فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

علائم و نتایج توبه

علامات توبه عبارتند از:
1- پشیمانی از گذشته.
2- شتاب در جبران گذشته ها، چنانکه در خبر است که:
الذنوب عند الله استصغار الذنوب و تأخیر التوبة ** مصباح الهدایه /320.***؛ گناه نزد خدا آن است که گناهان را کوچک شماری و در توبه تأخیر کنی ).
و نتایج توبه عبارتند از:
1- محبت الهی (...ان الله یحب التوابین...) **بقره /222.***؛ (خداوند توبه کنندگان را دوست دارد).
2- ریختن گناهان. (التائب من الذنب کمن لا ذنب له **اصول کافی 2/435.***؛ توبه کننده از گناه مثل کسی است که گناه نکرده است ).
3- تبدیل گناهان به حسنات. ...فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات... **فرقان /70.***؛ (آنانند که خداونند گناهانشان را به حسنات تبدیل فرموده است ).
4- طلب آمرزش حاملان عرش. (فاغفر للذین تابوا) **غافر/7.***؛ (خدایا توبه کنند گان را بیامرز ).

درجات توبه

قبلاً بیان شد که توبه به معنای برگشتن از (معصیت ) و پرداختن به (اطاعت ) و (عبادت ) الهی است. این توبه درجاتی دارد که عبارتند از:
1- (توبه عاملان ) یعنی دست برداشتن از کارهای زشت و پرداختن به اعمال پسندیده.
2- (توبه زاهدان ) یعنی دل کندن از دنیا و بی رغبت شدن به آن.
3- (توبه حاضران ) یعنی بیدار شدن از خواب غفلت و حاضر شدن در محضر پروردگار.
4- (توبه متخلقان ) یعنی دست برداشتن از اخلاق ناشایست و تخلق به اخلاق شایسته.
5- (توبه عارفان ) یعنی دیدن همه خوبیها از جمال خداوند و ندیدن هیچ خوبی از خود و در خود. اهل معرفت اگر احیاناً چیز خوبی را به خود نسبت بدهند، توبه کردن از آن و فعل حق تعالی دانستن آن را واجب می دانند.
6- (توبه موحدان ) یعنی رجوع از غیر خدا به خدا که در اینجا وجود (تائب ) محو و فراموش گشته و لذا گناهان او نیز به تبع وجود او محو می شوند. ** بحث توبه در این گفتار برگرفته از آرای عزالدین کاشانی، عارف قرن هشتم هجری است( ر.ک: مصباح الهدایه /363).***

