فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

تقوا و ورع

پایه دین و اساس اسلام (تقوا) است، چنانکه در روایت است که: (افضل دینکم الورع ** بحار الأنوار 1/167/ ح 9 / باب 1.***؛ بهترین بخش دین شما تقوا و پارسایی است ).
تقوا در اصل حفظ نفس از افتادن در گناهان است، چنانکه در روایت است که امام سجاد علیه السلام فرمود: من عمل بما افترض الله علیه فهو من خیر الناس، و من اجتنب ما حرم الله علیه فهو من أعبد الناس و من أورع الناس و من قنع بما قسم الله له فقو من أغنی الناس ** بحار الأنوار 78/153 / ح 16 / باب 21.***؛ هر کس به آنچه خداوند بر او واجب کرده است عمل کند او از بهترین مردم است. و هر کس از آنچه خداوند حرام کرده دوری نماید از عابدترین و پرهیزگارترین مردم است و هر کس به تقسیم خداوند قناعت کند از بی نیازترین مردم است ).
برخی از باب احتیاط گفته اند: تقوا عبارت از ترک شبهات و گفتار و کردار غیر ضروری خواه در ظاهر و خواه در باطن است، هر چند که شرع مقدس ظاهراً آنها را مجاز دانسته باشد. پس تقوا و پرهیز از محرمات جز با ترک شبهات حاصل نمی شود.
و من حام حول الحمی أوشک ان یقع فیه **بحار الأنوار 70/84 / بیان روایت 17 / باب 46.***؛ هر کس که حوالی قرقگاه بگردد احتمال دارد که به آنجا وارد شود).
ضد تقوا (عدم مبالات ) و بی اعتنایی به وظیفه است که روایات فراوانی در مذمت آن وارد شده است.

شکر و سپاسگزاری

شکر در لغت به معنای هر گونه کشف و اظهاری است، ولی در اصطلاح عالمان و دانشمندان به معنای اظهار نعمت منعم به وسیله اعتراف قلبی یا زبانی می باشد. اعتراف قلبی فقط اظهار نعمت منعم برای خویشتن است، ولی اعتراف زبانی اظهار آن برای دیگران، پس کمال شکر هم در اعتراف قلبی است و هم در اعتراف زبانی.
و یکی از نعمتهای بزرگ الهی توفیق شکر گزاری است و لذا شکر آن نیز واجب، ولی انجام آن نا ممکن است؛ مگر با ندیدن خود و تحیر و استغراق در دریای نعمت پروردگار.
حضرت داوود علیه السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! چگونه تو را سپاس و شکر گویم در حالی که نمی توانم، مگر آنکه توفیق آن را بدهی که باز خود نعمتی است و شکری دیگر می طلبد و تا بی نهایت جلو می رود. خداوند به وی وحی فرمود که: همین که این را دانستی خود شکر محسوب می شود. ** عن داوود علیه السلام قال: یا رب! کیف اشکرک و انا لا استطیع ان اشکرک الا بنعمة ثانیة من نعمک فاوحی الله تعالی الیه اذا عرفت هذا فقد شکرتنی ، (بحار الأنوار 71/36، روایت 32 / باب 61 / چاپ تهران). ***
البته این بدان معنا نیست که انسان در شکر گزاری کوشش و تلاش نکند، بلکه باید در عین شکر گزاری اعتراف به ناتوانی خویش نیز بنماید.
(شکر) آغازی دارد و انجامی؛ (آغاز) آن علم به وجود نعمت و وجوب شکر و کیفیت شکر هر نعمت است؛ یعنی بداند که مثلاً اموال دنیوی، نعمتهای الهی هستند و او موظف به شکر گزاری است و راه شکر گزاری نیز به کار بردن نعمتها در راهی که صاحب نعمت بیان کرده است. و همچنین هر یک از اعضا و قوای ظاهری و باطنی بدن نعمتی الهی هستند که باید در مقابل آنها شکر گزارده و بداند که راه شکر گزاری آنها چیست. مثلاً (زبان و نطق ) نعمتی است و شکر آن تلاوت کلام الهی و ذکر حق و اظهار نعمت و صداقت و خیر خواهی، کفران آن دروغ و بهتان و غیبت و فحش و سخن چینی است.
و (چشم و بینایی ) نعمتی است که شکر آن مطالعه آیات قدرت و حکمت الهی در جهان هستی، و کفران آن نگاه به محرمات و مناظر غیر مجاز است.
و همچنین (گوش و شنوایی ) نعمتی است که شکر آن شنیدن کلام الهی و مواعظ و حکمت، و کفران آن شنیدن غیبت و لغو و حرفهای بیجاست.
و (عقل ) نعمتی است که شکر آن قبول علوم الهی و هدایت پذیری و اصلاح امور معاش و معاد، و کفران آن رد علوم ایمانی و مکر و فریب و اندیشه در انجام شرور است.
و (علم ) نعمتی است که شکر آن راهنمایی دیگران بر انجام اعمال شایسته و نشر و گسترش و تعلیم آن نسبت به کسانی که شایستگی آن را دارند، و کفران آن تفاخر و مراء و جدال کردن به وسیله علم و تعلیم آن به نا اهلان است.
فمن منح الجهال علماً اضاعة - و من منع المستوجبین فقد ظلم
(کسی که علم را به جاهلان عرضه کند، مقام علم را ضایع کرده است و کسی که علم را از افراد مستعد باز دارد، به آنها ظلم کرده است(یا به علم ظلم کرده است) ).
و خلاصه همه اعضا و جوارح و قوای جسمانی و روحی و فکری نعمت الهی هستند. پس اگر بنده این نعمتها را شناخته و چگونگی شکر آنها را بداند، به شکر علمی که آغاز شکر می باشد رسیده است.
و انجام شکر، عمل بر مقتضای علم به شکر گزاری است که (شکر عملی) نیز نامیده می شود
و اما (شکر عملی ) زحمت چندانی ندارد ولی (شکر عملی ) دشوار و بسیار کمیاب است و لذا قرآن می فرماید:
...اعملوا آل داود شکراً و قلیل من عبادی الشکور ** سبأ /13.***؛ (ای خاندان داوود! شکر کنید که بندگان شاکر من کم هستند).

نعمتهای دنیوی و اخروی

تمامی نعمتهای الهی منحصر به دو بخش می باشند:
1- نعمتهای دنیوی، مثل سلامتی و عافیت و ثروت و دارایی.
2- نعمتهای اخروی، مثل ایمان و عمل صالح و فقر و بلا.
نعمتهای دنیوی، ظاهری و نعمتهای اخروی، باطنی هستند که هر کدام شکر مخصوص خود را می طلبند.
ضد شکر (ناسپاسی ) است و گناه و زشتی آن واضح و مستغنی از بیان است.