فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

آدابی چند از زبان اهل ادب

(بر گرفته از مصباح الهدایه)**مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تألیف عارف نامدار قرن هشتم هجری (عز الدین کاشانی ) است که در رشته های مختلف علمی صاحب رأی و نظر بوده است وی این کتاب را از عوارف المعارف (شهاب الدین سهروردی ) اقتباس کرده ولی تبویب و ترتیب جدیدی به آن داده است. برای توضیح بیشتر، ر.ک: (اخلاق به زبان ادبی و عرفانی / از آثار مؤلف ). ***

معنای ادب

معنای ادب نیکو کردن اخلاق و زیبا ساختن اقوال و افعال است.
و افعال بر دو بخش هستند:
1- افعال قلبی که (نیات ) نیز نامیده می شوند.
2- افعال بدنی که (اعمال ) نیز نامیده می شوند.
پس مجموعه آنچه که از آدمی سر می زند چهار چیز است:
1- اخلاق.
2- اقوال.
3- نیات.
4- اعمال
و اما اخلاق، (نیات باطنی ) و اقوال و (اعمال ظاهری ) هستند و ادیب کامل کسی است که هم ظاهر و هم باطن وی به زیبایی اخلاق و اقوال و نیات و اعمال آراسته باشد؛ یعنی اخلاق وی مطابق اقوال و نیات وی مطابق با اعمال او باشد، به عبارت دیگر آن طور که هست بنماید و آن طور که می نماید باشد.
بنابر این هر کس که صادقانه خواهان کمال است باید ظاهر و باطن خود را اولاً، از زشتی و ثانیاً، از ناهمگونی حفظ کند تا مؤدب گردد. هرگز اخلاق و احوال او با اقوال وی تضاد نداشته باشد و اگر احیاناً سخنی بگوید که خود به آن متصف نیست آن سخن را خلاف ادب بداند.
ذکر این نکته لازم است که منشأ همه ادبها، اخلاق و احوال و اقوال و افعال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که هر انسانی به اندازه پیروی از آن حضرت نصیب و بهره ای می برد و بی گمان کمال ادب مشروط به پیروی کامل و دریافت آداب از آن بزرگوار است؛ چرا که تربیت کننده وی خداوند می باشد که فرمود: (ادبنی ربی فاحسن تأدیبی **تفسیر نور الثقلین 5/392.***؛ خداوند مرا تربیت کرد و نیکو تربیت فرمود ).

تربیت اعضا و جوارح

انسان باید همواره اعضا و جوارح خود را به وسیله اعمال شایسته بیاراید؛ زیرا تا وقتی که در لباس بشریت به سر می برد، چاره ای از انجام اعمال ظاهری ندارد و به هیچ وجه و در هیچ حالی این وظیفه از او ساقط نخواهد شد. و تا وقتی که آثار آداب ظاهری در فردی نمایان نباشد، نشانه آن است که باطن او نیز هنوز مؤدب نشده است؛ زیرا ادب ظاهر نشانه ادب باطن است.
روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مشاهده فرمود که شخصی در نماز با ریش خود بازی می کند. فرمود: (لو خشع قلبه لخشعت جوارحه **بحار الأنوار 84/228.***؛ اگر قلب او خاشع بود هر آینه اعضای بدن او نیز خاشع می بودند ).
و ادیب فرزانه کسی است که هیچ یک از آداب ظاهری و باطنی را ترک نکند؛ زیرا بی اعتنایی به آداب ظاهری موجب مجازات ظاهری و سستی در آداب باطنی موجب کیفر باطنی می شود.
از (جنید) حکایت است که می گوید: روزی در مسجد (شونیزیه ) با جمعی در انتظار جنازه ای بودیم تا بر آن نماز بخوانیم. فقیری دیدم که وارد مسجد شد و دست نیاز به سوی مردم دراز کرد. من با خود گفتم: اگر این شخص به کار کسبی می پرداخت و مخارج زندگی خویش را تأمین می کرد بهتر بود. آن شب در خواب دیدم که مرده ای نزد من آوردند و گفتند: از گوشت این مرده تناول کن. گفتم: چگونه گوشت انسان مرده ای را بخورم؟ گفتند: همان طور که دیروز خوردی. چون نیک نگریستم دیدم همان فقیر است که دیروز در مسجد گدایی می کرد. فهمیدم کیفر آن چیزی است که من با خود درباره او گفتم.
گفتم: من با زبان غیبت او را نکردم، بلکه فقط در ذهن من چیزی درباره او خطور کرد. گفتند: مگر نمی دانی که گذاشتن چیزی از ذهن تو مانند ادای سخنی است بر زبان دیگران؟ گفتم: توبه کردم از آن مطلب. فوراً آن مرده را از نزد من برداشتند.