عشق و محبت به پروردگار

پایه و اساس همه احوال خوش سالکان کوی حق، محبت و عشق به پروردگار است و چون محبت موهبت محض است، حالاتی را که از آن به دست می آیند (مواهب ) می خوانند.
محبت عشق درونی به مطالعه جمال صفات و مشاهده جمال ذات است.
و لذت این محبت به همه اجزای وجود اثر می کنند. هم روح را لذت مشاهده و هم قلب را لذت مذاکره و هم نفس را لذت معامله می بخشد تا جایی که لذت اطاعت از همه لذت دیگر برتر می گردد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن دعایی به خداوند عرض می کند:
اللهم اجعل احب الی من نفسی و سمعی و بصری و اهلی و مالی و من الماء البارد ** مصباح الهدایه /375.***؛ خدایا! دوستی و محبت خودت را نزد من از محبت به خودم و گوش و چشم و خانواده و مال و منالم و از آب سرد و گوارا بیشتر قرار بده ).
علامات محبت به خداوند فراوان است؛ زیرا هر مویی بر اندام محب شاهد عادلی بر صدق محبت وی دارد و هر حرکت و سکون وی علامت و نشانه ای بر آن است.
برای تمیز بین عاشقان راستین پروردگار از مدعیان عشق به حق، برخی از علامات آن را ذکر می کنیم:
1- در دل عاشق پروردگار محبت دنیا و آخرت وجود ندارد، چنانکه خداوند به عیسی علیه السلام فرمود که:
یا عیسی انی اذا اطلعت علی قلب عبد فلم اجد فیه حب الدنیا و الأخرة ملأته حبی ** مصباح الهدایه /407.*** ای عیسی!وقتی که من در قلب بنده ای هیچ محبت دنیا و آخرت را ندیدم، آن را از محبت خود پر می کنم ).
و در اخبار داوود علیه السلام آمده است که:
یا داوود انی حرمت علی القلوب ان یدخلها حبی و حب غیری ** مصباح الهدایه /407.***؛ ای داوود! من ورود محبت خودم و محبت غیر خودم را بر یک دل حرام گردانیدم ).
البته ممکن است که محبت الهی با مهربانی نسبت به خلق خدا در یک دل جمع شود و برخی گمان کنند که آن مهربانی نیز همان محبت است در حالی که چنین نیست. نشانه مهربانی آن است که اگر او را میان ترک خدا یا خلق مخیر کنند او خلق را ترک می کند.
روزی حسین بن علی علیه السلام به پدر بزرگوارش عرض کرد: ای پدر آیا مرا دوست می داری؟ فرمود: آری فرزندم. عرض کرد: آیا خدا را نیز دوست می داری؟ فرمود: آری. عرض کرد: هیهات که دو محبت در یک قلب جمع شوند.
علی علیه السلام از این سخن به گریه در آمد. آنگاه عرض کرد: ای پدر!اگر شما میان کشته شدن من و رها کردن ایمان مخیر گردی، کدام یک را می پذیری؟ فرمود: کشته شدن تو را. عرض کرد: ای پدر تو را بشارت باد که آن محبت و عشق است به خداوند و این مهربانی و شفقت است بر من. ** مصباح الهدایه /407.***
2- هر چیز نیکوی دیگری را که به وی عرضه کنند، به آن توجه نکرده و نظر از جمال محبوب برنگرداند.
3- هر چه را که موجب رسیدن به محبوب و معشوق است، دوست می دارد و مطیع و تسلیم آن می باشد؛ زیرا آن محبت و اطاعت عین محبت و اطاعت محبوب است.
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله... **آل عمران /31.***؛ (بگو اگر خدا را دوست می دارید از من اطاعت کنید تا خداوند نیز شما را دوست بدارد).
من یطع الرسول فقد اطاع الله... ** نساء /80.*** (کسی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است ).
مناسب است در اینجا به شعر مجنون درباره محبت اشاره ای داشته باشیم:
اذل لال لیلی فی هویها - و احتمل الاصاغر و الکبارا
(در هوای لیلی تبعیت و اطاعت خاندان او را تحمل می کنم و هر کار کوچک و بزرگی در این راه برای من آسان و قابل تحمل است ).
4- از موانع رسیدن به محبوب و معشوق گر چه فرزند خود باشد بر حذر می باشد.
5- بر ذکر و یاد معشوق و محبوب حریص و مشعوف است، چنانکه فرموده اند که: (و من احب شیئاً احب ذکره ** بحار الأنوار 13/24.***؛ اگر کسی چیزی را دوست داشته باشد از آن بسیار یاد می کند ).
پس محب واقعی کسی است که از یاد و یاد آوری محبوب خود هرگز ملول و خسته نمی شود بلکه هر بار که نام وی را می شنود، لذت و شادمانی مخصوصی در خود احساس می کند و حتی اگر از کسی سرزنشی شنید می گوید:
اجد الملامة فی هواک لذیذة - حباً لذکرک فلیلمنی اللوم **مصباح الهدایه، ص 408.***
(ملامت شنیدن در راه تو را گوارا می یابم چون می خواهم نام تو را بشنوم، پس ملامت کنندگان ملامتم کنند).
6- از محبوب و معشوق در همه اوامر و نواهی اطاعت کرده و هرگز قصد مخالفت حکم او را نمی کند.
7- هر چه را انتخاب می کند در صدد آن است که جلب نظر و رضایت محبوب و معشوق کند نه چیز دیگر.
8- اندک توجهی را که از محبوب به او شده بسیار زیاد دانسته و اطاعتهای فراوان خود را اندک می شمارد.
خداوند به عزیز پیامبر علیه السلام وحی فرستاده که:
ان من شرط المحبة ان تستقلل کثیر عبادتک فان مثلک کثیر و تستکثر قلیل فضلی فان لک لیس مثلی ؛ از شروط محبت آن است که عبادات زیاد خود را اندک بینی چون از قبیل تو عبادت کنندگان فراوانند و نعمتهای کم و کوچک من را زیاد ببینی چون مثل من کسی وجود ندارد).
قلیل منک یکفینی ولکن - قلیلک لا یقال له قلیل
(کم تو مرا کافی است ولکن اندک تو را نمی توان کم نامید).
9- مشاهده محبوب و وصال او موجب نقصان در شوق او نمی گردد، بلکه در هر یک از لحظات مشاهده، داعیه (هل من مزید ) در نهاد بر انگیخته می شود و هر قدر که مراتب قرب او زیاد گردد، نظر به مرحله بالاتر از آن دارد و بر شوقش افزوده می شود و لذا همان طور که جمال محبوب بی نهایت است شوق محبت را نیز پایانی نیست.
پایان