خبرهای پیامبران برای تو نقل میکنم آنچه را که دل تو را با آن ثابت میداریم، و برای تو در این قصه ها حق بیان شده و برای مومنان موعظه و تذکر هست.**یوسف: 111 ***
جنید بغدادی گوید: گوش دادن به قصه ها و حکایات از لشگریان خدای متعال است که بوسیله آن دلهای مریدان را ثابت و محکم میکند، پرسیدند: شاهدی بر این ادعا داری؟ این آیه را خواند: کلا نقص علیک من انباء الرسل...**شرح نهج البلاغه ج 2 ص 211 ***
کتابهای گذشتگان پر است از قصه های تاریخی، اخلاقی فضائلی، اعتقادی و... موقع مطالعه کتب مختلف داستانهائی را که برایم دلچسب واقع شده بود یادداشت کرده بودم متأسفانه مقداری از آنها در اثر غفلت و نقل و انتقال از بین رفت، بقیه را که برای برادران و خواهران مفید میدانستم حیفم آمد که از بین برود، لذا آنها را جمع نموده و در اختیار عزیزان قرار دادم که شاید برای عده ای مفید افتد و یا لااقل باعث تذکر و تغییر ذائقه فکری شود.
برای حصول اطمینان و تسهیل کار کسانی که میخواهند به منابع اصلی مراجعه کنند مدارک قصه ها و مطالب نشان داده میشود و تا آنجا که برایم ممکن بود سعی شده که مطالب درست و صحیح نقل شود، از برادران دینی انتظارم آنستکه اگر از این خدمت ناچیز بهره ای بردند مرا با دعای خیر یاد کنند، و اگر قصوری دیدند تذکرم دهند، و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب.
تبریز: عمران علیزاده

1 - عبادت سه نفری:

عنیف کندی گوید: در زمان جاهلیت بقصد خرید لباس و عطریات برای خانواده ام به مکه رفته به عباس بن عبدالمطلب که مرد تاجر بود وارد شدم، روزی در مسجدالحرام نشسته بود و به کعبه نگاه میکردیم، آفتاب در وسط آسمان نمود روی به کعبه ایستاد، پسری آمد و در طرف راست جوان ایستاد بعد بانوئی آمد و در پشت سر آنها ایستاد جوان به رکوع رفت آن دو نیز به رکوع رفتند، جوان سر از رکوع برداشت آن دو نیز سر برداشتند، جوان به سجده رفت آن دو نیز به سجده رفتند.
به عباس گفتم: این کار بزرگی است، عباس گفت: بلی کار بزرگی است، میدانی این جوان کیست؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است، و آن پسر علی فرزند برادرم ابوطالب است، و آن بانو خدیجه دختر خویلد همسر محمد است، برادرزاده ام میگوید: پروردگار آسمانها و زمین است که او را به این دین مأمور نموده است، بخدا سوگند در روی زمین این دین بجز از این سه نفر پیرو ندارند. مدرک: 1 - اسد الغابه تألیف عزالدین علی بن ابی الکرم شیبانی معروف به ابن اثیر متوفای سال 630 ج 3 ص 414.
2 - استیعاب تألیف ابو عمر یوسف بن عبدالله بن عبدالبر متوفای سال 462 هجری در شاطبه اندلس ج 3 ص 163.
عنیف کندب برادر اشعث بن قیس بود از وی انحرافی دیده نشد بلکه بر حسب روایتی برادرش اشعث را بخاطر شرکت در قتل علی علیه السلام توبیخ میکرد.
عباس بن عبدالمطلب عموی رسول اکرم دو سال و یا سه سال از آن حضرت بزرگ بود، پیش از هجرت نبوی به آن حضرت ایمان آورده بود در مکه اقامت نموده اخبار مکه را به آن بزرگوار می نوشت قبل از فتح مکه به آن حضرت پیوست، پس از پیامبر اکرم زنده بود، در آخر عمر نابینا شد، بالاخره بسال 32 هجری در مدینه از دنیا رفت و در بقیع بخاک سپرده شد.
خدیجه دختر خویلد بانوی معظمه مکه همسر رسول اکرم، حضرت در بیست و پنج سالگی با او که چهل ساله بود ازدواج نمود، تمامی فرزندان آن حضرت جز ابراهیم از آن بانو بود، وی اولین بانوئی بود که به آن بزروگوار ایمان آورد، طبق روایات متعدد از بهترین بانوان بهشت است، پس از 65 سال عمر بنابر مشهور در ماه رمضان سه سال پیش از هجرت از دنیا رفت و در حجون دفن شد.

2 - اولین مؤمن

از علی علیه السلام نقل شده که می فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدایم من صدیق اکبرم، به غیر از من هر کس این دعا را بکند دروغگو و افتراگر است، هفت سال پیش از مردم با رسول خدا نماز خواندم.
ابن عباس میگفت: اولین کسی که با پیغمبر نماز خواند علی بود، جابر بن عبدالله می گفت: رسول خدا روز دوشنبه مبعوث شد و علی روز سه شنبه با او نماز خواند، زیدبن ارقم میگفت: علی اولین مسلمان است. مدرک کتاب الکامل ج 2 ص 37.
(علی علیه السلام شش ساله بود که رسول خدا او را بخانه خود برد و مانند یگانه پسر خانواده زیر تربیت خود قرار داده تمام اخلاق و روحیات خود را در مدت چهار و پنج سال به او منتقل ساخت، خود آن حضرت در خطبه قاصعه میفرماید: وضعنی فی حجره و انا ولد یضمنی الی صدره و یکنفنی فی فراشه و یمسنی جسده: مرا در آغوش خود قرار می داد در حالی که من پسر بچه بودم بسینه خود می چسباند، در بستر خود مرا جا میداد بدن شریف خود را در تماس من قرار میداد.)
(با این وضع نارسا است اگر بگوییم: علی ایمان آورد چون کافر نبود که ایمان بیاورد، بلکه از اول مؤمن بود، خود حضرت در خطبه چهارم نهج البلاغه میفرماید: ما شککت فی الحق مذاریته در حق شک نکردم از روی که آنرا بمن نشان دادند - ع )
عبداله بن عباس که بخاطر وسعت علم و اطلاعاتش به (حبر الامه )معروف و از شاگردان و ارادتمندان امیر المومنین علیه السلام، مادرش لبابه کبری بود، موقعی که رسول خدا و بنی هاشم در شعب ابوطالب محصور بودند بدنیا آمد، موقع وفات رسول خدا سیزده سال داشت و بقولی پانزده سال، در سال 68 هجری در طائف از دنیا رفت.
جابر بن عبداله انصاری از طائفه خزرج و یکی از بزرگان اصحاب رسول خدا و از دوستداران خاندان عصمت و طهارت بود، خدمت علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین و امام باقر علیهم السلام را درک نمود، 94 سال در دنیا عمر کرد، بسال 74 یا 77 وفات یافت. زید بن ارقم از طائفه خزرج و از سابقین در اسلام است، در اکثر غزوات رسول اکرم شرکت داشت، وی از علاقمندان علی علیه السلام بود و در جنگ صفین شرکت کرد، بعداً ساکن کوفه شد و در آنجا خانه بنا نمود تا در سال 68 در زمان مختار از دنیا رفت.