فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

توکل

منظور از (توکل )، واگذار کردن کار به تدبیر وکیل مطلق، خداوند سبحان و اعتماد بر کفالت کفیل ارزاق است. (توکل ) نتیجه ایمان حقیقی به حسن تدبیر و تقدیر خدای عزیز و علیم است، ...و علی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین ** مائده /23.***؛
(بر خدا توکل کنید اگر اهل ایمانید ).
و این ایمان در رتبه یقین است به این معنی که انسان بداند که همه امور بر اساس تقدیر و تقسیم عادلانه الهی صورت گرفته و قابل تغییر و تبدیل نیست. و علامت توکل آن است که شخص متوکل زمام تدبیر امور خود را به قبضه تقدیر می سپارد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: من احب ان یکون اتقی الناس فلیتوکل علی الله ** بحار الأنوار 71/151 / روایت 51 / باب 36.***؛ هر کس که دوست دارد که متقی ترین مردم باشد، بر خداوند توکل کند ).
زیرا هر کس که در سایه توکل به مرحله یقین برسد، از هیچ حادثه ای نگرانی پیدا نخواهد کرد. **البته توکل به معنای تنبلی و سستی در وظایف و خود کم بینی نیست، بلکه منظور با توکل زانوی شتر بستن است. ***
ضد توکل (خود بینی ) و اعتماد بیجا به خویشتن و غفلت از قدرت بی انتهای خداوند است.

توبه

پایه و اساس همه مقامات و کلید همه خیرات (توبه ) است.
آلودگان به گناه را جز توبه پاک نگرداند و فرو رفتگان دریای معاصی را جز کشتی توبه به ساحل نجات نرساند.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: (عجبت لمن یقنط و معه الاستغفار ** فیض الاسلام / نهج البلاغه / کلمات قصار 84.***؛ در شگفتم از کسی که استغفار همراه اوست ولی او نامیده است ).
و چون توبه موجب رهایی نفس از هلاکت می باشد، کوتاهی و تأخیر در آن ظلم بر نفس محسوب می شود ...و من لم یتب فاولئک هم الظالمون ** حجرات / 11.***؛ (و آنان که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند ).

مقدمات و مقارنات و ارکان توبه

(توبه نصوح ) متوقف بر سه مقدمه و چهار مقارن و پنج رکن است.
اما مقدمات سه گانه که (احوال توبه ) نامیده می شوند و بایستی قبل از توبه وجود داشته باشند عبارتند از:
1- بیداری.
2- باز دارندگی.
3- راهیابی.
اما (بیداری ) آن حالتی است که در آغاز توبه در دل آدمی پدید می آید که او را از خواب غفلت بر انگیخته و به گمراهی خویش آگاه می سازد. این حالت را(تیقظ ) نیز می نامند.
و اما (باز دارندگی ) حالتی است که انسان را از ادامه پیمودن راه خلاف و ضلالت منع کرده و بر یافتن راه حق بر می انگیزاند.
و (راهیابی ) حالتی است که انسان را بر یافتن راه حق راهنمایی می کند.
مثل اینکه مسافری راه را گم کرده و در بیراهه خوابیده باشد، ناگهان راهنمایی می آید و او را از خواب بیدار کرده و مصمم به ترک بیراهه و پیمودن راه درست نموده و سپس او را در راه درست قرار می دهد.
و اما (مقارنات چهار گانه ) که بایستی همزمان با توبه وجود داشته باشند و کمک به توبه کنند عبارتند از:
1- دیدن عیوب.
2- رعایت.
3- محاسبه.
4- مراقبه.
اما (دیدن عیوب ) آن است که انسان به هیچ عملی از اعمال خود با چشم نیکویی ننگرد. بلکه آن را معیوب و ناقص بداند.
و اما (رعایت ) آن است که انسان پیوسته ظاهر و باطن خود را از قصد مخالفت با حق و میل به آن حفظ و حراست بنماید؛ زیرا همان طور که معصیت گناه ظاهری است، یاد آوری معصیت و لذت بردن از آن پس از ترک معصیت نیز گناه باطنی است. پس انسان تائب باید از یاد آوری و مرور ذهنی گناهان گذشته نیز که موجب لذت می شوند خود داری کند؛ زیرا تنفر قلبی از گناه گذشته در جبران آن تأثیر بسزایی دارد.
و اما (محاسبه ) آن است که انسان همواره در جستجوی احوال و اعمال نفس خویش بوده و هر چه که از عبادت یا معصیت از او صادر می شود روز به روز، بلکه ساعت به شمارش کرده و به وسیله کم و زیاد بودن آنها از چگونگی حال خویش واقف شود.
در روایت آمده است که: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر **بحار الأنوار 70/73.***؛ قبل از آنکه به پای میز محاکمه کشیده شوید، خود را محاکمه کنید و قبل از آنکه به پای میزان بروید اعمال خود را وزن کنید و برای آن روز عرضه که بر خداوند عرضه می شوید خود را آماده کنید).
و اما (مراقبه ) آن است که انسان در همه حرکات و سکنات ظاهری و خاطرات قلبی خویش خداوند را شاهد و ناظر ببیند و همان طور که از گناهان ظاهری بر حذر می باشد از گناهان قلبی نیز احتراز کند، و به واسطه آنکه خود را در محضر خداوند می بیند ظاهر و باطن او توبه کرده باشند و به این آیه شریفه توجه داشته باشد که:
افمن هو قائم علی کل نفس بما کسبت... ** رعد /33.***؛ (آیا کسی که بالای سر همه ایستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است) و اعمال همه را می بیند(، همچون کسی است که هیچ یک از این صفات را ندارد)!).
و اما ارکان پنجگانه که توبه بر آنها استوار است عبارتند از:
1- ادای واجبات.
2- جبران گذشته ها.
3- طلب حلال.
4- رد مظالم.
5- مجاهده و مخالفت با نفس.
اما (ادای واجبات ) آن است که انسان تمامی واجباتی را که خداوند به او فرمان انجام آنها را داده است، به جای آورد و از محرماتی که خداوند ترک آنها را فرمان داده است خود داری کند.
و اما (جبران گذشته ها ) آن است که انسان هر واجبی را که در گذشته ترک کرده است در حال حاضر انجام بدهد.
و اما (طلب حلال ) آن است که انسان خوراک و پوشاک خود را از راه سالم و حلال تأمین کند و هر چه را که شایبه حرمت یا شبهه دارد رها کند؛ زیرا حلیت اینها در تصفیه باطن اثر بسیار بزرگی دارد و شرع مقدس نیز همگان را به آن ملزم فرموده است رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: (طلب الحلال فریضة بعد الفریضة **کنز العمال / ج 4 / ح 9203***؛ بعد از انجام عبادات واجب، دنبال روزی حلال رفتن امری ضروری و واجب است ).
و اما (رد مظالم ) آن است که انسان ظلم و ستم گذشته خود را در مورد حقوق دیگران جبران کند. پس اگر به اموال آنها تعدی کرده آن مال را بر گرداند و اگر جنایتی از قبیل قتل و جرح و ضرب و شتم و غیبت و سخن چینی انجام داده با قصاص یا دیه یا تحصیل رضایت صاحبانش، حقوق پایمال شده آنان را تدارک نموده و ذمه خود را بری گرداند.
و اما (مجاهده و مخالفت با نفس ) آن است که انسان نفس خود را از آنچه که به آن عادت کرده و خو گرفته، مانند شهوات، خواسته ها و تمایلات، ریاضت دهد تا به ترک لذت عادت پیدا کند و به انجام اوامر و ترک منهیات پروردگار صبر کند و رضایت بدهد.