فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

رابطه عقل و علم و صبر

صبر جوهر عقل است و هر قدر که عقل کاملتر باشد صبر نیز افزون تر است. حیات صبر به علم و قیام علم به صبر است و هر دو برخاسته از عقل هستند؛ یعنی تا اول عقل نباشد علم و صبر به وجود نمی آیند و تا علم نباشد که فضیلت راستین صبر را بشناساند (صبر جمیل ) محقق نمی شود و تا صبر نباشد علم و رهنمودهای علمی بی فایده خواهد بود. پس کمال علم به صبر و جمال صبر به علم و کمال و جمال عقل به علم و صبر است.
و رد شرافت صب همین بس که جزای آن بی حساب است که انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب **زمر /10.*** و هیچ چیز در تحکیم شخصیت آدمی به اندازه (صبر) مؤثر نیست.
البته صبر اقسام دیگری هم دارد که عبارتند از:
اول: صبر در معرکه جنگ و نبرد که (شجاعت ) نامیده می شود.
دوم: صبر در حال غضب و خشم که (حلم ) نامیده می شود.
سوم: صبر بر سختی طاعات و عبادات که (صبر بر طاعت ) نامیده می شود.
چهارم: صبر در گریز از شهوات که (صبر بر شهوت ) نامیده می شود. **برای صبر تقسیمات دیگری نیز شده است و آن اینکه صبر یا مربوط به نفس است یا به قلب و یا به روح و صبر نفس یا صبر در مقابل خواسته های نفسانی است و یا صبر در مقابل ناگواریها. و صبر در مقابل خواسته ها دو گونه است: 1- صبر واجب، مثل صبر در مقابل محرمات 2- صبر مستحب، مثل صبر در مقابل امور شبه ناک. و صبر در مقابل ناگواریها نیز بر دو قسم است: 1- صبر واجب، مثل صبر بر ادای واجبات از قبیل نماز و روزه و حج و...2- صبر مستحب، مثل صبر بر انجام مستحبات و کتمان کرامات و گمنام ماندن و پوشیده داشتن فقر و...برای صبر قلب و روح نیز همین تقسیمات را نموده اند که از محل بحث ما خارجند. ***
صبر از مرتبه های بلندی است که خداوند آن را منشأ بسیاری از فضیلتهای می داند و بر صابران صلوات و رحمت فرستاده است که فرمود: اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة... **بقره /157*** و پیامبران عظیم الشأن خویش را بر این خصلت پسندیده ستوده است مانند و اذکر عبدنا ایوب...انا وجدناه صابراً نعم العبدانه اواب ** ص / 42-44.*** (یاد آور بنده ما ایوب را...ما او را صابر یافتیم، چه نیکو بنده ای بود که دایم به درگاه ما متوجه بود ).
ناگفته نماند که مراد از (صبر در مصیبت ) خویشتن داری از فریاد و اعتراض و بی تابی است، ولی سوختن دل و جاری شدن اشک که مقتضای طبع بشری است تعارضی با صبر و بردباری ندارد. همان گونه که رسول خدا و سرور اولیا در اندوه و فراق فرزند خویش، ابراهیم اشک می ریختند. به آن حضرت عرض کردند: آیا شما ما را از امثال این باز نمی داشتید؟ فرمود: اشک چشم می ریزد و دل می سوزد، ولی سخنی که خدا را به غضب در آورد گفته نمی شود.

آدابی چند از زبان اهل ادب

(بر گرفته از مصباح الهدایه)**مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تألیف عارف نامدار قرن هشتم هجری (عز الدین کاشانی ) است که در رشته های مختلف علمی صاحب رأی و نظر بوده است وی این کتاب را از عوارف المعارف (شهاب الدین سهروردی ) اقتباس کرده ولی تبویب و ترتیب جدیدی به آن داده است. برای توضیح بیشتر، ر.ک: (اخلاق به زبان ادبی و عرفانی / از آثار مؤلف ). ***

معنای ادب

معنای ادب نیکو کردن اخلاق و زیبا ساختن اقوال و افعال است.
و افعال بر دو بخش هستند:
1- افعال قلبی که (نیات ) نیز نامیده می شوند.
2- افعال بدنی که (اعمال ) نیز نامیده می شوند.
پس مجموعه آنچه که از آدمی سر می زند چهار چیز است:
1- اخلاق.
2- اقوال.
3- نیات.
4- اعمال
و اما اخلاق، (نیات باطنی ) و اقوال و (اعمال ظاهری ) هستند و ادیب کامل کسی است که هم ظاهر و هم باطن وی به زیبایی اخلاق و اقوال و نیات و اعمال آراسته باشد؛ یعنی اخلاق وی مطابق اقوال و نیات وی مطابق با اعمال او باشد، به عبارت دیگر آن طور که هست بنماید و آن طور که می نماید باشد.
بنابر این هر کس که صادقانه خواهان کمال است باید ظاهر و باطن خود را اولاً، از زشتی و ثانیاً، از ناهمگونی حفظ کند تا مؤدب گردد. هرگز اخلاق و احوال او با اقوال وی تضاد نداشته باشد و اگر احیاناً سخنی بگوید که خود به آن متصف نیست آن سخن را خلاف ادب بداند.
ذکر این نکته لازم است که منشأ همه ادبها، اخلاق و احوال و اقوال و افعال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که هر انسانی به اندازه پیروی از آن حضرت نصیب و بهره ای می برد و بی گمان کمال ادب مشروط به پیروی کامل و دریافت آداب از آن بزرگوار است؛ چرا که تربیت کننده وی خداوند می باشد که فرمود: (ادبنی ربی فاحسن تأدیبی **تفسیر نور الثقلین 5/392.***؛ خداوند مرا تربیت کرد و نیکو تربیت فرمود ).